نوع مقاله: مقاله پژوهشی

مقایسه میزان شیوع انواع اختلالات رفتاری دانش‏آموزان دبستانی با نارسایی‏ها‏ی ویژه در یادگیری و عادی شهر اردبیل

دوره 1، شماره 1، بهار 1390، صفحه 1-26

حاتم محمدی، عزت الله نادری

چکیده این پژوهش به منظور مقایسه میزان شیوع انواع اختلالات رفتاری در دانش‏آموزان دبستانی با نارسایی‏های ویژه در یادگیری و عادی شهر اردبیل انجام گرفته است. نوع تحقیق کاربردی و به روش تحقیق زمینه ای انجام پذیرفته است. جامعه آماری کلیه دانش‏آموزان عادی و با نارسایی‏های ویژه در یادگیری شهر اردبیل است. نمونه آماری شامل 377 نفر از دانش‏آموزان عادی دوره ابتدایی (191 نفر پسر و 186 نفر دختر) و 80 دانش‏آموز با نارسایی‏های ویژه در یادگیری (40 نفر دختر و 40 نفر پسر) بوده‏اند که در سال تحصیلی89- 1388 در آموزشگاه‏های شهر اردبیل تحصیل می‏کردند. این پژوهش به روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای انجام شد و برای جمع‏آوری داده‏ها از فرم گزارش معلم آخنباخ برای هر دو گروه (دانش‏آموزان عادی و دانش‏آموزان با نارسایی‏های ویژه در یادگیری) استفاده شد. نتایج نشان داد که: 1) دانش‏آموزان با نارسایی‏های ویژه در یادگیری و عادی در میزان شیوع انواع اختلال‏های‏رفتاری، مشکلات‏عاطفی، مشکلات اضطرابی، مشکلات نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکلات رفتار مقابله‏ای و مشکلات سلوک تفاوت معنی‏داری دارند، به سخن دیگر این مشکلات در دانش ‏آموزان با نارسایی‏های ویژه در یادگیری بیشتر است. اما در میزان شیوع مشکلات جسمانی تفاوت‏ها‏ معنی‏دار نیست. 2) در هر‏دو گروه، بیشترین میزان شیوع مشکل در مقیاس مشکلات نارسایی توجه/ بیش فعالی و کمترین میزان شیوع مشکل در مقیاس مشکلات جسمانی است. براساس یافته‏های این پژوهش، پیشنهاد می‏شود اولیاء مدارس و روان‏شناسان علاوه بر در نظر داشتن متغیر نارسایی‏های ویژه در یادگیری، مراقب مشکلات رفتاری این دانش‏آموزان نیز باشند.

مقایسه تأثیر آموزش به شیوۀ الگوی راهبردی تفکر استقرایی و روش سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی در درس علوم‌تجربی پایۀ پنجم ابتدایی شهر همدان

دوره 1، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 1-18

داریوش امینی، غلامعلی افروز، حسن احدی، پرویز شریفی درآمدی، حیدرعلی هومن

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ تأثیر آموزش به شیوۀ الگوی راهبردی تفکر استقرایی و شیوۀ روش‌های تدریسی سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم‏توان ذهنی صورت پذیرفته است. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش‌آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. بدین منظور 60 نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر کم‏توان ذهنی پایۀ پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت تصادفی انتخاب شدند. افراد گروه نمونه به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل (15 نفری از دانش‌آموزان دختر و پسر) جایگزین شدند. قبل از اجرای طرح از گروه‌ها پیش آزمون به عمل آمده و گروه آزمایشی به مدت 4ماه درس علوم تجربی را به شیوۀ تدریس الگوی راهبردهای تفکر استقرایی در 24 جلسۀ 30 دقیقه‌ای توسط آموزگاران متبحر و آموزش دیده در مرکز اختلالات یادگیری فرا گرفت.
در پایان دورۀ عملکرد، گروه‌ها با یک پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه‌های کنترل (دختر و پسر) در این مدت تحت آموزش‌های معلم- شاگردی سنتی قرار داشتند.
یافته‌ها نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم توان ذهنی که درس علوم تجربی را با روش تدریس مبتنی بر مهارت‌های تفکر استقرایی آموزش دیده‌اند بیش از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی است که همین درس را با روش سنتی آموزش دیده بودند.
با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می‏شود برای یادگیری بهتر مفاهیم و آموزش مؤثر درس علوم تجربی به دانش آموزان کم‏توان ذهنی، معلمان از روش راهبردی تفکر استقرایی استفاده نمایند. 

تبیین خلاقیت دانش آموزان تیزهوش بر مبنای هوش، سن و رضامندی زناشویی والدین آنان

دوره 1، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 1-22

مهدی قدرتی، غلامعلی افروز، پرویز شریفی درآمدی، حیدرعلی هومن

چکیده هدف پژوهش حاضر کسب اطلاعات در زمینۀ پیش‏بینی خلاقیت دانش‏آموزان تیزهوش بر مبنای سن، هوش و رضامندی زناشویی والدین آنان، بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش همبستگی است. به منظور اجرای این پژوهش سیصد و سی دانش‏آموز (164 پسر و 166 دختر) از مدارس شهر تهران با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای از میان دانش‏آموزان با بهرۀ هوشی بالاتر از 120 انتخاب شدند. آزمون ماتریس‏های پیشرونده ریون (هوش ریون، 1941)، آزمون تفکر خلاق تورنس (فرم ب تصویری) (تورنس، 2002) در میان دانش آموزان به اجرا در آمد و مقیاس رضامندی زناشویی افروز (افروز، 1390) در میان والدین دانش‏آموزان فوق اجرا شد. با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیری و آزمون تحلیل واریانس داده‏های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رضامندی زناشویی والدین مهمترین پیش بین خلاقیت کودکان بوده است. همچنین هوش و سن به ترتیب دومین و سومین متغیرهای پیش بینی کنندۀ خلاقیت بودند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روابط زناشویی رضایت بخش و مطلوب والدین در کنار هوشمندی می‏تواند تبیین‏کنندۀ بهتری برای خلاقیت دانش آموزان باشد.

