دوره و شماره: دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 1-259 
مقاله پژوهشی

عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون: مطالعه پدیدارشناسی از تجربه زیسته خانواده‌ها و متخصصان

صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.65939.2417

مجید امیدی خانکهدانی، غلامعلی افروز، سوگند قاسم زاده، زهرا نقش

چکیده نشانگان داون از رایج‌ترین اختلال‌های کروموزومی می‌باشد. تولد کودکی با این نشانگان وضعیت ذهنی و روانی والدین و سایر اعضای خانواده را به‌طور چشمگیری تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون با توجه به تجربه زیسته خانواده‌ها و متخصصان این حیطه بود. پژوهش به شیوه کیفی و به‌صورت پدیدارشناسی انجام گرفت. شرکت‌کنندگان در پژوهش 14 خانواده و 15 متخصص بودند که از طریق مصاحبةنیمه ساختاریافته تجارب زیسته خود را بیان کردند. داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری شد و این سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. کدهای باز شامل 24 مفهوم و کدهای محوری متشکل از: حمایت‌های دریافتی، پذیرش، مهارت‌های مقابله‌ای، عملکرد فرزند با نشانگان داون، نگرانی و امنیت آینده بود. تجارب زیسته خانواده‌ها و متخصصان نشان داد حمایت‌های دریافتی خانواده‌ها، پذیرش کودک با نشانگان داون توسط خانواده و اجتماع، مهارت‌های مقابله‌ای خانواده، عملکرد فرزند با نشانگان داون و اطمینان از آینده فرزند عواملی مهم برای کیفیت زندگی خانواده به شمار می‌روند.

مقاله پژوهشی

الگوی ساختاری رابطه ساختار انگیزشی با رفتار خودشکن تحصیلی در دانش‌آموزان تیزهوش: نقش میانجی راهبردهای حل مسئله

صفحه 29-57

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.69410.2475

بهاره اژدربین، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، رضا قربان جهرمی، فریبرز درتاج

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی راهبردهای حل مسئله در رابطه بین ساختار انگیزشی و رفتار خودشکن تحصیلی در دانش‌آموزان تیزهوش انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش‌آموزان دوره دوم مقطع متوسطه مدارس تیزهوشان شهر تهران در سال 1400-1399 بود که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای یک مرحله‌ای 674 نفر برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه رفتارهای خودشکن، پرسشنامه ساختار انگیزشی و پرسشنامه حل مسئله بود. تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری و در سطح معناداری 05/0 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که رفتارهای خودشکن با ساختار انگیزشی انطباقی و سبک حل مسئله اعتماد به حل مسائل دارای رابطه منفی و با سبک گرایش/اجتناب و کنترل شخصی حل مسئله دارای رابطه مثبت معنادار در سطح 01/0 هستند. همچنین راهبردهای حل مسئله در رابطه بین ساختار انگیزشی و رفتار خودشکن تحصیلی دارای نقش میانجی بود (01/0>p). بر این اساس، رفتارهای خودشکن در دانش‌آموزان از طریق ساختار انگیزشی و راهبردهای حل مسئله قابل پیش‌بینی است و راهبردهای حل مسئله دراین‌بین دارای نقش میانجی است. نتایج مطالعه حاضر را می‌توان در اختیار فعالان حوزه تعلیم و تربیت قرارداد تا در برنامه‌ریزی و طراحی مداخلات آموزشی درزمینةکاهش رفتارهای خودشکن تحصیلی در دانش‌آموزان تیزهوش مورداستفاده قرار دهند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه خودتنظیمی کودک بر خود ادراکی و کیفیت دوستی کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی

صفحه 58-85

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.69193.2471

فرزانه ناظمی، پریسا تجلی، مجید ابراهیم پور، مهدیه صالحی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه خودتنظیمی کودک بر خود ادراکی و کیفیت دوستی کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعة آماری پژوهش شامل تمامی دختران 9-12 ساله با نارسایی توجه / بیش فعالی شهر تهران در سال 1400-1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب‌شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، برنامه تدوین‌شده خودتنظیمی کودک اجرا شد درحالی‌که گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل مقیاس خود ادراکی هارتر (2012) و کیفیت دوستی زهره وند و حجازی (1380) بود. نتایج نشان داد که مداخله خودتنظیمی کودک بر بهبود خود ادراکی و کیفیت دوستی در مراحل پس‌آزمون و پیگیری تأثیر معنی‌دار داشته است. یافته‌های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با برنامه خودتنظیمی کودک فراهم می‌کند و مشاوران و روان‌شناسان می‌توانند برای بهبود بر بهبود خود ادراکی و کیفیت دوستی در کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی از این مداخله استفاده نمایند.

