مقاله پژوهشی
فاطمه اسودزاده؛ سحر صفرزاده؛ رضوان همائی
چکیده
در میان کم تواناییهای جسمی، مشکلات بینایی (کمبینایی یا نابینایی)، از مهمترین نقایص حسی هستند که باتوجهبه نقش بینایی در درک اطلاعات محیطی و یادگیری، افراد درگیر را با مشکلات زیادی مواجه میکنند. ازاینرو هدف پژوهش حاضر نقش نیرومندی ایگو و روابط موضوعی در پیشبینی کیفیت زندگی دانشآموختگان کمبینا و نابینا: نقش میانجیگر ...
بیشتر
در میان کم تواناییهای جسمی، مشکلات بینایی (کمبینایی یا نابینایی)، از مهمترین نقایص حسی هستند که باتوجهبه نقش بینایی در درک اطلاعات محیطی و یادگیری، افراد درگیر را با مشکلات زیادی مواجه میکنند. ازاینرو هدف پژوهش حاضر نقش نیرومندی ایگو و روابط موضوعی در پیشبینی کیفیت زندگی دانشآموختگان کمبینا و نابینا: نقش میانجیگر حس عاملیت بود. پژوهش حاضر نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه افراد نابینا و کمبینا بین سنین 22 تا 35 سال عضو انجمن نابینایان استان خوزستان در سال 1401 است که دارای تحصیلات دانشگاهی (کاردانی تا دکتری) بود تعداد نمونه پژوهش حاضر 233 نفر و از روش نمونهگیری صورت هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی نابینایان و کمبینایان (2000)، پرسشنامه کیفیت روابط موضوعی (1985)، پرسشنامهی قدرتمندی ایگو (2003) و پرسشنامه حس عاملیت افراد دارای نقایص بینایی (1396) بود. برای تحلیل دادهها از مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. مسیر غیرمستقیم بین نیرومندی ایگو و کیفیت زندگی (001/0=P) مثبت و ضریب مسیر غیرمستقیم بین کیفیت روابط موضوعی و کیفیت زندگی (001/0=P) منفی و معنادار است. میتوان نتیجه گرفت که حس عاملیت رابطه بین کیفیت روابط موضوعی با کیفیت زندگی دانشآموختگان کمبینا و نابینا را بهصورت منفی و رابطه بین نیرومندی ایگو و کیفیت زندگی آنان را بهصورت مثبت و معنادار میانجیگری میکند.
مقاله پژوهشی
فرزاد ملکی؛ فرناز ترابی؛ احد موسی پور؛ مجید محمدی
چکیده
کودکان اوتیسم از سطح پائین عملکرد شناختی برخوردارند ازآنجاییکه فعالیت بدنی بر شناخت و بهزیستی اثرات مثبتی دارد، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر مهارتهای حرکتی باز و بسته بر توجه پایدار و انتخابی کودکان اوتیسم با عملکرد بالا در یک مطالعه با پیگیری یکماهه بود. به همین منظور تعداد 45 نفر از کودکان با اختلال درخودماندگی ...
بیشتر
کودکان اوتیسم از سطح پائین عملکرد شناختی برخوردارند ازآنجاییکه فعالیت بدنی بر شناخت و بهزیستی اثرات مثبتی دارد، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر مهارتهای حرکتی باز و بسته بر توجه پایدار و انتخابی کودکان اوتیسم با عملکرد بالا در یک مطالعه با پیگیری یکماهه بود. به همین منظور تعداد 45 نفر از کودکان با اختلال درخودماندگی اوتیسم با عملکرد بالا با دامنه سنی 8 تا 10 سال از شهر تهران انتخاب و بعد از انجام پیشآزمون (آزمون عملکرد پیوسته و رنگ واژه استروپ) بهصورت تصادفی در سه گروه مداخله مهارتهای حرکتی باز، بسته و گواه طبقهبندی شدند. کودکان در گروه مداخله به مدت 12 جلسه و هر جلسه 60 دقیقه به اجرای برنامه تمرینی موردنظر پرداختند، گروه گواه در این مدت فعالیتهای روزانه خود را انجام دادند. درنهایت پس از اتمام آخرین جلسه تمرینی، بلافاصله پسآزمون اجرا شد و یک ماه پسازآن، ارزیابی پیگیری صورت گرفت و نتایج ثبت گردید. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس مرکب نشان داد اثر مداخله مهارتهای باز و بسته بر توجه پایدار (001/0=p) و انتخابی (001/0=p) شرکتکنندگان معنیدار بود. علاوه بر این در مقایسه جفتی نتایج نشان داد که در مرحله پسآزمون (001/0=p) و پیگیری (001/0=p) عملکرد گروه مداخله مهارتهای باز بهطور معنیداری بالاتر از گروه مداخله مهارتهای بسته و گواه بود. باتوجهبه یافتهها به نظر میرسد استفاده از مداخله مبتنی بر آموزش مهارتهای حرکتی باز و بسته میتواند روشی سودمند برای فرایندهای توجه ای کودکان اوتیسم با عملکرد بالا باشد.