مقایسۀ میزان افسردگی و پرخاشگری در میان برادران و خواهران سالم 12-6 ساله کودکان درخودمانده و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 1-22

مرضیه کامیاب نژاد، مریم سیف نراقی، ارکان خوش کلام

چکیده هدف: هدف این پژوهش مقایسه میزان پرخاشگری و افسردگی در میان برادران و خواهران سالم 12-6 ساله کودکان درخودمانده و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر تهران در سال تحصیلی 91-90 است. روش این پژوهش از نوع کاربردی و شیوه‏ی انجام آن زمینه­ای است. جامعه آماری این پژوهش را برادران و خواهران سالم 12-6 ساله کودکان درخودمانده و مبتلا به نارسایی توجه/ بیش­فعالی تشکیل می­دهند. نمونه‏ی آماری، حجم و نحوه گزینش آن: تعداد نمونه 14 نفر از برادران و خواهران که 7 نفر مربوط به گروه درخودمانده و 7 نفر مربوط به گروه نارسایی توجه/بیش فعالی بود که از نمونه‏گیری دردسترس استفاده شد. روش جمع‏آوری داده‏ها و ابزارهای آن: داده­های پژوهش با استفاده از پرسشنامه هنجاریابی شده آخنباخ، فرم والدین، جمع‏آوری گردید. روش آماری: داده‏های گردآوری شده در دو بخش آمار توصیفی (فراوانی، درصد، درصد تراکمی و...) و آمار استنباطی (T مستقل) 05/0P=  تجزیه و تحلیل گردید. یافته‏ها: نتایج نشان داد که میزان پرخاشگری برادران کودکان درخودمانده بیش از برادران کودکان بیش فعال است. اما در میزان افسردگی برادران دو گروه تفاوتی مشاهده نشد. و میزان افسردگی و پرخاشگری در میان خواهران گروه درخودمانده بیش از گروه بیش فعال است. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که میزان پرخاشگری و افسردگی در میان برادران و خواهران کودکان درخودمانده بیش از برادران و خواهران کودکان بیش فعال است. با توجه به اینکه میزان پرخاشگری و افسردگی در میان برادران و خواهران کودکان درخودمانده بیشتر از گروه بیش فعال بود، لذا تدوین راهکارهایی برای والدین این کودکان در جهت پیشگیری از بروز پرخاشگری و افسردگی مفید می­باشد.

تأثیر آموزشی چندرسانه‏ای بر میزان یادگیری و یادداری ریاضی دانش آموزان دختر کم توان ذهنی پایۀ چهارم شهر اراک

دوره 2، شماره 5، بهار 1391، صفحه 1-20

اسماعیل زارعی زوارکی، فرزانه غریبی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزشی چند رسانه‏ای بر میزان یادگیری و یادداری ریاضی دانش‏آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر پایۀ چهارم ابتدایی صورت پذیرفته است. روش موردنظر در این پژوهش شبه آزمایشی و جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانش آموزان دختر کم توان ذهنی کلاس چهارم ابتدایی شهر اراک و نمونۀ آماری، نمونۀ تمام شمار از جامعۀ مورد پژوهش بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم بندی شدند. گروه آزمایش طی سه جلسه با استفاده از نرم افزار آموزشی محقق ساخته آموزش دیدند. اما گروه گواه به شیوۀ متداول و بدون بهره گیری از چندرسانه‏ای آموزش دیدند. به منظور بررسی تغییرات حاصله، ابتدا یک پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش در معرض متغیر مستقل قرار گرفت و از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و بعد از گذشت زمان دوهفته‏ای، پس آزمون دوم با هدف اندازه گیری میزان یادداری اجرا گردید. در تجزیه و تحلیل آماری از آمار توصیفی و استنباطی کمک گرفته شد. یافته‏ها نشان داد که میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری افزایش یافته است. به طور کلی نتایج به دست آمده از این پژوهش برتری میزان یادگیری و یادداری دانش آموزانی که مطالب را از طریق چند رسانه‏ای آموزشی دریافت کرده بودند نشان داد. بنابراین پیشنهاد می‏شود که در تدریس و یادگیری ریاضیات برای این دانش آموزان می‏توان از چندرسانه‏ای آموزشی ریاضی استفاده کرد.  

بررسی رابطة دلبستگی به خدا و سلامت روان در والدین کودکان استثنایی و عادی شهر همدان سال تحصیلی 1388-1387

دوره 2، شماره 6، تابستان 1391، صفحه 1-20

امین حسن پور، مریم سیف نراقی، احمد قره خانی، مسعود جعفری

چکیده هدف:  هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة بین دلبستگی به خدا و سلامت روان در والدین کودکان استثنایی و عادی است.  روش: این پژوهش از تحقیقات کاربردی و شیوة انجام گرفتن آن همبستگی است.تعداد 358 نفر(125 نفر والدین دانش آموزان عادی و 233 نفر والدین دانش آموزان استثنایی) به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدندو به مقیاس های سبک های دلبستگی به خدا (لارسن[1] و غباری، 2009 ) و SCL-90-R پاسخ دادند . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی، آزمون t فریذلی و آزمون z فیشر انجام شد.  یافته‏ها:‌ یافته ها نشان داده است که میان دلبستگی به خدا و سلامت روان  دو گروه ارتباط معنادار وجود دارد و همچنین شدت رابطة این دو متغیر در والدین کودکان استثنایی نسبت به والدین کودکان عادی بیشتر است(p=/0001) ). نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دلبستگی به خدا و سلامت روان والدین کودکان استثنایی و عادی رابطة معناداری وجود دارد.  پیشنهاد: بر این اساس پیشنهاد می شود به منظور کاهش بار فشار روانی والدین کودکان استثنایی و ارتقای سطح سلامت روان این والدین، شایسته است که آنها به گرایش به مذهب و توکل به خدا ترغیب شوند.  

