شناسایی و اولویتبندی شاخصهای مدرسه استثنایی موفق در مقطع ابتدایی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 اردیبهشت 1404
https://doi.org/10.22054/jpe.2024.77200.2652
فاطمه نیک بین، رضا سلطانی شال، عباسعلی حسین خانزاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی شاخصهای مدرسهی استثنایی موفق در مقطع ابتدایی در شهرستان رشت انجام شد. روش پژوهش، کیفی و از نوع مطالعه دلفی بود. جامعه پژوهش حاضر متشکل از همۀ متخصصان حیطه آموزشوپرورش دانشآموزان استثنایی شهرستان رشت بود و شرکتکنندگان در این پژوهش بهعنوان گروه پانل 20 نفر از اساتید دانشگاه، مشاوران و معلمان آموزشوپرورش بودند. از تحلیل دادههای کیفی حاصل از پاسخهای شرکتکنندگان به این سؤال 53 کد، 19 زیرشاخه و 7 شاخص اصلی (نیازهای آموزشی، نیازهای سازمانی، نیازهای فردی دانش آموزان، نیاز به خدمات روانشناسی و مشاوره، نیاز به شاداب سازی محیط مدرسه، ویژگیهای کادر مدیریت و معلمان، در نظر گرفتن شرایط خاص خانواده دانش آموزان) استخراج شد. در گام دوم با استفاده از کدهای استخراج شده، یک پرسشنامه 51 سؤالی برای تصمیمگیری گروه پانل طراحی شد و ملاک برای پذیرش هر گویه کسب ضریب توافق80 درصدی تعیین شد. بر اساس یافتهها، مدرسهای موفق است که بتواند نوجوانان را برای زندگی آینده از طریق پرداختن و برنامهریزی در هفت بعد نیازهای آموزشی، نیازهای سازمانی، نیازهای فردی دانش آموزان، نیاز به خدمات روانشناسی و مشاوره، نیاز به شاداب سازی محیط مدرسه، ویژگیهای کادر مدیریت و معلمان، در نظر گرفتن شرایط خاص خانواده دانش آموزان و بهطورکلی در جهت آماده ساختن آنان برای زندگی و حضور در جامعه آماده کند.
طراحی بسته آموزشی مبتنی بر حافظه فعال عاطفی و بررسی اثربخشی آن بر بهبود حل مسأله، بازداری شناختی، نگرش به ریاضی و اضطراب ریاضی دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jpe.2023.75950.2620
زکیه نجاریان، شهرام واحدی، تورج هاشمی، رحیم بدری گرگری
چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی بسته اموزشی مبتنی بر حافظه فعال عاطفی و بررسی اثربخشی این بسته بر بهبود ابعاد شناختی- عاطفی یادگیری دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی بود. پژوهش حاضر یک طرح نیمه آزمایشی با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل با پیشآزمون و پس-آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر و پسر دارای اختلال یادگیری ریاضی دوره ابتدایی مراکز اختلالات یادگیری شهر اصفهان بود که در سال تحصیلی 1400-1401 به این مراکز مراجعه نمودهاند. در این راستا 30 نفر از دانشآموزان به روش هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 14 جلسه به مدت 60 دقیقه مداخلهی توانبخشی عاطفی مبتنی بر حافظه کاری را دریافت کردند. آزمودنیهای قبل و بعد از آموزش، به پرسشنامههای حلمسأله محقق ساخته، آزمون استروپ عددی جان رایدلی (1935)، نگرش به ریاضی آیکن (1971) و اضطراب ریاضی چیو و هنری (1990) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش مبتنی بر حافظه فعال عاطفی بر افزایش مهارت حلمسأله، کاهش بازداری شناختی، افزایش نگرش به ریاضی و کاهش اضطراب ریاضی (در سطح 01/0) اثربخش و معنادار بود. بر اساس اثربخش بودن آموزش مبتنی بر حافظه فعال عاطفی بر متغیرهای شناختی- عاطفی دانشآموزان دارای اختلال ریاضی، این مداخله میتواند به بهبود مهارتهای شناختی و عاطفی دانشآموزان با اختلال یادگیری کمک نموده و زمینهساز شرایط بهتری در یادگیری درس ریاضی باشد.