مقاله پژوهشی

تبیین مفهوم تنهایی در نوجوانان کم‌توان ذهنی براساس رویکرد پدیدارشناسی وجودی

صفحه 86-117

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.71717.2530

سید سینا شمس اسلامی، سید ولی الله موسوی، سجاد رضائی

چکیده کم‌توانی ذهنی شاخه‌ای از اختلالات عصبی- تحولی است که نقایص شناختی و ارتباطی موجود در این افراد موجب شبکه اجتماعی محدودتر در مقایسه با جمعیت عمومی می‌شود، از سوی دیگر تغییرات رشدی که در طول سال‌های نوجوانی اتفاق می‌افتد آسیب‌پذیری در برابر تنهایی را در نوجوانان کم‌توان ذهنی افزایش می‌دهد. هدف پژوهش حاضر تبیین تجارب زیستةتنهایی در نوجوانان کم‌توان ذهنی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی وجودی بود. طرح این پژوهش از نوع کیفی و به روش هرمنوتیک بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 23 نفر از نوجوانان کم‌توان ذهنی خفیف (هوشبر 50 تا 70) و مرزی (هوشبهر 70 تا 85) مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهرستان بندرانزلی به دست آمد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، به‌صورت دستی و با استفاده از روش دیکلمن انجام شد. در تحلیل داده‌ها چهار مضمون اصلی «تنهایی به‌عنوان تجربةجدایی»، «پیامدهای تنهایی»، «چیستی تنهایی» و «تنهایی به‌عنوان تجربةاساسی زندگی» استخراج شد که هر یک از این مضامین اصلی، از طریق تحلیل چندین زیر مضمون پدیدار گشت. نتایج پژوهش حاضر همسو با مبنای نظری و پژوهش‌های پدیدارشناسی وجودی، دلالت بر درک تنهایی به‌عنوان یک سازةوجودی در نوجوانان کم‌توان ذهنی دارد. این یافته‌ها در کنار سایر شواهد پژوهشی مربوط به موضوع تنهایی وجودی، بینشی عمیق برای متخصصان آموزشی و درمانی فراهم می‌کند که در طرح‌ریزی برنامه‌های آموزشی، خدماتی و درمانی برای نوجوانان کم‌توان ذهنی، درک این افراد نسبت تنهایی وجودی را لحاظ نمایند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی و تاب‌آوری تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال لکنت زبان

صفحه 119-145

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.69262.2474

شهروز نعمتی، رحیم بدری گرگری، شهرام واحدی، محمد باردل

چکیده هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی آموزش برنامه پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی و تاب‌آوری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال لکنت زبان بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه دارای اختلال لکنت زبان شهرستان خوی بودند. در این راستا 32 نفر از آنان به شیوةنمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره آزمایش و کنترل برای شرکت در آموزش برنامه تجربه زیسته محور پذیرش و تعهد (باردل و همکاران، 2022) گمارده شدند. از مقیاس‌های تاب‌آوری تحصیلی (ساموئلز، 2004) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانر و همکاران، 2000) در پیش و پس‌آزمون برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. برنامه آموزش پذیرش و تعهد در 8 جلسه مداخله‌ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه آموزش پذیرش و تعهد تاب‌آوری تحصیلی و اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال لکنت زبان را به‌صورت معنی‌داری ارتقا داده است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با آموزش و بهبود راهبردها و تکنیک‌های مؤثر باعث می‌شود دانش‌آموزان نگرش واقع‌بینانه نسبت به مشکل خود پیدا کنند و بر پیامدهای سخت اختلالشان فائق آیند؛ بنابراین اجرای این برنامه برای افراد دارای اختلال لکنت زبان و سایر نارسایی‌های تحولی پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی

مقایسه اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی مبتنی بر بازی‌های رایانه‌ای و یکپارچگی حسی بر علائم نارساخوانی دانش‌آموزان

صفحه 146-172

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.62970.2366

مریم ویسمه، مهناز استکی، نوید میرزاخانی

چکیده نارساخوانی شایع‌ترین نوع اختلال یادگیری است، حدود 80 درصد مشکلات یادگیری را در برمی‌گیرد. هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی تقویت کارکردهای اجرایی مبتنی بر بازی‌های رایانه‌ای در مقایسه با تقویت یکپارچگی حسی بود. مطالعه حاضر در قالب یک طرح آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری، تمام دانش‌آموزان با اختلال یادگیری دوره ابتدایی منطقه 2 و 5 تهران در سال 1400-1399 بودند. تعداد 30 دانش‌آموز 8 تا 11 ساله نارساخوان که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب، از لحاظ سن، جنسیت، هوشبر همگن شدند، به‌صورت تصادفی ساده در سه گروه 10 نفره قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با استفاده از مقیاس هوش وکسلر کودکان نسخه چهارم، آزمون نارساخوانی، ان بک و نیمرخ حسی ارزیابی شدند. بعد از 4 ماه مرحله پیگیری اجرا شد. به‌طور تصادفی، گروه آزمایش اول، مداخله آموزش کارکردهای اجرایی مبتنی بررایانه و گروه آزمایش دوم مداخله یکپارچگی حسی حرکتی را به مدت 20 جلسه 30 دقیقه‌ای دریافت کردند. پس از اتمام پژوهش مداخله‌ها بر روی کنترل اجرا شد. داده‌ها با روش تحلیل واریانس دوعاملی آمیخته بررسی شد. نتایج نشان دادند علائم نارساخوانی در مرحله پس‌آزمون و پیگیری، بین گروه‌های (بازی رایانه‌ای، یکپارچگی حسی، کنترل) تفاوت معنادار داشتند (p<.001). هر دو مداخله بر علائم نارساخوانی دانش‌آموزان مؤثر بودند، مداخله تمرین‌های یکپارچگی حسی تأثیر پایدارتری بر علائم نارساخوانی داشت. درنهایت، توجه به الگوهای پردازش حسی و راهبردهای درمانی در تشخیص و آموزش دانش‌آموزان نارساخوان نتایج مؤثری دارد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش راهبردهای نقشه‌برداری از داستان و درک مطلب بر بهبود مهارت‌های خواندن دانش‌آموزان دارای مشکلات خواندن

صفحه 173-207

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.69792.2480

فاطمه پورچیت ساز، کاظم برزگر بفرویی، مریم زارع

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای نقشه‌برداری از داستان و درک مطلب بر بهبود مهارت‌های خواندن دانش‌آموزان دارای مشکلات خواندن انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات تجربی تک موردی با خط پایه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دارای مشکلات خواندن پایه سوم ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1399-1400 تشکیل داد. بنا به محدودیت‌های متعدد شرایط پاندمی کرونا از روش نمونه‌گیری در دسترس 4دانش‌آموز پسر انتخاب شدند که درنهایت 3مشارکت‌کننده در 12جلسه حضور پیدا کردند. از ابزارهای آزمون هوش وکسلر کودکان و آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1384)، برای غربالگری و تعیین خط پایه استفاده گردید و در جلسة آخر پژوهش، از مشارکت‌کننده‌ها به کمک ابزار نما پس‌آزمون به عمل آمد. داده‌ها با محاسبه درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا تحلیل شد. مطابق یافته‌های پژوهش در هر مشارکت‌کننده از ده مهارت خواندن که به‌وسیلة آزمون نما سنجیده شد، در مشارکت‌کننده اول و سوم شش مهارت و در مشارکت‌کننده دوم هشت مهارت بهبودیافته است. هر سه مشارکت‌کننده در خرده‌آزمون‌های قافیه، درک کلمات، حذف آواها، نشانه‌های حرف و نشانه‌های مقوله به‌صورت مشترک رشد و تغییر معناداری در این مهارت‌ها به دست آوردند. در دو مشارکت‌کننده اول و دوم خواندن ناکلمات معنادار شد و در دو مشارکت‌کننده دوم و سوم درک متن معنادار گردید. با توجه به نتایج پژوهش می‌توان گفت که آموزش راهبردهای نقشه‌برداری از داستان و درک مطلب سبب بهبود اکثر مهارت‌های خواندن دانش‌آموزان دارای مشکلات خواندن شده است.