رابطة سبک‏های مقابله‏ای و حمایت اجتماعی ادراک شده با مقیاس‏های بهزیستی روانی در بین والدین با کودکان استثنایی و عادی شهر کرمانشاه در سال 1389*

دوره 2، شماره 7، پاییز 1391، صفحه 1-26

کیوان کاکابرایی، علی اکبر ارجمندنیا، غلامعلی افروز

چکیده هدف این مطالعه بررسی رابطة سبک‏های مقابله و حمایت اجتماعی با مقیاس‌هایِ بهزیستی روانی در بین والدین است. روشِ پژوهش از نوع کاربردی و شیوۀ انجام گرفتن آن همبستگی است. جامعه کلیۀ والدین بافرزند استثنایی و عادی شهر کرمانشاه بود و نمونه متشکل از 800 نفر والدین بافرزند استثنایی و عادی که به روش نمونه‏گیری تصادفی ساده و چندمرحله‏ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‌ها از ابزارهای سبک مقابله (کوهن،2006)، حمایتِ اجتماعی (زیمت،1988)، رضایت از زندگی (دینر،1985)و برنامة عاطفة مثبت و منفی (واتسون،1988) استفاده گردید و با روش آماری ماتریس همبستگی یافته‌ها نشان داد که در دو گروهِ والدین، رابطة بین نمرة ابعاد حمایت اجتماعی بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت وبا عاطفة منفی، منفی و معنادار و رابطة بین سبکِ مقابلة مسالۀ‏مدار بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت وبا عاطفة منفی، منفی و معنادار بودند. همچنین رابطة بین سبک مقابلة هیجان‏مدار بارضایت از زندگی مثبت و غیرمعنادار وبا عاطفة مثبت و عاطفة منفی، مثبت و معنادار بود ورابطة بین سبک مقابلة اجتنابی بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت و معنادار وبا عاطفة منفی، منفی و غیرمعنادار بود. نتیجه گیری: بین حمایت اجتماعی و سبک مقابلة با بهزیستی روانی والدین رابطه وجود داشت، پیشنهاد می‌گردد سازمانهای مسئول خدمات روان‏شناختی به هنگام و رایگان را برای این والدین فراهم آورند.

شناسایی نقش عوامل تنش‌زای دوران بارداری در ابتلای کودکان به اختلال کاستی توجه و بیش‌فعالی

دوره 2، شماره 8، زمستان 1391، صفحه 1-20

احمد به‌پژوه، شیدا امیرافشاری، باقر غباری بناب، علی‏اکبر ارجمندنیا

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی نقش عوامل تنش‌زای دوران بارداری در ابتلای کودکان به اختلال کاستی توجه و بیش‌فعالی بود. در این پژوهش پس رویدادی 64 کودک با اختلال‌کاستی توجه و بیش‌فعالی و 61 کودک عادی از مراکز پیش دبستانی و مدارس ابتدایی پسرانه شهر جدید پرند در سال تحصیلی 90-1389 با استفاده از پرسشنامه تشخیص اختلال کاستی توجه و بیش فعالی توسط معلمان شناسایی شدند. سپس به مادران این دو گروه از دانش‏آموزان پرسشنامۀ محقق ساخته به منظور شناسایی عوامل تنش‌زای دوران بارداری داده شد. در این پژوهش، عوامل تنش‌زای دوران بارداری به عنوان متغیرهای تأثیرگذار و اختلال کاستی توجه و بیش فعالی به عنوان متغیر تأثیرپذیر و جنسیت به عنوان متغیر کنترل در نظر گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بیماری مادر، بحث و مشاجره با نزدیکان، نگرانی‌های مالی مادر در دوران بارداری و نگرانی‌های مادر در مورد زنده ماندن نوزاد هنگام زایمان به طور معناداری در گروه کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش‌فعالی بیشتر از گروه کودکان عادی بود. از یافته‌های مهم دیگر این بود که میانگین وزن کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش‌فعالی هنگام تولد در مقایسه با کودکان عادی به طور معناداری کمتر بود.

اثربخشی آموزش حافظۀ کاری بر کارکردهای اجرایی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان با نارسایی در املا

دوره 3، شماره 9، بهار 1392، صفحه 1-20

مختار ملک پور، سارا آقابابایی، احمد عابدی، مژگان شوشتری

چکیده دراین پژوهش، اثربخشی آموزش حافظه کاری بر کارکردهای اجرایی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان با ناتوانی یادگیری املا مورد مطالعه قرار گرفت. روش این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش‌آموزان دختر پایۀ سوم ابتدایی دارای به ناتوانی یادگیری املا شهر اصفهان در سال تحصیلی 90 - 1389 بود. به منظور انجام پژوهش، 30 دانش‏آموز با ناتوانی یادگیری املا به شیوة نمونه‏گیری تصادفی چند مرحله‏ای، انتخاب و با روش تصادفی در گروه‏های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده عبارتند از آزمون عصب ـ روان‏شناختی نپسی (NEPSY)، مقیاس هوش کودکان وکسلر، چک لیست شناسایی دانش‏آموزان با ناتوانی یادگیری املا، مصاحبه بالینی وآزمون عملکرد تحصیلی املا بود. آموزش حافظه کاری به صورت گروهی در گروه آزمایش انجام گرفت. برای آزمون فرضیه‌ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که تأثیر آموزش حافظه کاری بر کارکردهای اجرایی و عملکرد املای دانش‏آموزان با ناتوانی یادگیری املا به لحاظ آماری معنادار است. آموزش حافظه کاری می‌تواند به عنوان یک روش مداخله ای در بهبود کارکردهای اجرایی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان با ناتوانی یادگیری املا مورد استفاده قرار گیرد.