تجربه زیسته معلمان مدارس استثنایی از عوامل موثر بر پذیرش معلولیت کودک توسط والدین: یک مطالعه کیفی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.81614.2736
مرجان حیدری، معصومه یزدانی پور، سالار فرامرزی
چکیده پذیرش معلولیت فرزند از سوی والدین میتواند در تسریع و تسهیل فرآیند مداخله بهنگام و دریافت برنامههای درمانی و آموزشی مناسب موثر باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیستهی معلمان مدارس استثنایی از عوامل موثر بر پذیرش معلولیت فرزندان دارای معلولیت بود. این پژوهش به روش پدیدارشناسی انجام شد و جامعهی مورد مطالعه، شامل تمامی معلمان دانشآموزان با معلولیت بود که در سال تحصیلی 1402-1403 در شهر اصفهان مشغول تدریس بودند. نمونهگیری این پژوهش به روش هدفمند انجام شد که با در نظر گرفتن حد اشباع دادهها، 11 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور تحلیل مصاحبهها، از روش کلایزی استفاده شد. یافتههای این پژوهش، پس از استخراج موضوعی دادهها، در 5 مقوله اصلی و 28 مقوله فرعی طبقهبندی شدند. مقولههای اصلی عبارت بودند از: ماهیت معلولیت فرزند، ویژگیهای فرزند، ویژگیهای دموگرافیک والدین، وضعیت روانشناختی والدین، شرایط محیطی. با توجه به یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که پذیرش معلولیت توسط والدین فرآیندی چندوجهی است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. این عوامل زمینهساز چالشهایی هستند که میتوانند اقدامات مؤثر در مسیر توانبخشی دانشآموزان را به تأخیر انداخته یا محدود سازند. در نتیجه، برنامهریزی و تدوین راهبردهای توانبخشی آتی باید به شکلی جامع به این عوامل زمینهای توجه مبذول دارد تا اثربخشی مداخلات به حداکثر برسد.
متناسبسازی بازی و فعالیتها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی (TPR) و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر (PECS) بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88445.2861
خلیل کاکاوندی، امیر قمرانی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، متناسبسازی بازی و فعالیتها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم بود. روش پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. نمونه آماری 45 نفر از دانشآموزان 7 تا 12 سال اتیسم شهر قم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج به صورت در دسترس انتخاب و در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) و هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. از آزمون رشد زبان (TOLD:P:3) نیوکامر و هامیل (1997) برای سنجش مهارتهای زبانی استفاده شد. گروه آزمایش اول تحت 12 جلسه روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر و گروه آزمایش دوم، تحت 22 جلسه بازی و فعالیتهای متناسبسازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بازی و فعالیتهای مبتنی بر روش پاسخ کاملا فیزیکی و روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم اثرات مثبت دارند (05/0 > P). بدین صورت که این روشها، مهارتهای زبانی دانشآموزان اتیسم را بهبود بخشیدند. بنابرین هر دو روش اثرگذار هستند و میتوانند مورد توجه درمانگران، روانشناسان، معلمان و مادران دارای فرزند اتیسم قرار گیرند.
