کلیدواژه‌ها = اضطراب

تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیبایی‌شناسی براضطراب و فراحافظه دانش‌آموزان با مشکلات رفتاری درونی‌شده

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.89243.2876

الهه عرب فروشانی، امیر قمرانی

چکیده شیوع قابل‌توجه مشکلات رفتاری درونی‌شده در دانش‌آموزان و پیامدهای زیان‌بار آن‌ها بر هیجانات و کارکردهای شناختی، نیاز به مداخلات نوآورانه جهت بهبود تنظیم هیجانی و فرآیندهای شناختی را برجسته می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیبایی‌شناسی بر اضطراب و فراحافظه دانش‌آموزان با مشکلات رفتاری درونی‌شده، بود. مداخله بر اساس تحلیل مضمون متون معتبر حوزه زیبایی‌شناسی طراحی و روایی محتوایی آن با روش Lawshe (1975) و شاخص روایی محتوایی (CVI) تأیید گردید. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، دانش‌آموزان دختر پایه‌های چهارم و پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال 1404- 1403 در شهر اصفهان، را در بر می‌گرفت؛ که 30 نفر از آنها به‌روش نمونه‌گیری هدفمند با استفاده از پرسشنامه رفتاری راتر کودکان -فرم معلم (Rutter, 1967)گزینش‌شده و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه اضطراب اسپنس نسخه کودکان (Spence, 1997) و پرسشنامه چندعاملی حافظه (Troyer & Rich, 2002)، را پیش و پس از مداخله تکمیل نمودند.گروه آزمایش طی دو ماه، 8 جلسه 60 دقیقه‌ای، مداخله مبتنی بر زیبایی‌شناسی را دریافت نمودند. داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس، با استفاده از نرم‌افزار SPSS، تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد مداخله مبتنی بر زیبایی‌شناسی به‌طور معناداری اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه گواه کاهش داد (05/0 >P )، اما بر فراحافظه تأثیر معناداری نداشت (05/0 < P). این یافته ضمن تأیید کارکرد تنظیم هیجانی زیبایی‌شناسی، ضرورت تلفیق آن با آموزش مستقیم راهبردهای فراشناختی را برای بهبود عملکردهای شناختی سطح بالاتر برجسته می‌سازد.

رابطه پردازش حسی با مشکلات رفتاری و تعاملات اجتماعی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم: نقش میانجی اضطراب

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.81187.2719

ذوالفقار عبدالمهدی لفته، خدامراد مومنی، جهانگیر کرمی، حیدر حاتم العچرش

چکیده این پژوهش باهدف تعیین رابطه پردازش حسی با مشکلات رفتاری و تعاملات اجتماعی در کودکان با اختلال طیف اتیسم با میانجیگری اضطراب انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اتیسم در سال 1402 در شهر کرمانشاه بودند که از میان آن‌ها 200 پدر و مادر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شد‌ند و پرسشنامه‌های نمیرخ حسی دان (2014)، مهارت‌های اجتماعی بلینی و هوف (2007)، سیاهه رفتاری کودکان اخنباخ و رسکولار (2001) و اضطراب راجرز و همکاران (2016) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که پردازش حسی از طریق اضطراب با مشکلات رفتاری رابطه منفی و معنی‌داری دارد. پردازش حسی با تعاملات اجتماعی رابطه مثبت و معنی‌داری دارد و متغیر اضطراب در هر دو رابطه می‌تواند نقش میانجی دارد، بنابراین مشکلات پردازش حسی در کودکان با اختلال طیف اتیسم به‌طور قابل‌توجهی با مهارت‌های ارتباطی و مشکلات رفتاری مرتبط است و اضطراب به‌عنوان یک واسطه بین آن‌ها عمل می‌کند. با توجه به ویژگی‌های خاص اتیسم، مداخله جامعی برای اصلاح تنظیم ورودی حسی، کنترل عاطفی و تفاوت‌های ارتباطی ضروری است.

ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس اضطراب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (فرم والد)

دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 91-116

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.72053.2537

فرهاد غدیری، خوشدوی ابراهیم زاده، رویا زارع، مهرنوش جوائزی شیشوان

چکیده پژوهش حاضر باهدف آزمون روان‌سنجی مقیاس اضطراب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (فرم والد) انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم شهرستان تهران بود که در سال 1401-1400 به مراکز آموزش و توان‌بخشی اوتیسم ارجاع داده‌شده بودند که با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس 315 کودک (193 پسر و 122 دختر) انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی­ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل­های آماری از نرم­افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونة کودکان ایرانی مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ساختار چهار عاملی مقیاس شامل اضطراب عملکردی، برانگیختگی اضطراب، اضطراب جدایی و بلاتکلیفی با داده­ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس اضطراب اسپنس به­طور تجربی از روایی همگرا مقیاس اضطراب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی کل مقیاس و زیرمقیاس­های اضطراب عملکردی، برانگیختگی اضطراب، اضطراب جدایی و بلاتکلیفی به ترتیب برابر با 79/0، 78/0، 81/0، 76/0 و 82/0 به دست آمد. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مقیاس اضطراب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم برای سنجش اضطراب در کودکان ایرانی مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ابزاری روا و پایا است. ا این ابزار می­تواند جهت اندازه­گیری اضطراب در بخش­های پژوهشی و درمانی مورداستفاده قرار گیرد.

بررسی اثر بخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر اضطراب و افسردگی بیماران ام اس

دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 179-200

https://doi.org/10.22054/jpe.2021.45321.2037

ملیحه نامور، محمد خرمی، عاطفه نورالهی، مینا پورنعمت

چکیده چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی درمان گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهبود اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به ام اس در شهر بجنورد انجام شد.
روش کار: نمونه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده برگزیده (به تعداد 22 نفر) و سپس به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (11 نفر در گروه ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس) و یک گروه کنترل (11 نفر) تقسیم شدند. در پیش آزمون از پرسشنامه های اضطراب بک و افسردگی بک استفاده شد. در مرحله ی بعد، ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس طی 8 جلسه و یکبار در هفته به مدت دو ساعت بر روی گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. سپس پس آزمون برای هر دو گروه تکمیل گردید و داده های لازم گردآوری و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه استرس درمانی بر مبتنی ذهن‌آگاهی با گروه گواه در متغیرهای اضطراب و افسردگی وجود دارد.
نتیجه گیری: با عنایت به یافته های بدست آمده، به منظور کاهش سطح اضطراب و افسردگی بیماران ام اس باید به مداخله ی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس توجه بیشتری مبذول گردد.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب مادران دارای فرزند اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی

دوره 8، شماره 29، بهار 1397، صفحه 61-84

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.25533.1638

مهدی زمستانی، زلیخا قلی زاده، مریم علایی

چکیده وجود فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش ­فعالی در خانواده‌ها می‌تواند منجر به افسردگی و اضطراب مادران، احساس ناتوانی در ایفای نقش والدینی و احساس عدم کفایت در امر تربیت فرزند در خانواده ­های این کودکان شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش ­فعالی بود. در پژوهش حاضر که با روش نیمه ­آزمایشی و طرح یش آزمون-پس ­آزمون با گروه گواه بود، گروه نمونه با روش نمونه‌گیری در دسترس و از مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش­ فعالی مراجعه­کننده به کلینیک‌های روان­شناسی و روان­پزشکی شهر سنندج انتخاب شدند. از بین این گروه تعداد30 نفر به طور تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه  تقسیم شدند. در مرحله پیش ­آزمون از پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک و پرسشنامه کانرز والدین استفاده شد. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، طی 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفت و گروه گواه هیچ‌گونه مداخله­ ای دریافت نکردند. در مرحله پس ­آزمون، پرسشنامه­ های فوق روی هر دو گروه مجددأً اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که در مرحله پس ­آزمون نمرات افسردگی و اضطراب کاهش معناداری داشته است. بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بردرمان افسردگی و اضطراب مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش ­فعالی مؤثربوده ­است. نتایج بر اهمیت کاربرد این مداخله بر علائم افسردگی و اضطراب در مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش­ فعالی و ارائه افق‌های جدید در مداخلات بالینی این مادران و فرزندان این بیماران تأکید دارد.