اثربخشی آموزش رایانه یار بر حافظه کاری بر بهبود کارکردهای اجرایی و عملکرد ریاضیات دانش‌آموزان با اختلال ریاضیات

دوره 3، شماره 11، پاییز 1392، صفحه 1-20

سکینه سلطانی کوهبنانی، حمید علیزاده، ژانت هاشمی، غلامرضا صرامی، ساجده سلطانی کوهبانی

چکیده تحقیق حاضر به منظور اثربخشی آموزش رایانه­یار حافظة کاری بر بهبود کارکرد­های اجراییو عملکر­د ریاضی دانش­آموزان با اختلال ریاضیات انجام گرفت. در تحقیق نیمه آزمایشی حاضر 20 دانش آموز با اختلال ریاضیات دختر پایه سوم تا پنجم ابتدایی به روش نمونه­گیری در دسترس از مراکز اختلال­هاییادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1390- 1391 انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. تمامی آزمودنی‌ها با استفاده از آزمون ریاضیات کی­مت و آزمون‌های کارکرد اجرایی (برج لندن، عملکرد مداوم، کارت‌های استروپ)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مرحله بعد گروه آزمایشی (دانش­آموزان با اختلال ریاضیات) در معرض آموزش رایانه یار حافظه کاری قرار گرفتند. برنامه آموزشی به مدت 20 جلسه در 7 هفته ارایه شد. پس از این مرحله تمامی آزمودنی‌ها(اعم از گروه آزمایش و کنترل) مجدداً از نظر کارکردهای اجرایی و عملکرد ریاضیمورد سنجش قرار گرفتند. یادآوری می‌گردد که دانش‌آموزان گروه کنترل در معرض هیچ یک از مداخلات قرار نگرفتند و هر دو گروه فقط آموزش‌های مدرسه را دریافت می‌کردند. با فاصله یک ماه، آزمون پیگیری نیز انجام گرفت. داد­ه­های به دست آمده از پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از t وابسته مورد تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافته­های تحقیق می­توان بیان کرد که آموزش رایانه یار حافظه کاری تأثیر معنی­داری بر کارکردهایاجرایی و عملکرد ریاضی دانش‌آموزان با اختلال ریاضیات داشته است. کارکردهایاجراییو عملکرد ریاضی دانش‌آموزان با اختلال ریاضیات در اثر آموزش برنامه رایانه­یار حافظه­کاری ارتقا می‌یابد. نتایج این تحقیق می‌تواند در مداخله­های عصب شناختی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.

تأثیر آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس بر نشانه‌های مثبت و منفی کودکان با اختلال نارسایی توجه-بیش‌فعالی

دوره 3، شماره 12، زمستان 1392، صفحه 1-26

محسن امیری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس بر کاهش علائم مثبت و منفی اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی و افزایش عملکرد رفتاری، فرزندان‌شان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی دارای طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. ازاین‌رو تعداد 24 نفر از مادرانی که فرزندان‌شان با استفاده از معرفی معلمان، پرسش‌نامه کانرز و مصاحبه تشخیصی دارای این اختلال تشخیص داده‌شده بودند به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل همتا‌سازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه مرضی کودکانCSI-4، مقیاس درجه‌بندی کانرز والدین و پرسش‌نامه عملکرد رفتاری کودکان بود. آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس در قالب 10 جلسه نوددقیقه‌ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان دو گروه آزمایشی و کنترل پرسش‌نامه‌های یادشده را به‌عنوان پس‌آزمون تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. تحلیل نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آزمایشی برافزایش عملکرد رفتاری (05/0P<) و همچنین نشانگر تأثیر کاربندی در کاهش، علائم اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی ترکیبی و بیش‌فعالی (05/0P<) کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بود اما هیچ تأثیری را بر علائم نارسایی‌توجه این کودکان نشان نداد. به‌طورکلی یافته‌ها نشان می‌دهند که آموزش والدین به شیوه آدلر-درایکورسی، مشکلات رفتاری فرزندان را کاهش داده و سبب کاهش نشانه‌های مرضی کودکان با اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی می‌شود.

مقایسه مؤلفه های خودکارآمدپنداری بین نوجوانان پسر کم‌بینا و بینا

دوره 4، شماره 13، بهار 1393، صفحه 1-14

رضا احمدی، پرویز شریفی درآمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسۀ مؤلفه‌های خودکارآمدپنداری بین نوجوانان پسر کم‌بینا و بینا بود. روش پژوهش از نوع علی-مقایسهای بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ نوجوانان کم‌بینا و بینای سال دوم راهنمایی تحصیلی شهر تهران بود. حجم نمونۀ موردنظر 50 نفر (30 نفر دانش­آموز پسر بینا و 20 نفر دانش‌آموز پسر کم­بینا) بود. از روش نمونه­گیری در دسترس برای دانش‌آموزان کم‌بینا و روش نمونه­گیری تصادفی ساده برای دانش‌آموزان بینا از یک مدرسه راهنمایی هم‌جوار استفاده گردید. لازم به ذکر است که در این پژوهش آزمودنی­ها بر اساس متغیرهای جنسیت، سن و وضعیت اقتصادی- اجتماعی همتاسازی شده­اند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش پرسشنامۀ خودکارآمدپنداری بندورا بود و به‌صورت گروهی اجرا شد. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از آزمون t مستقل استفاده ‌شده است. یافته­های پژوهش نشان داد که در مؤلفه­های "موفقیت تحصیلی"،"­یادگیری از طریق خودنظم‌دهی"­،­"فعالیت‌های فوق‌برنامه"،"برآوردن انتظارات دیگران"،"خودنظم‌دهی انگیزشی"­در بین دانش­آموزان پسر بینا و  دانش‌آموزان پسرکم بینا تفاوت معنی‌داری وجود دارد)01/0>p (. همچنین میزان خودکارآمدپنداری در مؤلفۀ "استحکام خود" بین دانش‌آموزان پسر کم‌بینا و بینا تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<p). بنابر نتایج حاصله، میزان خودکارآمدپنداری دانش‌آموزان پسر بینا نسبت به دانش‌آموزان پسرکم بینا بیشتر است. بنابراین پیشنهاد می‌شود معلمین، اولیاء و دست‌اندرکاران امر آموزش از طریق ارائه الگوهای رفتاری مناسب برمبنای انتقال احساس خودکارآمدپنداری در نوجوانان کم‌بینا عمل کنند. همچنین پیشنهاد می‌شود فرصت‌های اجتماعی کافی برای دانش‌آموزان کم‌بینا جهت افزایش توانمندی و رشد انگیزش درونی در آنها فراهم گردد.

