کلیدواژه‌ها = خودکارآمدی

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین هوش هیجانی با مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 303-332

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.84141.2787

بهاره رضائی، ساناز Eyni، مهدی زمستانی

چکیده ناتوانی یادگیری شامل مشکلاتی در زمینه خواندن، نوشتن، گوش دادن، حل مسائل ریاضی و درک یا کاربرد زبان گفتاری است که موانع قابل‌توجهی را برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند و موجب مشکلاتی در مسائل تحصیلی و عملکرد شناختی می‌شود. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه حساسیت به طرد با مشکلات رفتاری عاطفی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری با نقش میانجی تنظیم هیجان انجام شد. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده‍ها (طرح تحقیق) از پژوهش‍های توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری در مراکز اختلال یادگیری شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 282 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های مشکلات رفتاری عاطفی راتر (1975)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005) و خودکارآمدی شرر و مادکس (1982) استفاده شد. تمام تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS27 و نرم‌افزار Lisrel 8.8 انجام شدند. یافته‌ها نشان داد که هوش هیجانی و خودکارآمدی بر مشکلات رفتاری عاطفی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری اثر منفی معنادار دارند. همچنین خودکارآمدی توانست میانجی روابط بین متغیرهای پژوهش باشد؛ بنابراین متغیر هوش هیجانی علاوه براثر مستقیم، به‌طور غیرمستقیم و از طریق خودکارآمدی نیز بر مشکلات رفتاری عاطفی تأثیر می‍گذارند. (01/0>P). با توجه‌ به یافته‌های پژوهش، در مراکز مشاوره و کلینیک‌های روان‌شناسی می‍توان در مورد تنظیم و کنترل هیجانات و خودکارآمدی درزمینه هوش هیجانی باهدف برقراری تعاملات سازنده با دیگران در کودکان با ناتوانی یادگیری به والدین و معلمان آموزش‌های لازم ارائه شود.

نقش واسطه‌ای انگیزش پیشرفت در رابطة خوش‌بینی و تاب‌آوری با خودکارآمدی در مبتلایان به معلولیت‌های جسمی-حرکتی

دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 231-260

https://doi.org/10.22054/jpe.2024.78383.2679

محمد هادی صافی، حسن مالدار حسن آبادی، یاسر رضاپور میرصالح، حمید خاکباز

چکیده معلولیت یک پدیده جهانی است که در همه اعصار و در تمام جوامع، بوده و هست. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای انگیزش پیشرفت در رابطه خوش‌بینی و تاب‌آوری با خودکارآمدی در مبتلایان به معلولیت جسمی-حرکتی شهر مشهد بوده است. جامعة آماری این پژوهش تمامی مبتلایان به معلولیت جسمی-حرکتی شهر مشهد بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده 218 نفر از آنان به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مقیاس انگیزش پیشرفت هلم‌ریچ و اسپنس (1977)، مقیاس خودکارآمدی شوارتز (1999)، مقیاس خوش‌بینی شی‌یر و کارور (1985) و مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تاب‌آوری و خوش‌بینی رابطة مستقیمی با خودکارآمدی و انگیزش پیشرفت داشتند و نقش میانجی انگیزش پیشرفت در ارتباط بین تاب‌آوری با خودکارآمدی و خوش‌بینی با خودکارآمدی تأیید شد. همچنین خوش‌بینی و تاب‌آوری بر انگیزش پیشرفت و خودکارآمدی تأثیر مثبت و معناداری داشتند.

تأثیر مداخله روانشناسی مثبت بر خودکارآمدی، تاب‌آوری و امید به زندگی مادران کودکان با ناتوانی هوشی

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 263-291

https://doi.org/10.22054/jpe.2024.73876.2575

الهام محمدی بلبان آباد، مهدی قدرتی میرکوهی، امین فرجی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های روانشناسی مثبت نگری بر خودکارآمدی، تاب‌آوری و امید به زندگی مادران کودکان با ناتوانی هوشی بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش‍آزمون-پس‍آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه‌ای به حجم 20 نفر از مادران دارای کودک کم‍توان ذهنی به روش هدفمند انتخاب شد و این افراد در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 10 نفر) گمارده شدند. اطلاعات موردنیاز از طریق سه پرسش‌نامه‍ی خودکارآمدی عمومی شرر، امید اشنایدر و همکاران و تاب‌آوری کانر و دیوید سون، جمع‍آوری شد. افراد قبل از انجام مداخله مورد ارزیابی قرار گرفتند، سپس آموزش روانشناسی مثبت برای گروه آزمایش در 6 جلسه اجرا شد و ارزیابی مجدد در مرحله‍ی پس‍آزمون و پیگیری انجام گرفت. داده‍ها با تحلیل واریانس اندازه‍گیری مکرر بررسی شدند. نتایج نشان داد که مداخله روانشناسی مثبت‍ باعث ارتقای خودکارآمدی، تاب‌آوری و امید به زندگی در مادران کودکان با ناتوانی هوشی شد؛ بنابراین، پیشنهاد می‍شود از این مداخله برای ارتقای خودکارآمدی، تاب‌آوری و امید به زندگی مادران کودکان با ناتوانی هوشی استفاده شود.

