نسترن سیداسماعیلی قمی؛ علی سلمانی
چکیده
اختلال اوتیسم بهعلّت مشکلاتی که در رشد مهارتهای ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد میکند، تقریباً تمام اعضای خانواده، بهویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال میکند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام ...
بیشتر
اختلال اوتیسم بهعلّت مشکلاتی که در رشد مهارتهای ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد میکند، تقریباً تمام اعضای خانواده، بهویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال میکند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آنها برحسب ملاکهای ورود به پژوهش و بهروش نمونهگیری هدفمند 30 نفر انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسهی 75 دقیقهای برنامهی آموزش مهارتهای ارتباطی مککی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامهی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0ηp2=) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0ηp2=) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدینصورت که بعد از اجرای برنامهی آموزش مهارتهای ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارتهای ارتباطی میتوانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش مییابد.
علی شیخ الاسلامی؛ نسترن سیداسماعیلی قمی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون مبتنی بر ذهنآگاهی بر پریشانی روانشناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص انجام گرفت. روش پژوهش به شیوهی نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعهی آماری پژوهش را مادرانِ دانشآموزان مراکز ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون مبتنی بر ذهنآگاهی بر پریشانی روانشناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص انجام گرفت. روش پژوهش به شیوهی نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعهی آماری پژوهش را مادرانِ دانشآموزان مراکز ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل در سال 1397 تشکیل میدادند. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. نمونهی مورد مطالعه شامل 40 مادرِ دانشآموزان مراکز ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل بودند که بصورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر)، جایگزین شدند. شرکتکنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش فنون مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت نمودند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی استرس، اضطراب و افسردگی لاویبوند و لاویبوند (1995) استفاده شد. دادهها با روش آماری کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه کنترل در پسآزمون بهطور معناداری، پریشانی روانشناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) کمتری داشتند و فرضیهی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش فنون مبتنی بر ذهنآگاهی بر پریشانی روانشناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص مورد تائید قرارگرفته است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که آموزش فنون مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش پریشانی روانشناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص اثربخش است.
نسترن سیداسماعیلی قمی؛ علی شیخ الاسلامی
دوره 3، شماره 10 ، تیر 1392، ، صفحه 113-128
چکیده
در بین فعالیتهای کودکان،نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و به همین دلیلبه مقیاس وسیع در تشخیص روانی و رواندرمانگری به کار گرفته میشود. هدف پژوهشحاضر مقایسه نشانههای اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانشآموزان کمتوان ذهنیو عادی بود. نوع پژوهش، توصیفی از نوع علّی-مقایسهای بود. جامعه آماری ...
بیشتر
در بین فعالیتهای کودکان،نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و به همین دلیلبه مقیاس وسیع در تشخیص روانی و رواندرمانگری به کار گرفته میشود. هدف پژوهشحاضر مقایسه نشانههای اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانشآموزان کمتوان ذهنیو عادی بود. نوع پژوهش، توصیفی از نوع علّی-مقایسهای بود. جامعه آماری این پژوهشعبارت بود از کلیه دانشآموزان 11 ساله کمتوان ذهنی و عادی شهر شهریار در سالتحصیلی 91-1390 که از میان آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 33 دانشآموزکمتوان ذهنی و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای 33 دانشآموز عادی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از آزمون ترسیم آدمک استفاده شد. دادههااز طریق آزمون آماری u مانویتنیمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که بین میزان اضطراب و افسردگیدر نقاشی دانشآموزان کمتوان ذهنی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05p<)؛ به این معنا که دانشآموزان کمتوان ذهنی نشانههای اضطراب وافسردگی بیشتری را نسبت به دانشآموزان عادی در آزمون ترسیم آدمک نشان داده بودند.در نتیجه، میتوان با بررسی نقاشیهای کودکان به حالات عاطفی آنها از قبیل اضطرابو افسردگی پی برد و از آزمون ترسیم آدمک به عنوان یک ابزار تشخیصی یا کمک تشخیصیهم در کودکان کمتوان ذهنی و هم کودکان عادی استفاده نمود