تاثیر روش آموزش تقلید متقابل بر بهبود نشانگان کودکان با اختلال درخودماندگی

دوره 4، شماره 16، زمستان 1393، صفحه 1-19

کامبیز پوشنه، نجمه صیام، مهیا عابدی کوپایی

چکیده  
هدف پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش تقلید متقابل بر بهبود نشانگان کودکان با اختلال درخودماندگی بود. بدین منظوربا استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس، 24 کودک با اختلال درخودماندگی( 30 تا 54 ماهه ) از یک مرکز توانبخشی و نگه­داری کودکان درخودمانده انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی­های گروه آزمایش آموزش تقلید متقابل را طی70جلسه( 3روز در هفته و هر جلسه 20 دقیقه­ای )دریافت کردند. در این پژوهش از آزمون گارز به عنوان پیش­آ­زمون و پس­آ­زمون استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس داده­ها نشان داد که آموزش تقلید متقابل بر بهبود نشانگان کودکان با درخودماندگی گروه آزمایش تاثیر معنی دار داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت روش آموزش تقلید متقابل منجر به بهبود نشانگان(تعاملات اجتماعی، ارتباطات و رفتارکلیشه­ای) در کودکان درخودمانده می­شود. به بیان دیگر مداخله رفتاری ـ طبیعی به عنوان یک درمان انتخابی جدید و بالقوه مهم برای کودکان درخودمانده موثر است.
 

اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی زوجین بر عملکرد خانواده‌های دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی

دوره 5، شماره 17، بهار 1394، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1457

ارغوان شریعت، مختار ملک پور، امیر قمرانی

چکیده تحقیق حاضر، بررسی اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی زوجین بر عملکرد خانواده‌های دارای فرزندان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی بود. 60  نفر از والدین که  فرزندان آنها  دارای علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی بودند، به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله‌ای خوشه‌ای انتخاب شدند، سپس نمونه‌ها بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند.  گروه آزمایش 7 جلسه مداخلات آموزش الگوی ارتباطی زوجین را دریافت کردند. در هر دو گروه آزمایش و کنترل از دو پرسشنامه‌ی عملکرد خانواده  و علایم مرضی کودک در مرحله‌ی پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته‌ها نشان داد که برنامه‌ی آموزش الگوی ارتباطی زوجین منجر به افزایش عملکرد خانواده و زیر مقیاس‌های آن شامل ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، حل مشکل، همراهی عاطفی،کنترل رفتار و عملکرد کلی خانواده می‌گردد(05/0p<). در نتیجه علایم اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی در کودکان این خانواده‌ها کاهش یافت(05/0p<). پژوهش حاضر نشان می‌دهد آموزش الگوی ارتباطی زوجین به والدین می‌تواند عملکرد خانواده و زیر مقیاس‌های عملکرد خانواده شامل ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، حل مشکل، همراهی عاطفی،کنترل رفتار وعملکرد کلی آن را به صورت معنی‌داری افزایش دهد.

اثربخشی بازتوانی شناختی رایانه‌یار بر بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی (نوع اغلب بی‌توجه)

دوره 5، شماره 19، پاییز 1394، صفحه 1-126

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1636

سمیه رباط میلی، احمد برجعلی، حمید علیزاده، مصطفی نوکنی، نورعلی فرخی

چکیده هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی رایانه‌یار بر بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی با تظاهر بی‌توجهی بود. در این پژوهش بازتوانی شناختی رایانه‌یار به وسیله نرم‌افزار گاگنی‌پلاس برای 6 کودک دارای اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی (نوع اغلب بی‌توجه) در قالب پژوهش‌ موردی اجرا شد که آزمودنی‌ها به شکل دو به دو با خطوط پایه 3، 5 و 7 گانه به مدت 15 جلسه سی دقیقه‌ای وارد مرحله درمان شدند و سپس مرحله پیگیری 1 ماهه اجرا شد. در راستای سنجش تغییرات از آزمون "برو- نرو" و مقیاس درجه‌بندی شدت مشکلات رفتاری کانرز (فرم والدین و فرم معلم) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که درصد کاهش برای هر یک از خرده‌مقیاس‌های بازداری پاسخ (خطای ارایه و بازداری) برای کل آزمودنی‌ها به ترتیب برابر با 71/42% و 91/57% است. به نظر می‌رسد که بازتوانی شناختی رایانه‌یار در قالب جلسات فردی، می‌تواند درمان مؤثری در بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی باشد.

دقیق‌آموزی: مداخله‌ای رفتاری برای دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خواندن

دوره 5، شماره 20، زمستان 1394، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.2593

حمید علیزاده، حجت پیرزادی، باقر غباری بناب، شهلا پزشک، فرنگیس کاظمی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی مداخله‌های موثر برای اختلال یادگیری خواندن با تاکید بر رویکرد رفتاری و معرفی روش دقیق‌آموزی به‌عنوان نمونه‌ای از روش‌های مبتنی بر این رویکرد بود. روش: بدین منظور با روش مروری متون اصلی شامل کتاب‌ها و مقاله‌های علمی معتبر در این زمینه بین سال‌های 1954 تا 2015 از پایگاه‌های اطلاعاتیِ Google Scholar, ERIC, Science Direct و Pub Med استخراج و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. جستجو در این پایگاه‌ها با کلید واژه‌هایEvidence-based methods/intervention, Best practices, Special education, Learning disability/disorder, Effectiveness, Precision teaching بود. همچنین، از برخی منابع فارسی موجود در این زمینه استفاده شد. یافته‌ها: مرور ادبیات پژوهش نشان داد مداخله‌های موثر در اختلال یادگیری خواندن بر دیدگاه رفتاری مبتنی هستند و در این بین دقیق‌آموزی مداخله‌ای است که با رویکرد پاسخ به مداخله هماهنگی دارد. دقیق‌آموزی دارای ویژگی‌های منحصر به فردی مانند ارزیابی مداوم عملکرد، ثبت و نمایش عملکرد روی نمودار و تصمیم‌گیری بر مبنای چگونگی عملکرد یادگیرنده است که می‌تواند استفاده از آن برای افراد با اختلال یادگیری خواندن را اثربخش ‌سازد. نتیجه‌گیری: بر اساس مرور ادبیات پژوهش می‌توان گفت دقیق‌آموزی مداخله‌ای رفتاری در اختلال یادگیری است که به خاطر ویژگی‌هایی که در خود جای داده، توجه بیشتری را از سوی پژوهشگران و متخصصان بالینی این حوزه می‌طلبد. تعاریف، ویژگی‌ها، اصول و مراحل دقیق‌آموزی در متن مقاله به‌تفصیل بیان شده‌اند.

