دوره و شماره: دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 1-319 
مقاله پژوهشی

ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده‌های دارای فرزند طیف اوتیسم

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.85305.2809

سعیده خجسته، فرنگیس دمهری، علیرضا افشانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده‌های دارای فرزند اوتیسم در استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی- هنجاریایی بود. جامعه اماری حاضر را تمامی خانواده‌های دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 تشکیل دادند که از این افراد، 385 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه‌های تجربه خانواده اوتیسم، شدت علایم اوتیسم و حمایت اجتماعی استفاده شد. روایی مقیاس با استفاده روش روایی محتوایی (محاسبه CVI و CVR) و همچنین تحلیل عامل تاییدی با نرم‌افزار AMOS محرز گردید. علاوه برآن، روش همسانی درونی نشان داد بین تجربه خانواده اوتیسم با شدت علائم اوتیسم و حمایت اجتماعی رتبطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته‌ها نشان داد ضریب آلفای کرونباخ خرده‌مقیاس تجربه والدین اوتیسم 929/0، برای خرده‌مقیاس زندگی خانوادگی 916/0، خرده‌مقیاس توسعه کودک و روابط اجتماعی، 94/0 و برای علایم کودک، 897/0 و برای کل مقیاس تجربه خانواده اوتیسم 952/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که پرسشنامه تجربه خانوده اوتیسم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین می‌توان از این مقیاس جهت ارزیابی تجربه خانواده اوتیسم استفاده کرد.

مقاله پژوهشی

بررسی اثربخشی برنامه توان‌بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی

صفحه 31-66

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.85025.2804

سیده فاطمه پاکزادیان، سعید رضایی، فاطمه نیکخو

چکیده پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی برنامه توان‌بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی در شهرستان سمنان انجام شد. این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش‌آموزان نارساخوان شهرستان سمنان برای سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن‌ها به روش نمونه‌گیری در دسترس 24 نفر انتخاب شد و به‌صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمون‌های تمیز شنیداری (1958) و سرعت پردازش (زاهلن – وربیندونگز، 1978؛ نئوبائر و نور، 1998) به‌عنوان پیش‌آزمون توسط هر دو گروه انجام‌شده سپس گروه آزمایش ده جلسه آموزش برای تقویت توجه و تمرکز را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراند. سپس از هر دو گروه پس‌آزمون به عمل آمد و داده‌های پژوهش با استفاده از روش‌های آمار توصیفی (شاخص‌های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر توجه، بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و تمیز شنیداری دانش آموزان نارساخوان تأثیر مثبت و معناداری داشتند (005/0P<). به‌کارگیری برنامه توان‌بخشی به‌عنوان یک آموزش مؤثر می‌تواند بر بهبود خواندن و سرعت پردازش اطلاعات اعم از دیداری و شنیداری برای موفقیت و پیشرفت در زمینه‌های مختلف تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، هجی کردن و محاسبات ریاضی کمک کند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش تاب‌آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب‌آوری والدین کودکان پسر با کم‌توان ذهنی خفیف

صفحه 67-104

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.78970.2688

عطیه خیرخواه، مهناز خسروجاوید، عباس ابوالقاسمی

چکیده با تولد یک کودک با کم­توانی ذهنی، کارکردهای روان­شناختی والدین به مخاطره می‌افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله‌های رویکردمحور، کوتاه‌مدت و مقرون‌به‌صرفه در بهبود شرایط خاص روان‌شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب‌آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب‌آوری والدین کودکان کم‌توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم­توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به‌صورت در دسترس و بر اساس ملاک‌های مطالعه انتخاب و به­صورت تصادفی در گروه­های آزمایش و گواه جای‌دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری‌هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب­آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب­آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه­ای و یک بار در هفته به‌صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده­ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته­ها نشان داد که برنامه آموزشی به‌طور معنی‌داری برکاهش مؤلفه‌های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب­آوری والدین کودکان با کم‌توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/‌05)؛ بنابراین به نظر می‌رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه‌مدت و تعامل‌گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام­سازی، ذهن­آگاهی و سایر فنون، انعطاف­پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء ­بخشد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

صفحه 105-139

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.83606.2778

نسترن سیداسماعیلی قمی، علی سلمانی

چکیده   اختلال اوتیسم به‌علّت مشکلاتی که در رشد مهارت‌های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می‌کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به‌ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می‌کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن‌ها برحسب ملاک‌های ورود به پژوهش و به‌روش نمونه‌گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به‌صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه‌ی 75 دقیقه‌ای برنامه‌ی آموزش مهارت‌های ارتباطی مک‌کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه‌ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0ηp2=) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0ηp2=) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین‌صورت که بعد از اجرای برنامه‌ی آموزش مهارت‌های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت‌های ارتباطی می‌توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می‌یابد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی غنی‌سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی

صفحه 141-169

https://doi.org/10.22054/jpe.2025.84260.2792

نسرین زارع شریف، سالار فرامرزی، علی شریفی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی غنی‌سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی بود. روش این پژوهش شبه‌آزمایشی پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی شهر اصفهان بودند که از بین آنها 28 نفر از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگماری شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش چهارم، آزمون ریاضی کی‌مت و آزمون حافظه فعال N-back استفاده شد و گروه آزمایش طی 10 جلسه 45-60 دقیقه‌ای (2 بار در هفته) تحت مداخله غنی‌سازی ادراکی قرار گرفت. داده‌های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک‌متغیری و چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از اثربخشی غنی‌سازی ادراکی بر بهبود حافظه فعال (001/0>p) و عملکرد ریاضی (001/0>p) آزمودنی‌های گروه آزمایش بود. نتایج پژوهش نشان داد که غنی‎‌سازی ادراکی می‌تواند بر بهبود حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی موثر باشد.

مقاله پژوهشی

تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص‌های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم

صفحه 171-215

https://doi.org/10.22054/jpe.2024.77376.2661

سارا روحانی، محمد نریمانی، نادر حاجلو، رضا فرضی زاده

چکیده تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می‌رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه‌ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص‌های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون‌-پس‌آزمون‌ با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه‌ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده‌ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته‌ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه‌ی حل‌مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می‌شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه‌ای (کلان) می‌شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه‌ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش هم‌زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم‌زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش‌فعالی

صفحه 251-284

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.64115.2382

سیده زهرا سیدنوری، عباسعلی حسین خانزاده، عباس ابولقاسمی، ایرج شاکری‌نیا

چکیده پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثربخشی آموزش هم‌زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم‌زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش‌فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهۀ اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونۀ پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش‌فعالی از جامعۀ آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به‌تصادف در گروه‌های آزمایش و گواه جای‌دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن‌ها هرکدام برنامۀ مداخله‌ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامۀ جمعیت‌شناختی، مقیاس درجه‌بندی کانرز و پرسشنامۀ همدلی بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد آموزش هم‌زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم‌زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس‌های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت‌گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت‌گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می‌دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش‌فعالی را هدف قرار می‌دهد می‌تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.

مقاله پژوهشی

سازه‌های روان‌شناسی مثبت‌محور در حوزه نارسایی‌های یادگیری ویژه: مطالعه مروری نظامند

صفحه 285-319

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.74052.2584

شهروز نعمتی، رحیم بدری گرگری، شهرام واحدی، نیلوفر برومندزاده

چکیده نارسایی‌های یادگیری ویژه شامل اختلالی عصب-تحولی است که در سال‌های اخیر از منظر روان‌شناسی مثبت موردتوجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر ترسیم نقشه مفهومی سازه‌های روان‌شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی‌های یادگیری ویژه بود. طرح پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام‌مند بود. از طریق الگوی پریسما یافته‌های پژوهشی مرتبط با متغیرهای سازه‌های روان‌شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی‌های یادگیری ویژه موردبررسی قرار گرفت. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه‌های تخصصی سازه‌های روان‌شناسی مثبت و نارسایی‌های یادگیری ویژه (شامل اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال ریاضی)، به جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی ازجمله Pubmed, Eric, Scopus, Sid, Irandoc,Noormags Ebsco,Science Direct,ProQuest, Springer پرداخته شد و مقالات و اطلاعات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که سازه‌های روان‌شناسی مثبت شامل متغیرهای بهزیستی روانی، تاب‌آوری، خوش‌بینی، سلامت روان، کیفیت زندگی، شادکامی، امید، رضایت از زندگی، سپاسگزاری و معنویت تأثیرگذارترین کلمات کلیدی در شبکه هم‌رخدادی هستند و پژوهش‌های روان‌شناسی مثبت محور بر سازه‌های ذکرشده تأکید دارند. شواهد پژوهشی بیانگر این است که تقویت و بهبود سازه‌های روان‌شناسی مثبت می‌تواند برای دانش‌آموزان با نارسایی‌های یادگیری ویژه بسیار مفید واقع شود. این مطالعه‌ نشان‌دهنده‌ی اهمیت سازه‌های روان‌شناسی مثبت در حوزه‌ی اختلالات یادگیری ویژه بود، لذا برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه نارسایی‌های یادگیری ویژه ادغام فعالیت‌های شواهدمحور و پژوهشی با فعالیت‌های بالینی و مداخله‌ای پیشنهاد می‌گردد.