تأثیر آموزش گروهی افزایش صبر بر خودکارآمدی و نگرش مادران دارای کودک ‌استثنایی

دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 105-143

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.67103.2437

نجمه ابراهیم زاده، سیدمحسن اصغری نکاح، سکینه سلطانی کوهبنانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش گروهی افزایش صبر بر خودکارآمدی و نگرش‌مادران دارای کودک‌استثنایی بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مادران دارای کودک‌استثنایی شهر مشهد بود که در آموزش‌وپرورش استثنایی استان خراسان رضوی ثبت‌نام‌شده بودند، انتخاب نمونه به‌صورت داوطلبانه و از روش در دسترس استفاده‌شده است. 32 مادر دارای کودک‌استثنایی انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایگزین شد (16 نفر در هر گروه). از پرسش‌نامه‌های صبر، خودکارآمدی دومکا و نگرش والدین به کودک‌استثنایی برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. پیش‌آزمون از دو گروه گرفته شد. گروه آزمایش 10 جلسه‌ی آموزش صبر را دریافت کردند درحالی‌که گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. پس از ارائه جلسات آموزشی، هر دو گروه مجدداً به پرسشنامه‌ها در پس‌آزمون پاسخ دادند. داده‌های پژوهش با استفاده از تحلیل ‌کواریانس تک‌متغیره (ANCOVA) و تحلیل کواریانس چندمتغیری (MONCOVA) مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفت. یافته‌های پژوهش حاضر نشان‌داد که آموزش صبر بر خودکارآمدی و تغییر نگرش، ناکامی،‌ ناامیدی و شرم‌زدگی و صبر مادران‌دارای فرزنداستثنایی مؤثر است. در‌نتیجه توصیه می‌شود مشاوران و روان‌شناسان در برنامه‌های آموزش‌خانواده و گروه‌های والدین دارای فرزند استثنایی، آموزش صبر را موردتوجه قرار‌دهند.

نقش خودکار‌‌‌آمدی، تحول زبانی و مهارت‌های ‌‌‌اجتماعی در مشکلات رفتاری دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی با رهیافت ر‌‌گرسیون فازی

دوره 5، شماره 18، تابستان 1394، صفحه 157-175

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1668

شهرام رنجدوست، شهرام یزدانی

چکیده مشکلات رفتاری دانش­آموزان کم­توان­ذهنی یکی از عمده­ترین مسائل جوامع بشری و از پیچیده­ترین و دشوارترین مشکلات در کودکان و نوجوانان می­باشد که تا سن بزرگسالی نیز باقی می­ماند. از سوی دیگر پژوهش­های مربوط به مشکلات رفتاری به طور عمده در قالب الگوهای کلاسیک آماری انجام گرفته است؛ درحالی که رابطه­ی بین متغیرهای روان­شناختی یک رابطه­ی نادقیق است. مقاله حاضر به بررسی نقش خودکارآمدی، تحول زبانی­ و مهارت­های اجتماعی در مشکلات رفتاری دانش­آموزان کم­توان­ذهنی براساس گزارش معلم برپایه روش­های منعطف انجام شده است. بدین منظور همه دانش­آموزان پسر کم­توان­ذهنی استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 92-91 به عنوان جامعه­آماری پژوهش حاضر انتخاب شد و از بین آن­ها 28 دانش­آموز پسر به صورت نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند و معلم مربوطه چهار پرسشنامه (خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران، تحول رشد زبان نیوکامبر و هامیل، مهارت­های اجتماعی گرشام و الیوت و مشکلات رفتاری راتر) را برای هر دانش­آموز تکمیل کرد. نتایج رگرسیون خطی فازی پژوهش نشان داد که تحول زبان به طور تقریبی نقشی در مشکلات رفتاری دانش­آموزان ندارد اما متغیر خودکارآمدی عمومی و مهارت­های اجتماعی به طور تقریبی سبب کاهش مشکلات رفتاری دانش­آموزان کم­توان­­ذهنی می­شود. از این یافته­ها می­توان در زمینه­ی رفع مشکلات رفتاری دانش­آموز کم­توان­ذهنی استفاده کرد.

