سینا برک؛ خلیل زندی؛ آزاد الله کرمی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل کیفی مطالعات انجامشده پیرامون نقش هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمیپژوهشی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱7 تا ۲۰۲۵ با روش فراتحلیل کیفی بررسی و با استفاده از چکلیست CASP، از نظر کیفیت علمی ارزیابی شدند. تحلیل در دو بُعد شکلی و محتوایی صورت گرفت. در بعد شکلی، ویژگیهای ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل کیفی مطالعات انجامشده پیرامون نقش هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمیپژوهشی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱7 تا ۲۰۲۵ با روش فراتحلیل کیفی بررسی و با استفاده از چکلیست CASP، از نظر کیفیت علمی ارزیابی شدند. تحلیل در دو بُعد شکلی و محتوایی صورت گرفت. در بعد شکلی، ویژگیهای مقالات از جمله نوع روش پژوهش، سال انتشار، نوع اختلال موردمطالعه، حجم نمونه، مرتبه علمی و رشته تخصصی نویسندگان بررسی شد. نتایج نشان داد بیشترین پژوهشها در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۳ انجام شدهاند، بیشتر از روشهای کمی بهره گرفتهاند، و تمرکز اصلی آنها بر اختلالاتی چون اوتیسم و اختلال خواندن بوده است. در بعد محتوایی، یافتهها نشان داد که کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه اصلی تعریف میشوند: ۱) تشخیص، غربالگری و درمان اختلالات یادگیری، ۲) حمایت از نیازهای عاطفی و رفتاری، و ۳) تقویت مهارتها و بهبود عملکرد تحصیلی. همچنین سه پیامد مهم استفاده از هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه شامل 1) بهبود یادگیری و شخصیسازی آموزش، 2) افزایش کارایی معلمان، و 3) ارتقای عدالت آموزشی شناسایی شد. باوجود این، چالشهایی نظیر کمبود داده، هزینههای بالا، و ملاحظات اخلاقی در کاربرد هوش مصنوعی همچنان مطرح است. یافتههای این پژوهش میتواند راهنمایی برای سیاستگذاران آموزشی در جهت توسعه راهکارهای فناورانه و فراگیر باشد.
یوسف ادیب؛ احد عظیمی آقبلاغ
چکیده
در پژوهش حاضر هدف، توصیف و فهم ادراک دانشجویان نابینا و کم بینا از محدودیتها تحصیلی آنان در سطح آموزش عالی بود. مطالعه حاضر در سال تحصیلی 99-1398 با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. از میان جامعة دانشجویان نابینا و کم بینا، تعداد 12 نفر از دانشجویان این طیف، با استفاده از شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب، و در مصاحبة ...
بیشتر
در پژوهش حاضر هدف، توصیف و فهم ادراک دانشجویان نابینا و کم بینا از محدودیتها تحصیلی آنان در سطح آموزش عالی بود. مطالعه حاضر در سال تحصیلی 99-1398 با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. از میان جامعة دانشجویان نابینا و کم بینا، تعداد 12 نفر از دانشجویان این طیف، با استفاده از شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب، و در مصاحبة عمیق نیمه ساختاریافته مشارکت کردند. تجزیه و تحلیل متن مصاحبهها با استفاده از الگوی تحلیل ارتباطی، و به صورت دستی انجام شد. راهبردهای اعتباربخشی به دادهها با استفاده از روشهای بازنگری ناظرین، بازنگری مشارکت کنندگان، تخصیص زمان کافی برای جمع آوری دادهها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق انجام شد.نتایج در طبقات اصلی"چالشهای کنکور"، " نامناسب بودن فضای فیزیکی دانشگاه" ، "چالشهای ارتباطی"، "چالشهای آموزشی" و"اهمال کاری سازمانی" و چندین طبقة فرعی استخراج شد. نتایج نشان داد، علیرغم تصویب و اجرای مقطعی قوانین حمایتکنندة داخلی و بین المللی از حقوق معلولان، نیازهای تحصیلی این قشر از دانشجویان کمتر مد نظر قرار میگیرد؛ و در عمل به الزامات تحصیلی آنان توجهی نمی-شود. پیشنهاد میشود متصدیان امر با مورد توجه قرار دادن دستاوردهای کاربردی پژوهش، اقدامات لازم را انجام دهند.