مقاله پژوهشی
سینا برک؛ خلیل زندی؛ آزاد الله کرمی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل کیفی مطالعات انجامشده پیرامون نقش هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمیپژوهشی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱7 تا ۲۰۲۵ با روش فراتحلیل کیفی بررسی و با استفاده از چکلیست CASP، ازنظر کیفیت علمی ارزیابی شدند. تحلیل در دو بُعد شکلی و محتوایی صورت گرفت. در بعد شکلی، ویژگیهای ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل کیفی مطالعات انجامشده پیرامون نقش هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمیپژوهشی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱7 تا ۲۰۲۵ با روش فراتحلیل کیفی بررسی و با استفاده از چکلیست CASP، ازنظر کیفیت علمی ارزیابی شدند. تحلیل در دو بُعد شکلی و محتوایی صورت گرفت. در بعد شکلی، ویژگیهای مقالات ازجمله نوع روش پژوهش، سال انتشار، نوع اختلال موردمطالعه، حجم نمونه، مرتبه علمی و رشته تخصصی نویسندگان بررسی شد. نتایج نشان داد بیشترین پژوهشها در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۳ انجام شدهاند، بیشتر از روشهای کمی بهره گرفتهاند، و تمرکز اصلی آنها بر اختلالاتی چون اوتیسم و اختلال خواندن بوده است. در بعد محتوایی، یافتهها نشان داد که کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه اصلی تعریف میشوند: ۱) تشخیص، غربالگری و درمان اختلالات یادگیری، ۲) حمایت از نیازهای عاطفی و رفتاری، و ۳) تقویت مهارتها و بهبود عملکرد تحصیلی. همچنین سه پیامد مهم استفاده از هوش مصنوعی در آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه شامل 1) بهبود یادگیری و شخصیسازی آموزش، 2) افزایش کارایی معلمان، و 3) ارتقای عدالت آموزشی شناسایی شد. باوجوداین، چالشهایی نظیر کمبود داده، هزینههای بالا، و ملاحظات اخلاقی در کاربرد هوش مصنوعی همچنان مطرح است. یافتههای این پژوهش میتواند راهنمایی برای سیاستگذاران آموزشی در جهت توسعه راهکارهای فناورانه و فراگیر باشد.
مقاله پژوهشی
سمانه رفیعی فروشانی؛ فاطمه ایزدی
چکیده
اختلال نقص توجه - بیشفعالی با نقص توجه، بیشفعالی، تکانشگری و مشکلات تنظیم هیجان همراه است و عملکرد تحصیلی - اجتماعی کودکان را مختل میکند. مادران این کودکان اغلب توجه مشروط نشان میدهند که مشکلات رفتاری را تشدید مینماید؛ لذا مداخلات باید همزمان نشانههای کودک و الگوهای فرزندپروری مادر را هدف قرار دهند. پژوهش حاضر باهدف بررسی ...
بیشتر
اختلال نقص توجه - بیشفعالی با نقص توجه، بیشفعالی، تکانشگری و مشکلات تنظیم هیجان همراه است و عملکرد تحصیلی - اجتماعی کودکان را مختل میکند. مادران این کودکان اغلب توجه مشروط نشان میدهند که مشکلات رفتاری را تشدید مینماید؛ لذا مداخلات باید همزمان نشانههای کودک و الگوهای فرزندپروری مادر را هدف قرار دهند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی بر نشانههای نقص توجه - بیشفعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها در شهرستان خمینیشهر انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن، شامل کلیة مادران دارای فرزند با اختلال نقص توجه - بیشفعالی 8 تا 12 ساله شهرستان خمینیشهر در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آنها، 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و بهصورت تصادفی و برابر، در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. آزمودنیهای گروه آزمایش طی 8 جلسة 90 دقیقهای برنامة فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی را دریافت نمودند؛ اما آزمودنیهای گروه کنترل در این برنامه شرکت نداشتند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه فرم والد اختلال نقص توجه - بیشفعالی کانرز (1999) و توجه مشروط والدین روث و همکاران (2009) بود. دادهها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس با نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها نشان داد آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی بر نشانههای نقص توجه - بیشفعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها در گروه آزمایش در مرحله پسآزمون تأثیرگذار بوده و تغییرات گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل ازنظر آماری معنادار بودند (05/0> P)؛ لذا، میتوان از برنامة آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی جهت بهبود بخشیدن به نشانههای اختلال نقص توجه - بیشفعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها بهره جست.