رابطه بین باورهای خودکارآمدی معلم و ادراک دانش‌آموز ازجو کلاس با راهبردهای خودتنظیمی یادگیری دانش‌آموزان ومقایسه آن در دانش‌آموزان دختر پایه اول متوسطه مدارس تیزهوشان وعادی شهر تهران

دوره 4، شماره 14، تابستان 1393، صفحه 104-126

شیما وفا، صغری ابراهیمی قوام، حسن اسدزاده

چکیده هدف از این پژوهش بررسی رابطه
بین خودکارآمدی معلم و ادراک دانش‌آموز از جو کلاس با راهبردهای خودتنظیمی یادگیری
دانش‌آموزان دختر پایه اول متوسطه و مقایسه آن در دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان و
عادی شهر تهران بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش
شامل دو گروه معلمان و دانش‌آموزان دختر پایه اول متوسطه مدارس تیزهوشان و عادی
شهر تهران در سال تحصیلی سال 91 -1390 بود. در مدارس تیزهوشان با استفاده از روش
تمام شمار کل معلمان پایه اول متوسطه 5 مدرسه را (که شامل 70 نفر بودند) انتخاب شدند
و  از بین همین مناطق همین تعداد مدرسه
عادی به روش نمونه‌گیریچندمرحله‌ای انتخاب و 70 نفر معلم انتخاب شدند. سپس در کلاس
این معلمان به تفکیک 4 دانش‌آموز انتخاب شدند. به طور کلی نمونه شامل 140 معلم و
560 دانش‌آموزبود. برای جمع‌آوریداده‌ها از پرسشنامه خود کارآمدی معلم تشانن-
موران و  وولفولک (2001)، پرسشنامه در این
کلاس چه می‌گذرد فراسر، فیشر و مک‌روبی (1996)و پرسشنامه خودتنظیمی یادگیری
پینتریچ و دی‌گروت (1990) استفاده گردید. تحلیل یافته‌های پژوهش که با روش‌های
آماری رگرسیون چندگانه انجام گرفت نشان داد بین خودکارآمدی معلم و ادراک دانش‌آموز
از جو کلاس با راهبردهای خودتنظیمی یادگیری دانش‌آموزان
مدارس تیزهوشان رابطه مثبت و معنادار وجود داشت، همچنین رابطه مثبت و معنادار بین
خودکارآمدی معلم و ادراک از جو کلاس با راهبردهای خودتنظیمی دانش‌آموزان عادی نشان
داده شد. از طرفی نتایج نشان داد که بین این دو گروه در زمینه این رابطه تفاوت
وجود دارد

سهم خودکارآمدی، عزت نفس و انگیزش پیشرفت در پیش‏بینی کیفیت زندگی معلولین جسمی

دوره 3، شماره 9، بهار 1392، صفحه 145-170

صغری طاهری، اعظم مرادی، سحر پژوهش

چکیده هدف این تحقیق تعیین سهم هریک از متغیرهای خودکارآمدی، عزت‌نفس و انگیزش پیشرفت در پیش بینی کیفیت زندگی معلولین جسمی شهرکرد بود. نمونه پژوهش عبارت بود از 70 نفر از معلولین جسمی که در بهار 1390 به موسسات ویژه معلولین جسمی شهرستان شهرکرد( جامعه معلولین، مرکز توانبخشی 12 آذر، مرکز کارآفرین، باشگاه ورزشی انقلاب و مرکز توانبخشی پرنیان سامان) مراجعه کرده بودند. برای ارزیابی کیفیت زندگی، خودکارآمدی، عزت‌نفس و انگیزش پیشرفت آزمودنی‌ها به ترتیب از فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(WHOQOL-BREF)، مقیاس خودکارآمدی شوارتزر و جروسالم، مقیاس عزت‌نفس روزنبرگ و پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس استفاده شد. برای سنجش ویژگی­های جمعیت­شناختی یک پرسشنامه محقق ساخته به کار برده شد. داده‏ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان دادکه خودکارآمدی می‌تواند کیفیت زندگی معلولین جسمی را به طور معنی داری پیش بینی کند(002/0(P=، اما افزودن هر یک از متغیرهای عزت‌نفس و انگیزش پیشرفت به متغیر خودکارآمدی نمی‌تواند قدرت پیش بینی کیفیت زندگی آزمودنی‌ها را به طور معنی داری افزایش دهد. متغیر خودکارآمدی نقش مهمی در تبیین کیفیت زندگی معلولین جسمی دارد. بنابراین با توجه به یافته های تحقیق پیشنهاد می­شودکه برنامه­های مبتنی بر آموزش خودکارآمدی در مراکز درمانی‌ و آموزشی ویژه معلولین جسمی‌ اجرا گردد.