مقاله پژوهشی

بررسی کارکردهای اجرایی و ضرب‌آهنگ شناختی کند در افراد با اختلال افسردگی

صفحه 208-232

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.70975.2512

کریم عبدالمحمدی، فرهاد غدیری

چکیده افسردگی یک اختلال خلقی است که باعث احساس غم و اندوه مداوم و از بین رفتن علایق قبلی می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه‌ای کارکردهای اجرایی و ضرب‌آهنگ شناختی کند در افراد با اختلال افسردگی و عادی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری پژوهش افراد دارای اختلال افسردگی مراجعه‌کننده به مراکز بهداشت شهر تبریز که از میان آن‌ها 100 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه مهارت‌های اجرایی (استریت و همکاران،2019)، پرسشنامه ضرب‌آهنگ شناختی کند بزرگ‌سالان (بکر و همکاران، 2017) و پرسشنامه غربالگری افسردگی (PHQ-9) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که افراد با افسردگی در تمامی مؤلفه‌های کارکردهای اجرایی (برنامه‌ریزی، مدیریت زمان، تنظیم هیجان، سازمان‌دهی و تنظیم رفتار) عملکرد ضعیف‌تری نسبت به گروه سالم از خود نشان داده‌اند (001/0) و همچنین ضرب‌آهنگ شناختی کند در افراد افسرده به‌صورت معنی‌داری بالاتر از افراد عادی بود (001/0)؛ بنابراین بر اساس نتایج این پژوهش می‌توان نتیجه‌گیری کرد افراد با اختلال افسردگی در کارکردهای اجرایی نواقص جدی از خود نشان می‌دهند و همچنین در مؤلفه ضرب‌آهنگ شناختی کند نیز نسبت به گروه سالم مشکلات بیشتری را تجربه می‌کنند.

مقاله پژوهشی

تأثیر بازی‌‌درمانی گروهی مبتنی بر نقاشی بر مهارت‌های هیجانی کودکان با اختلال اضطراب جدایی

صفحه 233-259

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.64578.2391

سمیه محمدی کشکا، عباس ابوالقاسمی، سید موسی کافی ماسوله

چکیده طبق شواهد پژوهشی کودکان با اختلال اضطراب جدایی رفتارهای خودتنظیمی ضعیف‌تری دارند و در تنظیم هیجانات و رفتارها مشکلات بیشتری دارند. هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش بازی‌درمانی گروهی مبتنی بر نقاشی بر مهارت‌های هیجانی کودکان با اختلال اضطراب جدایی بود. در این پژوهش نیمه آزمایشی، از طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش‌آموزان دختر پایه ششم با اختلال اضطراب جدایی شهرستان قائم‌شهر در سال تحصیلی 1399 بود. نمونه پژوهش 30 کودک با اختلال اضطراب جدایی بود که به‌صورت در دسترس شناسایی و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای‌دهی شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه اضطراب جدایی (مارچ و همکاران، 1997) و پرسشنامه مدیریت هیجان (زیمن، 2001) استفاده شد. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه‌ای بازی‌درمانی گروهی مبتنی بر نقاشی را دریافت کردند و برای گروه کنترل مداخله‌ای ارائه نشد. داده‌های پژوهش با تحلیل کوواریانس یک و چند متغیری تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش بازی‌درمانی گروهی مبتنی بر نقاشی موجب بهبود مهارت‌های هیجانی کودکان با اختلال اضطراب جدایی شد (001/0 > P). با توجه به این نتیجه می‌توان از بازی‌درمانی گروهی مبتنی بر نقاشی به‌عنوان روش درمانی مؤثر برای ارتقاء سلامت روانی و پیشگیری از مشکلات روان‌شناختی کودکان با اختلال اضطراب جدایی استفاده کرد.