تدوین الگوی رنج تعالی بخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم: یک پژوهش داده بنیاد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86334.2824
سارا نجاتی فر، امیر قمرانی، علی آقازیارتی
چکیده رشد پس از سانحه یک تغییر روانشناختی مثبت است که ممکن است به بهبودی والدین آسیب دیده کمک کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی رنج تعالیبخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم بود. این پژوهش به شیوه کیفی و رویکرد دادهبنیاد در سال 1403 در شهر اصفهان انجام شد. گروه نمونه با انتخاب 27 والد با تجربه رشد پس از سانحه (با اذعان مشارکتکنندگان به تجربه رشد و کسب نمره دو انحراف استاندارد بالاتر از میانگین در آزمون رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996) توسط مشارکتکنندگان) به اشباع نظری رسید. روش نمونهگیری، هدفمند و برای جمع آوری دادهها از روش مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. تحلیل دادهها با روش نظاممند اشتراوس و کوربین (2008) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و یافتهها شامل 140 کد باز، 30 کد محوری و 5 کد انتخابی بود. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، الگوی دادهبنیاد، مشتمل بر عوامل علّی، عوامل زمینهساز، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها تدوین شد. بر اساس نتایج میتوان گفت این الگو میتواند راهگشای روانشناسان و مشاوران در جهت افزایش ظرفیت رشد پس از سانحه والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم باشد.
اثربخشی برنامه آموزشی آگاهی واجشناختی بر مؤلفههای خواندن و رفتارهای کمک-طلبی تحصیلی در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88957.2873
شهروز نعمتی، رحیم بدری، سروه کرمی، پریسا حسن زاده دلگشا
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی آگاهیهای واجشناختی بر مؤلفههای خواندن و رفتارهای کمکطلبی در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن انجام شد . طرح پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن پایههای سوم و چهارم دبستان که در سال تحصیلی 1403 – 1402 از طرف مدارس دولتی به مرکز اختلال یادگیری شهرستان بانه ارجاع داده شده بودند.30 دانشآموز به روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب شدند افراد در دو گروه 15 نفره گمارده شدند و برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از آزمون تشخیص خواندن شیرازی و نیلیپور (1383) و پرسشنامه کمکطلبی تحصیلی ریان و پینتریچ (1997) استفاده شد. مداخله بدینصورت بود که 10 جلسهی 60 دقیقهای طبق تکالیف آگاهی واجشناختی دستجردی و سلیمانی (1382) به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. سپس از هر دو گروه پسآزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که برنامه آموزشی مهارتهای آگاهی واجشناختی بر مؤلفههای خواندن (دقت، سرعت و درک مطلب) و رفتارهای کمکطلبی تحصیلی این دانشآموزان تأثیر معناداری داشته است (05/0P<)، که بیانگر اهمیت و اثربخشی آموزش آگاهیهای واجشناختی بر مؤلفههای خواندن و رفتارهای کمکطلبی در دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن بود. باتوجه به نتایج پژوهش آموزش مهارت آگاهیهای واجشناختی برای دانشآموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن حائز اهمیت است.
اثربخشی بازیدرمانی گروهی بر بازشناسی هیجانات و مهارتهای ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 مرداد 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.91742.2923
شهناز هاشمی ملکشاه، سمیه محمدی کشکا، مهسا رزمی، غلام رضا شیخ زاده
چکیده آسیب شنوایی یکی از شایعترین ناتوانیهای حسی در کودکان است که پیامدهای گستردهای بر رشد شناختی، هیجانی، اجتماعی و زبانی آنان بر جای میگذارد. با توجه به شیوع بالا و اثرات بلندمدت این اختلال بر کیفیت زندگی، شناسایی و اجرای مداخلههای مؤثر در این حوزه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازیدرمانی بر بازشناسی هیجانات و مهارتهای ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دارای آسیب شنوایی شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که از میان آنها 18 کودک 10 تا 13 ساله به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایدهی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بازشناسی هیجان چهره اکمن و فرایزن (1976) و مقیاس مهارتهای اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) بود. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه بازیدرمانی گروهی، هفتهای یک جلسه ۶۰ دقیقهای شرکت کرد و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بازیدرمانی گروهی موجب بهبود معنادار بازشناسی هیجانات و مهارتهای ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی شد (01/0 > P). بر این اساس، میتوان از بازیدرمانی گروهی بهعنوان روشی مؤثر برای ارتقای سلامت روان و بهبود مهارتهای هیجانی و ارتباطی این کودکان استفاده کرد.