بررسی رابطه بین رفتار خوردن آشفته با طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب در دختران نوجوان

دوره 7، شماره 27، پاییز 1396، صفحه 161-183

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.23683.1598

منیژه کاوه، فریبا تابع بردبار

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین رفتار خوردن آشفته با طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب دانش آموزان دخترشهر شیراز می باشد. روش:روش پژوهش حاضر همبستگی است. تعداد 190 دانش آموز به شیوه خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس(DASS) لاویبوند ،پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و آزمون بازخورد خوردن گارنر و گارفینکل (1979) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از 21 SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: ضرایب بدست آمده بر اساس آزمون همبستگی پیرسون نشان دهنده ارتباط مثبت و معنادار اکثر حوزه های طرح واره ها با رفتار خوردن آشفته بود. همچنین اضطراب ارتباط معناداری با رفتار خوردن آشفته داشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که سه حوزه خودگردانی/عملکرد مختل (میزان بتای 48/0=β و P<0/01)، طرد و بریدگی (میزان بتای 32/0=β و P<0/01) و محدودیت مختل (میزان بتای 29/0=β و P<0/01) همراه با اضطراب (میزان بتای 15/0=β و P<0/01) تبیین کننده معنادار واریانس رفتار خوردن آشفته بودند. نتیجه گیری: با توجه به نقش طرحواره های ناسازگار و اضطراب در تبیین واریانس رفتارهای خوردن آشفته دختران نوجوان، کاهش اضطراب و تصحیح افکار ناکارآمد اولیه می تواند در کاهش مشکلات خوردن موثر باشد.

اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر کاهش اضطراب و افسردگی افراد با ناتوانی جسمی

دوره 4، شماره 14، تابستان 1393، صفحه 104-126

وحیده دهاقین، محمدکاظم عاطف وحید، علی اصغر نژادفرید

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌‌های زندگی بر کاهش اضطراب و افسردگی افراد با ناتوانی جسمیبود. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل، با پیگیری 2 ماهه بود. جامعه این مطالعه شامل تمام افراد با ناتوانی جسمی شهر تهران بود. نمونه شامل 22 نفر که به شیوه در دسترس از مؤسسه رعد انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل با تعداد برابر (11 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه‌های افسردگی بک ویرایش دوم و اضطراب بک استفاده شد که آزمودنی‌های هر دو گروه قبل و بعد از آموزش آن‌ها را تکمیل کردند. آزمودنی‌‌های گروه آزمایش 3 ماه (12 جلسه هفتگی) مهارت‌های زندگی را آموزش دیدند که شامل مهارت‌های خودآگاهی، ارتباط مؤثر، روابط بین فردی، حل‌مسئله و تصمیم‌گیری، مقابله با خلق منفی و مدیریت استرس بودند. داده‏ها با آزمون‌های یومان ویتنی، T مستقل، تحلیل کوواریانس و اندازه‏گیری مکرر تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزشمهارت‌های زندگی علائم اضطراب و افسردگی آزمودنی‌های گروه آزمایش را به طور معناداری کاهش داده (01/0≥P) است، درحالی‌که گروه کنترل هیچ تغییر معناداری را در پس‌آزمون و پیگیری نشان ندادند.بر اساس یافته‌ها می‌توان پیشنهاد کرد که برای کنترل اضطراب و افسردگی افراد با ناتوانی‌های جسمی از آموزش مهارت‌های زندگی استفاده کرد.