مقاله پژوهشی
زهره اقبال نیا؛ محمد عاشوری؛ قاسم نوروزی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی برنامه فرزندپروری توانمندمحور بهمنظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کمشنوای آنها انجام شد. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعهپژوهش شامل متخصصان، معلمان و مادران نوجوانان کمشنوای شهر مشهد در سال 1403 بودند. نمونه پژوهش برای تدوین برنامه به روش نمونهگیری هدفمند ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی برنامه فرزندپروری توانمندمحور بهمنظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کمشنوای آنها انجام شد. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعهپژوهش شامل متخصصان، معلمان و مادران نوجوانان کمشنوای شهر مشهد در سال 1403 بودند. نمونه پژوهش برای تدوین برنامه به روش نمونهگیری هدفمند مشخص شد و بعد از 12 مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق به اشباع نظری رسید. نمونه پژوهش برای اعتباریابی برنامه شامل 10 نفر از متخصصان میشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. روند تدوین برنامه شامل بررسی منابع، مصاحبه با شرکتکنندگان، تدوین برنامه و اعتباریابی آن بود. برای تعیین روایی محتوایی از ضریب نسبی روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی و برای تعیین پایایی از روش درصد توافق استفاده شد. بهاینترتیب، برنامه فرزندپروری توانمندمحور در ده جلسه تدوین شد و ضریب نسبی روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی آن به ترتیب برابر با 94/0 و 96/0 بود. پایایی برنامه نیز با روش درصد توافق متخصصان برابر با 95 درصد به دست آمد. بر اساس یافتهها، برنامه فرزندپروری توانمندمحور بهمنظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کمشنوای آنها از روایی و پایایی بالایی برخوردار است.
مقاله پژوهشی
امیر قمرانی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با دوره پیگیری با لیست انتظار بود. جامعه آماری، فرزندان 7 تا 9 ساله دارای مشکلات درونی شده در شهر اصفهان در سال 1404 و مادران آنها بودند، که با روش نمونه گیری هدفمند، ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با دوره پیگیری با لیست انتظار بود. جامعه آماری، فرزندان 7 تا 9 ساله دارای مشکلات درونی شده در شهر اصفهان در سال 1404 و مادران آنها بودند، که با روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از این جامعه به عنوان نمونه انتخاب شده و 20 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش، و 20 نفر نیز به تصادف در لیست انتظار گمارش شدند. مادران گروه آزمایش، در 6 جلسه 60 دقیقه ای برنامه زمانی پارادوکس، شرکت کردند، و لیست انتظار هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، ابزارهای پژوهش شامل: مقیاس اضطراب صفت-حالت، پرسشنامه نگرانی پسیلوانیا و سیاهه اختلالات رفتاری آخنباخ (2001) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، مقادیر هر دو متغیر در لیست انتظار و آزمایش در مرحله پس آزمون دارای تفاوت معنادار بودند (سطح معناداری کمتر از 05/0) .بنابراین این مداخله بر (اضطراب مادران(587/420 =F و P=0001/0) ،(نگرانی مادران(057/231 =F و P=0001/0)و مشکلات درونی شده فرزندان(629/288=F و 0001/0=P))، تاثیر مثبت و معناداری در سطح05/0=α داشت. لذا برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان موثر است.
مقاله پژوهشی
زهره نیک پی؛ احمد کربلایی محمد میگونی؛ محمدرضا صیرفی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت رفتار والدین بر تعامل والد -فرزند، پایستگی تحصیلی و نشانگان کودکان دارای علائم اختلال سلوک انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی مادران با فرزندان دارای نشانگان اختلال سلوک شهر کرج در سال تحصیلی ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت رفتار والدین بر تعامل والد -فرزند، پایستگی تحصیلی و نشانگان کودکان دارای علائم اختلال سلوک انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی مادران با فرزندان دارای نشانگان اختلال سلوک شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. با روش نمونهگیری هدفمند، 30 نفر از مادران دارای فرزند با نشانگان سلوک انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارش شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای تعامل والد – فرزند پیانتا (1994)، مقیاس پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) و فرم والدین پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ (2001) بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS.v26 و آزمونهای تحلیل کوواریانس یکمتغیره و چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد. سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه مدیریت رفتار والدین بر بهبود تعامل والد-فرزند، پایستگی تحصیلی و کاهش نشانگان اختلال سلوک تأثیر معنادار دارد. بر اساس این یافتهها، برنامه مدیریت رفتار والدین میتواند بهعنوان یک مداخله عملی و مؤثر در مراکز مشاوره خانواده و مدارس جهت بهبود تعامل والد-فرزند، افزایش پایستگی تحصیلی و کاهش نشانگان اختلال سلوک در کودکان به کار گرفته شود.