تأثیر آموزش مهارت‌های جرات‌ورزی بر بهبود روابط بین همسالان و حرمت‌خود دانش-آموزان دیرآموز

دوره 6، شماره 21، بهار 1395، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5279

عباسعلی حسین خانزاده، الیاس رحیمی، الهه استوی

چکیده  جرات­ورزی عنوان عامل مهمی در ارتقاء حرمت­خود و روابط بین فردی، محسوب می­شود. نتایج پژوهشها نشان داده­اند که دانش­آموزان دیرآموز از نظر اعتماد به خود و برقراری روابط بین فردی مشکل دارند. هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش مهارت­های جرات­ورزی بر بهبود روابط بین همسالان و حرمت خود دانش­آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه­آزمایشی و طرح آن پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه گواه بود. 24 دانش­آموز پسر پایه سوم تا ششم ابتدایی شهرستان رودبار که هوش مرزی داشتند بر حسب شرایط ورود به پژوهش انتخاب و به­صورت تصادفی در دو گروه دوازده نفره آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه روابط بین همسالان والتر هادسون و پرسشنامه حرمت­خود کوپراسمیت استفاده شد. به افراد گروه آزمایش طی 8 جلسه­ی یک ساعته مهارت­های جرات­ورزی آموزش داده شد، در حالی که شرکت­کنندگان گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک­راهه نشان داد آموزش مهارت­های جرات­ورزی موجب بهبود روابط بین همسالان در دانش­آموزان دیرآموز شده و نمره کل حرمت­خود را در آنان افزایش داده است. بر اساس این نتایج می­توان گفت که از آموزش مهارت­های جرات­ورزی می­توان به‌عنوان برنامه مداخله­ای جهت ارتقاء روابط با همسالان و حرمت­خود دانش­آموزان دیرآموز استفاده کرد.

تدوین برنامه مبتنی بر الگوی پاسخ به مداخله و تعیین اثربخشی آن بر بهبود املانویسی

دوره 6، شماره 22، تابستان 1395، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.7109

زهرا امین ابادی، حمید علیزاده، اسماعیل سعدی پور، صغرا ابراهیمی قوام، نورعلی فرخی

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه تقویت املاء بر اساس الگوی پاسخ-به-مداخله و مطالعه‌ی اثربخشی آن در تقویت عملکرد دانش‌آموزان با مشکلات املا نویسی پایه سوم ابتدایی بود. این پژوهش در دو مرحله‌ی تدوین و اعتباریابی برنامه و سنجش اثر بخشی آن اجرا شده است و از نوع طرح‌های تک‌آزمودنی AB بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش‌آموزان دختر و پسر پایه‌ی سوم ابتدایی سال تحصیلی 1394-95 شهر کرج بود. 20 دانش‌آموز به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مداخله‌ای سه ردیفی براساس الگوی پاسخ-به-مداخله (ردیف اول شامل گروه 5 نفری در 9 جلسه 30 دقیقه‌ای‌، ردیف دوم گروه‌های 3 نفری در 9 جلسه 45 دقیقه ای، ردیف سوم 12 جلسه یک ساعته انفرادی) شرکت داده شدند، و براساس برنامه تدوین شده براساس برنامه‌های متناسب با الگوی پاسخ-به-مداخله به روش‌ آموزش مستقیم، آموزش دیدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل آزمون املای کریمی و رضایی (1392) است. براساس نتایج بدست آمده از ICC اعتبار برنامه گرداوری شده برابر با 36/0 است، با توجه به (00/0> P)، از اعتبار مناسبی برای اجرا برخوردار می‌باشد. داده‌های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در هر ردیف با استفاده از روش محاسبه اندازه اثرتحلیل شدند. بر اساس ارزیابی و نظارت اجرا شده به ترتیب در هر ردیف مداخله 20، 10 و 20 درصد شرکت کنندگان پاسخ به مداخله داشتند و سایر شرکت کنندگان پیشرفتی در مداخلات اجرا شده نداشتند. باتوجه به ویژگی‌های شرکت کنندگان در پژوهش می توان نتیجه گرفت برنامه تدوین شده برای دانش‌آموزانی با ضعف درسی مناسب است.

تاثیر آموزش غنی‌شده با تلفن همراه بر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی، مشارکت و یادگیری دانش‌آموزان آسیب‌دیده بینایی

دوره 6، شماره 23، پاییز 1395، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.7365

زبیح‌اله اللهی، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی‌درآمدی، داریوش نوروزی، علی دلاور

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش غنی‌شده با تلفن  همراه بر میزان انگیزش پیشرفت  تحصیلی، مشارکت و یادگیری دانش آموزان آسیب دیده بینایی در درس زبان انگلیسی بود. پژوهش با روش نیمه‌آزمایشی اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان آسیب دیده بینایی پسر پایه دوم متوسطه در سطح کشور بودند. نمونه ی پژوهش شامل 52 دانش آموز آسیب دیده بینایی (26 نفر در گروه آزمایش و 26 نفر گروه گواه) بودند که به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. از پرسشنامه  انگیزش پیشرفت تحصیلی، پرسشنامه مشارکت محقق ساخته و آزمون زبان انگلیسی محقق ساخته برای جمع-آوری داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین میانگین نمرات یادگیری، انگیزش پیشرفت تحصیلی و مشارکت گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری مشاهده می‌شود و میانگین تعدیل‌شده نمرات یادگیری در گروه آزمایش، بالاتر از میانگین تعدیل شده نمرات پس‌آزمون در گروه گواه بود. آموزش غنی شده با تلفن همراه بر افزایش میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی، مشارکت و یادگیری دانش‌آموزان آسیب دیده بینایی در درس زبان انگلیسی تاثیر مثبت دارد. پیشنهاد می شود از تلفن همراه برای غنی‌سازی آموزش دانش آموزان آسیب دیده بینایی در درس زبان انگلیسی استفاده شود. نتایج پژوهش می‌تواند نقشه راهی برای طراحان آموزشی، دانشجویان رشته تکنولوژی آموزشی، متخصصان آموزش ویژه و معلمان آموزش ویژه و فراگیر جهت استفاده آموزشی از تلفن همراه باشد