اثربخشی جعبه ابزار روانشناختی هبرت بر توجهپایدار و خوکنترلی کودکان 9-7 ساله دارای اختلال نقص توجه – بیش فعالی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88438.2860
سمانه ابراهیمی، منصوره بهرامی پور اصفهانی
چکیده هدف پژوهش بررسی اثربخشی جعبه ابزار روانشناختی هبرت بر توجه پایدار و خودکنترلی کودکان 9-7 ساله دارای اختلال نقص توجه – بیش فعالی بود.
روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون و دروه پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 7-9 ساله دارای اختلال نقص توجه – بیش فعالی شهر اصفهان در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 40 کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند.گروه آزمایش جعبه ابزار روانشناختی هبرت (2023) را طی 12 جلسه 45 دقیقه ای دریافت اما گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجهبندی رفتار کودک کانرز-فرم معلم (1990) و پرسشنامه خودکنترلی ویلکاکسون (1979) بود. دادهها به روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها نشان داد که جعبه ابزار روانشناختی هبرت بر بهبود توجه پایدار و خودکنترلی رفتاری کودکان دارای اختلال نقص توجه –بیش فعالی تأثیر معنادار داشته است (001/0 >p).
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جعبه ابزار روانشناختی هبرت در ارتقای مولفههای شناختی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی موثر محسوب میشود. لذا این درمان موثر میتواند در کنار سایر رویکردهای درمانی موجود جهت کاهش مشکلات روانشناختی آنها در مراکز روانشناختی، آموزشی و سایر ارگانهای مربوطه بهکار گرفته شود.
فراتحلیل اثربخشی مداخلات مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.92316.2933
سعید آرمون، شهرام واحدی، رحیم بدری گرگری، لیلا مهدی زاده فانید
چکیده هدف پژوهش حاضر توصیف، تحلیل و نتیجهگیری کلی در خصوص اثربخشی مداخلات مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات بود. روش پژوهش حاضر، فراتحلیل است. که با استفاده از مدل اثرات ثابت و تصادفی انجام پذیرفت. فرایند شناسایی، غربالگری، ارزیابی صلاحیت و انتخاب مطالعات بر اساس دستورالعمل PRISMA 2020 انجام شد. جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی پایاننامهها و مقالات انجام شده 14 سال اخیر در داخل ایران و خارج از ایران بود که در پایگاههای دادهای نظیر ایرانداک، پرتال جهاد دانشگاهی، SID، مگایران، نورمگز Google Scholar, ScienceDirect, PubMed, ERIC, Scopus, Web of Science, and ISC و پورتال جامع علوم انسانی ISC در سال 1404 مورد جستجوی نظاممند قرار گرفت. پس از مرور و دریافت پژوهشهای مختلف بر اساس ملاک ورود و خروج تعیین شده، 21 مقاله وارد فرایند تحلیل شدند که برابر با 43 واحد فراتحلیل بود. همین طور تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار CMA-2 انجام پذیرفت. نتایج تحلیل نشان داد که مقدار اندازه اثر ترکیبی در مدل ثابت برابر با 1/284 و در مدل تصادفی برابر با 1/211 است که از نظر آماری معنادار بود (p < .05). لذا میتوان گفت مداخلات مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات تاثیر بالایی داشته است، بنابراین، به مسئولان، سیاستگذاران آموزشی و متخصصان آموزش و توانبخشی پیشنهاد میشود به منظور بهبود سرعت پردازش اطلاعات کودکان، مداخلات مبتنی بر کارکردهای اجرایی را در طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و مداخلهای مدنظر قرار دهند.