مقایسۀ نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی و عادی

دوره 3، شماره 10، تابستان 1392، صفحه 113-128

نسترن سیداسماعیلی قمی، علی شیخ الاسلامی

چکیده در بین فعالیت‌های کودکان،
نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و به همین دلیل
به مقیاس وسیع در تشخیص روانی و روان‌درمانگری به کار گرفته می‌شود. هدف پژوهش
حاضر مقایسه نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی
و عادی بود. نوع پژوهش، توصیفی از نوع علّی-مقایسه‌ای بود. جامعه‌ آماری این پژوهش
عبارت بود از کلیه‌ دانش‌آموزان 11 ساله‌ کم‌توان ذهنی و عادی شهر شهریار در سال
تحصیلی 91-1390 که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 33 دانش‌آموز
کم‌توان ذهنی و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای 33 دانش‌آموز عادی به
عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از آزمون ترسیم آدمک استفاده شد. داده‌ها
از طریق آزمون آماری
u مان‌ویتنی
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که بین میزان اضطراب و افسردگی
در نقاشی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05
p<)؛ به این معنا که دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی نشانه‌های اضطراب و
افسردگی بیشتری را نسبت به دانش‌آموزان عادی در آزمون ترسیم آدمک نشان داده بودند.
در نتیجه، می‌توان با بررسی نقاشی‌های کودکان به حالات عاطفی آنها از قبیل اضطراب
و افسردگی پی برد و از آزمون ترسیم آدمک به عنوان یک ابزار تشخیصی یا کمک تشخیصی
هم در کودکان کم‌توان ذهنی و هم کودکان عادی استفاده نمود

عوامل مرتبط با اضطراب مادران دارای کودک با نیازهای ویژه

دوره 3، شماره 10، تابستان 1392، صفحه 145-163

مریم علیخانی، علیرضا منظری توکلی، حمدالله منظری

چکیده این پژوهش با هدف کلی مطالعۀ
عوامل مرتبط با اضطراب مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه در شهر جیرفت در سال
1390 انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه‌ی مادران
دارای کودک با آسیب‌های بینایی، شنوایی و ذهنی بود که کودک آن‌ها در مدارس ویژه‌ی
آموزش کودکان با نیازهای ویژه در شهر جیرفت در سال تحصیلی 90-1389 به تحصیل اشتغال
داشتند. از طریق روش نمونه‌گیری در دسترس 60 نفر از مادران دانش‌آموزان با نیازهای
ویژه در سه گروه (نابینا، ناشنوا و کم‌توان‌ذهنی) انتخاب شدند. پس از پاسخ به پرسشنامه‌ها
به صورت انفرادی، پرسشنامه اضطراب بک و محقق ساخته داده‌ها با بهره‌گیری از ضریب
همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری داده‌ها تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که
بین عواملی چون میزان اطلاعات مادران از نحوۀ تربیت و برخورد با کودک با نیازهای
ویژه، محدودیتهای اجتماعی مادران، ریشۀ معلولیت کودک با نیازهای ویژه، تأثیر آسیب‌دیدگی
فرزند بر روابط خانوادگی، احساس مسئولیت مادران، میزان حضور پدر با میزان اضطراب
مادران دارای کودک با نیازهای ویژه رابطه معنی‌داری وجود دارد. در مجموع یافته‌های
این پژوهش حاکی از آن است که عواملی مربوط به کودکان با نیازهای ویژه وجود دارد که
اضطراب مادران این کودکان را افزایش می‌دهد. با شناخت این عوامل می‌توان با
بالابردن سطح اطلاعات مادران از آسیب‌های مختلف، چگونگی برخورد با این کودکان و
روابط عاطفی مناسب در خانواده همراه با حضور پدر، به این‌گونه مادران کمک کرد

بررسی میزان شیوع کودک آزاری و نیز پیش‌بینی آن از طریق بررسی افسردگی و اضطراب والدین، سبک‏های دلبستگی و سلامت روانی نوجوانان پسر آنان