تدوین برنامه آموزش مستقیم و ارزیابی اثربخشی آن بر مهارت های حل مسئله ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه

دوره 6، شماره 24، زمستان 1395، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22054/jpe.2017.21514.1547

معصومه ایمانی، حمید علیزاده، فرنگیس کاظمی، باقر غباری بناب

چکیده هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزش مستقیم و تعیین اثر بخشی آن بر یادگیری مهارت‌های حل مسئله ریاضی در دانش‌آموزان بااختلال یادگیری بود. بدین منظور 5 دانش‌آموز پسر با اختلال یادگیری ریاضی در پایه پنجم ابتدایی از یک مدرسه ابتدایی در ناحیه یک آموزش‌وپرورش شهر کرج به‌عنوان شرکت‌کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تشخیص اختلال یادگیری، آزمون محقق ساخته حل مسئله ریاضی، آزمون هوش وکسلر ، مصاحبه با والدین و معلمان و پرونده تحصیلی دانش‌آموزان بود. بر این اساس، داده‌های مورد نیاز با استفاده از طرح پژوهش تک آزمودنی از نوع تغییر ملاک در شرایط خط پایه، مداخله آموزشی و پیگیری جمع‌آوری شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها در خط پایه، برنامه آموزش مستقیم که بر اساس محتوای کتاب ریاضی پایه چهارم ابتدایی طراحی ‌شده بود، در شرایط مداخله آموزشی بر روی 5 نفر از دانش‌آموزان شرکت‌کننده اجرا گردید و هر یک از شرکت‌کنندگان بین 7 تا 13 جلسه آموزش مستقیم حل مسئله ریاضی در سه سطح (ساده، متوسط و سخت) و به مدت 45 تا60 دقیقه دریافت نمودند. مقایسه عملکرد ‌شرکت‌کنندگان در شرایط خط پایه، مداخله آموزشی و پیگیری نشان داد که آموزش مستقیم در افزایش مهارت حل مسئله تمامی شرکت‌کنندگان تأثیر مثبت داشته است و شرکت‌کنندگان پس از اجرای برنامه آموزشی توانستند به ملاک موفقیت و رفتار هدف دست یابند. بر این اساس می‌توان نتیجه‌گیری کرد که دراین مطالعه برنامه آموزش مستقیم طراحی‌شده در افزایش و یادگیری مها‌رت ‌های حل مسئله ریاضی اثربخش بوده‌است.

تجربه زیسته ی مربیان دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی: پژوهش کیفی پدیدارشناسی

دوره 7، شماره 25، بهار 1396، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22054/jpe.2017.7715

نیره نقدی، باقر غباری بناب

چکیده چکیده
مربیان بخش قابل ‌توجهی از روز را با دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی می‌گذرانند و از تجربیات زیستۀ آن‌ها می‌توان اطلاعات مفید و گران‌بهایی استخراج کرد. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر کشف تجربۀ زیستۀ مربیان دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی در ارتباط با ویژگی‌ها، رفتارها، تعاملات، واکنش‌های بین خود و دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی می‌باشد. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. شیوۀ گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته بود. بر این اساس از بین مربیان دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی، 19 نفر بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده‌های مصاحبه‌ها از روش کلایزی استفاده شد. پس از استخراج موضوعی و طبقه‌بندی آنها، یافته‌ها شامل 5 مضمون اصلی (تغییر باورها، عدم هماهنگی در ارائۀ خدمات ، تاثیر شغل در زندگی شخصی، ملزومات مربی‌گری و انتظارات والدین) و 15 مضمون فرعی بود. ارتباط این مضامین اصلی و فرعی در اصل مقاله آورده شده است. واکاوی تجارب مربیان دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی نشان داد که این گروه تأثیرگذار به شیوه‌های مختلفی از این دانش‌آموزان تأثیر می‌پذیرند و قادرند تأثیرات مختلفی نیز بر آن‌ها داشته باشند. بر این اساس می‌توان از تجارب آنان جهت حل مسائل و مشکلات دانش‌آموزان، والدین و مربیان بهره برد.

تدوین برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی (بازداری‌پاسخ، به‌روز‌‌رسانی، توجه‌پایدار) و ارزیابی میزان اثربخشی آن برکاهش نشانه‌های کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی

دوره 7، شماره 26، تابستان 1396، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22054/jpe.2017.24627.1622

سید سمیرا مدنی، حمید علیزاده، نور علی فرخی، الهام حکیمی راد

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزش بازداری پاسخ ، توجه پایدار و به روز رسانی و بررسی تأثیر آن بر نشانه‌های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی کودکان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در سال تحصیلی 95- 96 مدارس منطقه 1 ، منطقه 4 و کلینیک روان شناسی منطقه3 تهران بود. بعد از انتخاب 30 آزمودنی واجد شرایط به عنوان نمونه پژوهش، به شیوه تصادفی 15 کودک در گروه آزمایش و 15 کودک در گروه گواه قرار گرفتند. به منظور بررسی نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی کودکان از پرسش نامه تشخیصی اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی و برای ارزیابی کارکرد های اجرایی کودکان از آزمون های ان بک ، (CPT) ، آزمون برو- نرو استفاده شد. این برنامه توسط پژوهشگران طراحی شد و کودکان گروه آزمایشی در این برنامه16 جلسه ایی شرکت کردند و کودکان گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. نتایج داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و آزمون تی نشان داد که بین میانگین نمره های گروه آزمایشی و گواه در نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که برنامه آموزشی بازداری پاسخ، توجه پایدار و به روز رسانی باعث کاهش معنی دار نشانه های اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در کودکان گروه آزمایشی شده است.