تحلیل مهارتهای شناختی کودکان پیشدبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص با استفاده از آزمون کاپیتان لاگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.89389.2881
مینا فرج پور، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی
چکیده اختلال یادگیری خاص در کودکان پیشدبستانی چالشی مهم در آموزش و پرورش است که شناسایی زودهنگام و مداخله هدفمند میتواند مهارتهای شناختی و موفقیت تحصیلی کودکان را بهبود بخشد. این پژوهش با هدف بررسی مهارتهای شناختی کودکان پیشدبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص با استفاده از آزمون کاپیتان لاگ انجام شد. پژوهش از نوع مقطعی توصیفی با رویکرد تحلیل مقایسهای بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان پیشدبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ در مراکز پیشدبستانی شهر داراب بود. نمونهگیری هدفمند انجام شد و با استفاده از پرسشنامه نشانههای ناتوانیهای یادگیری کودکان پیشدبستانی استیل (2004)، ۱۶ کودک (۸ دختر و ۸ پسر) انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها آزمون کاپیتان لاگ بود. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی انجام شد. نتایج نشان داد که میانگین عملکرد دختران در شناسایی حافظه دیداری (71)، شناسایی الگوی شنیداری (58/75)، استدلال مقایسهای انتخابی (55/38)، ظرفیت حافظه کاری (54/75)، شناسایی اسکن دیداری (49/25) و الگوهای حافظه توالی (33/63) بالاتر از پسران بود، درحالیکه پسران در یادآوری ادراکی عددی (40/63)، حافظه توالی شنیداری (22/50) عملکرد بهتری داشتند. انحراف معیار بالای ظرفیت حافظه کاری نشاندهنده تنوع در عملکرد کودکان بود. بررسی نمرات شرکتکنندگان نشان داد عملکرد کودکان در همه خردهآزمونها پایینتراز معیار استاندارد نرمافزار قرار داشت. این یافتهها بیانگر ضعف مهارتهای شناختی مورد بررسی در کودکان پیشدبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص است و بر اهمیت شناسایی زودهنگام و مداخله هدفمند تأکید دارد. بر این اساس، استفاده از آزمون کاپیتان لاگ برای ارزیابی و توانبخشی شناختی در محیطهای آموزشی پیشنهاد میشود.
تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیباییشناسی براضطراب و فراحافظه دانشآموزان با مشکلات رفتاری درونیشده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.89243.2876
الهه عرب فروشانی، امیر قمرانی
چکیده شیوع قابلتوجه مشکلات رفتاری درونیشده در دانشآموزان و پیامدهای زیانبار آنها بر هیجانات و کارکردهای شناختی، نیاز به مداخلات نوآورانه جهت بهبود تنظیم هیجانی و فرآیندهای شناختی را برجسته میسازد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیباییشناسی بر اضطراب و فراحافظه دانشآموزان با مشکلات رفتاری درونیشده، بود. مداخله بر اساس تحلیل مضمون متون معتبر حوزه زیباییشناسی طراحی و روایی محتوایی آن با روش Lawshe (1975) و شاخص روایی محتوایی (CVI) تأیید گردید. روش پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، دانشآموزان دختر پایههای چهارم و پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال 1404- 1403 در شهر اصفهان، را در بر میگرفت؛ که 30 نفر از آنها بهروش نمونهگیری هدفمند با استفاده از پرسشنامه رفتاری راتر کودکان -فرم معلم (Rutter, 1967)گزینششده و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه اضطراب اسپنس نسخه کودکان (Spence, 1997) و پرسشنامه چندعاملی حافظه (Troyer & Rich, 2002)، را پیش و پس از مداخله تکمیل نمودند.گروه آزمایش طی دو ماه، 8 جلسه 60 دقیقهای، مداخله مبتنی بر زیباییشناسی را دریافت نمودند. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس، با استفاده از نرمافزار SPSS، تحلیل گردید. یافتهها نشان داد مداخله مبتنی بر زیباییشناسی بهطور معناداری اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه گواه کاهش داد (05/0 >P )، اما بر فراحافظه تأثیر معناداری نداشت (05/0 < P). این یافته ضمن تأیید کارکرد تنظیم هیجانی زیباییشناسی، ضرورت تلفیق آن با آموزش مستقیم راهبردهای فراشناختی را برای بهبود عملکردهای شناختی سطح بالاتر برجسته میسازد.