دوره 2، شماره 5، بهار 1391، صفحه 145-166

نیلوفر میکاییلی، خدیجه زمانلو

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین میزان شیوع کودک‏آزاری و همچنین، پیش‌بینی آن از طریق بررسی متغیرهای افسردگی و اضطراب والدین، سبک‏های دلبستگی و سلامت روانی نوجوانان پسر آنان می‏باشد. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانش آموزان پسر دورۀ راهنمایی شهر اردبیل بود. به منظور تعیین شیوع کودک‏آزاری یک مطالعه از نوع کاربردی و برای پیش‌بینی آن روش همبستگی از نوع تحلیل ممیز به کار رفته است. 2000 دانش‏آموز به روش نمونه‏گیری تصادفی چند مرحله‏ای برای شیوع شناسی و از بین آنان 200 دانش آموز که بالاترین نمره و 200 دانش آموز که پایین‏ترین نمره را گرفته بودند، برای آزمون فرضیه‏ها انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‏های ضربه کودکی (CTQ)، افسردگی بک، اضطراب اسپیل برگر، سبک دلبستگی هازان و شیور و مقیاس تجدیدنظر شده نود سؤالی علائم روانی (SCL 90 – R) می‏باشد. برای تحلیل داده‏ها علاوه بر روش‏های آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز نیز مورد استفاده قرار گرفت. براساس نتایج به طورکلی، 85/14درصد آزمودنی‏ها در معرض کودک آزاری بالاتر از متوسط قرار گرفته بودند و کودک‏آزاری عاطفی شایع‏ترین نوع بود. همچنین، کودک آزاری را می‏توان از طریق متغیرهای افسردگی و اضطراب والدین، سبک‏های دلبستگی و سلامت روانی فرزندان پیش‏بینی نمود. از سوی دیگر با توجه به اثرات مخرب کودک آزاری، با انجام دادن پژوهش و شناسایی عوامل پیش‏بینی‏کنندۀ آن می‏توان اقدامات مداخله‏ای لازم را به منظور پیشگیری از وقوع آن انجام داد.

تأثیر آموزش مهارت‏های اجتماعی بر کاهش اختلالات رفتاری دانش‏آموزان استثنایی پایۀ پنجم مدرسۀ مختلط کوثر زاهدان در سال 90-1389

دوره 1، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 73-84

حسین جناآبادی

چکیده علاوه بر نقایص جسمانی و محرومیت‏های ناشی از آن، ضعف مهارت‏های اجتماعی در کودکان استثنایی می‏تواند منشأ بسیاری از اختلالات رفتاری آنان شود. بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت‏های اجتماعی بر کاهش اختلالات رفتاری این کودکان است. مطالعه حاضر به شیوه نیمه آزمایشی با بهره‏گیری از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شده است. جامعه آماری آن تمام دانش‏آموزان استثنایی پایه پنجم ابتدایی مدرسه مختلط کوثر شهر زاهدان در سال تحصیلی90-1389 می‏باشد که تعداد 24 دانش‏آموز دختر و پسر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه و در دو مرحله (قبل و 45 روز پس از اجرای برنامه مهارت‏های اجتماعی) مورد مطالعه قرار گرفتند. در هر دو مرحله (پیش و پس از دوره آموزشی) پرسشنامه به صورت مصاحبه انفرادی تکمیل گردید. ابزار سنجش شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی و بخشی از آزمونSCL-90-R  جهت سنجش پرخاشگری و اضطراب بود. داده‏ها از طریق آزمون T مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS 17 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته‏ها نشان داد دانش‏آموزان آموزش دیده در مقایسه با دانش آموزان آموزش ندیده اختلالات رفتاری کمتری داشتند. در نتیجه آموزش صحیح و مداوم مهارت‏های اجتماعی خصوصاً در مؤلفه‏های همکاری، ابراز وجود و خودکنترلی می‏تواند راه حل مناسبی برای کاهش اختلالات رفتاری کودکان استثنایی باشد.