اثربخشی آموزش حس عدد بر بهبود مهارت‌های عدد کودکان در خطر مشکلات ریاضی در دوره پیش‌دبستان

دوره 7، شماره 27، پاییز 1396، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.24136.1609

مسعود قاسمی، فریبرز درتاج، اسماعیل سعدی پور، علی دلاور، صدیقه سرابی

چکیده این مطالعه اثربخشی یک برنامه آموزش حس عدد را بر روی کودکان در خطر مشکلات ریاضی در سنین پیش از دبستان بررسی کرده است. این برنامه بر اساس مولفه های بنیادی حس عدد (شمارش، عملیات عدد، دانش عدد) و با رویکردی تحولی برای سنین پیش از دبستان طراحی شد. در ابتدا، تعداد 424 کودک پیش از دبستان از طریق دو پرسشنامه غربالگری (فرم مربی و فرم والدین) مورد ارزیابی قرار گرفتند و سپس با اجرای آزمون حس عدد جردن و دانش عدد از بین این کودکان،90 کودک در خطر مشکلات ریاضی تشخیص داده شدند. با بهره گیری از یک طرح شبه آزمایشی و با روش تصادفی آزمودنیها در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند گروههای آزمایشی به مدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش مداخله ای حس عدد قرار گرفتند. سپس مجددا هم گروهای آزمایشی و هم کنترل توسط آزمون حس عدد جردن مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج توسط روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تفاوت معنی دار بین پیشرفت دانش آموزان گروه آزمایشی (تحت تاثیر آموزش مداخله ای حس عدد) در مولفه های شمارش، عملیات عدد و دانش عدد در پس آزمون با گروه کنترل نشان داد. نتایج دلالت بر این دارد که آموزش حس عدد با بهبود مهارتهای حساب کودکان دارای مشکلات ریاضی، نقش پیشگیرانه ای در اختلالات ریاضی سنین بعدی خواهد داشت.

واکاوی اثربخشی نوروفیدبک در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش‌فعالی

دوره 7، شماره 28، زمستان 1396، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.26592.1656

شهروز نعمتی، حمید علیزاده

چکیده اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی اختلالی عصبی-تحولی است که چگونگی مدیریت و درمان آن برای والدین و نیز متخصصان حوزه نارسایی‌های تحولی چالش‌انگیز بوده است، در سال‌های اخیر نوروفیدبک یکی از رویکردهای به‌کار رفته در درمان اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی است که موثر بودن آن در حوزه‌ نارسایی‌های تحولی به‌ویژه اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی مجادله‌هایی را به‌ وجود آورده است. هدف پژوهش حاضر معرفی ماهیت، ویژگی‌ها و شواهد پژوهشی پیرامون موثر بودن نوروفیدبک در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش‌فعالی است. برای این منظور، با استفاده از کلیدواژه‌های ADHD, Neurofeedback, QEEG-Informed Neurofeedback, Efficacy of Neurofeedback Treatment in ADHD, ADHD and Meta-Analysis, Effect size in Neurofeedback Treatment in ADHD,EEG Biofeedback و در پایگاه‌های اطلاعاتی شامل Pupmed, Springer, ProQuest, Scopus ,Elsevier به همراه مقالات مداخله‌ای موجود در ایران در ارتباط با مداخلات نوروفیدبک برای گروه اختلال نارسایی توجه / بیش‌فعالی و تماس شخصی با برخی صاحب-نظران این حوزه، اطلاعات مورد نظر به صورت مروری بررسی شد. علی‌رغم گزارش موثر بودن نوروفیدبک در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در مراکز درمانی ایران مواردی مانند مسائل روش‌شناختی، و ویژگی‌هایی مانند ماهیت، همبودی و فعالیت‌های مبتنی بر شواهد، میزان اثربخشی نوروفیدبک را با احتیاط، شک و تردید مواجه می‌سازد. بر این اساس، نوروفیدبک تنها نوعی روش مداخله ای، و نه درمانی معجزه‌گر معرفی می‌کند و چالش‌های اخلاقی را پیش روی محققان قرار می دهد. سایر کاربردهای نظری و شواهد تجربی در ارتباط با نوروفیدبک و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی برای مطالعه بیشتر در ادامه متن آمده است.

طراحی و اعتباریابی الگوی آموزشی محیط یادگیری غنی شده با شبکه‌های اجتماعی مجازی برای دانش‌آموزان با آسیب شنوایی

دوره 8، شماره 29، بهار 1397، صفحه 1-34

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.28895.1705

احسان طوفانی نژاد، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی، شین داسون، محمدرضا نیلی احمدآبادی، علی دلاور

چکیده هدف این پژوهش شناسایی مولفه‌ها و چارچوب الگوی آموزشیمحیط یادگیری غنی شده با شبکه‌های اجتماعی مجازی برای دانش‌آموزان با آسیب شنوایی و اعتباریابی درونی آن است. روش این پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی است. در بخش کیفی برای به‌دست آوردن الگوی طراحی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتباریابی درونی از نظر متخصصان به روش پیمایشی پرسشنامه‌ای استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی متخصصین مرتبط با موضوع، اسناد و منابع مکتوب و الکترونیکی از پایگاه‌های داخلی و خارجی، و در بخش کمی متخصصین در حوزه تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه بود. انتخاب نمونه‌ها در هر دو بخش به‌صورت هدفمند و در بخش کیفی جهت مصاحبه 39 نفر از متخصصین و کارشناسان و در بخش کمی 34 نفر از متخصصین در دانشگاه‌های و موسسات مختلف کشور ایران، استرالیا و آمریکا بودند.جمع‌آوری داده‌ها در بخش کیفی با استفاده مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا از اسناد و پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه کیفی نیز با استفاده از روش تحلیل محتوای استقراییو در بخش کمی با استفاده روش‌های آماری توصیفی و استنباطی انجام شده است. طبق تحلیل محتوای انجام شده، هفت طبقه درگیر‌شدن، تعامل، بازخورد، محتوا، منابع، ارزشیابی و پشتیبانی به دست آمد. همچنین 24 زیر مؤلفه برای طبقه‌های اصلی استخراج شدند. پس از تحلیل محتوا و استخراج کدها، مؤلفه‌ها و زیر مؤلفه‌ها در قالب الگو ارائه گردید. نتایج حاصله از اعتباریابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی آموزشی ارائه شده از اعتبار درونی بالایی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش به دانش‌آموزان با آسیب شنوایی دارد