اثربخشی آموزش رایانه یار بر حافظه کاری بر بهبود کارکردهای اجرایی و عملکرد ریاضیات دانشآموزان با اختلال ریاضیات
صفحه 1-20
سکینه سلطانی کوهبنانی، حمید علیزاده، ژانت هاشمی، غلامرضا صرامی، ساجده سلطانی کوهبانی
چکیده تحقیق حاضر به منظور اثربخشی آموزش رایانهیار حافظة کاری بر بهبود کارکردهای اجراییو عملکرد ریاضی دانشآموزان با اختلال ریاضیات انجام گرفت. در تحقیق نیمه آزمایشی حاضر 20 دانش آموز با اختلال ریاضیات دختر پایه سوم تا پنجم ابتدایی به روش نمونهگیری در دسترس از مراکز اختلالهاییادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1390- 1391 انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. تمامی آزمودنیها با استفاده از آزمون ریاضیات کیمت و آزمونهای کارکرد اجرایی (برج لندن، عملکرد مداوم، کارتهای استروپ)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مرحله بعد گروه آزمایشی (دانشآموزان با اختلال ریاضیات) در معرض آموزش رایانه یار حافظه کاری قرار گرفتند. برنامه آموزشی به مدت 20 جلسه در 7 هفته ارایه شد. پس از این مرحله تمامی آزمودنیها(اعم از گروه آزمایش و کنترل) مجدداً از نظر کارکردهای اجرایی و عملکرد ریاضیمورد سنجش قرار گرفتند. یادآوری میگردد که دانشآموزان گروه کنترل در معرض هیچ یک از مداخلات قرار نگرفتند و هر دو گروه فقط آموزشهای مدرسه را دریافت میکردند. با فاصله یک ماه، آزمون پیگیری نیز انجام گرفت. دادههای به دست آمده از پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از t وابسته مورد تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافتههای تحقیق میتوان بیان کرد که آموزش رایانه یار حافظه کاری تأثیر معنیداری بر کارکردهایاجرایی و عملکرد ریاضی دانشآموزان با اختلال ریاضیات داشته است. کارکردهایاجراییو عملکرد ریاضی دانشآموزان با اختلال ریاضیات در اثر آموزش برنامه رایانهیار حافظهکاری ارتقا مییابد. نتایج این تحقیق میتواند در مداخلههای عصب شناختی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه تأثیر توانبخشی رایانهیار و داروی روان محرک در بازداری پاسخ و توجه پایدار کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی
سعید اعظمی، علیرضا مقدس، فرامرز سهرابی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین و مقایسهی اثربخشی توانبخشی
شناختی رایانهیار با داروی روان محرک در بهبود کارکرد بازداری پاسخ و توجه پایدار
کودکان با اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی و با
طرحپیشآزمون- پسآزمون- پیگیری با دو گروه آزمایشی است. 23 کودک با اختلال
نارسایی توجه- بیشفعالی به شیوه نمونهگیری در دسترس و بر طبق ملاکهای ورود و
خروج انتخاب و بر اساس شدت اختلال همتا شده و به طور تصادفی به دو گروه دارو روان
محرک (11 نفر) و توانبخشی شناختی رایانهیار (12 نفر) انتساب یافتند. ابزارهای
پژوهش شامل آزمون عملکرد پیوسته، پرسشنامه (SNAP-IV)، فرم
کوتاه آزمون هوش تجدید نظر شده کودکان وکسلر و پرسشنامه نشانه های مرضی
کودکان بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل ورایانس چند
متغیری اندازهگیری مکرر، تحلیل واریانس آمیخته و آزمونهای متعاقب آن استفاده شد.
توانبخشی شناختی رایانهیار منجر به تغییرات موثر و ماندگاری در عملکرد
آزمودنیها در بازداری پاسخ و توجه پایدار شد. افزون بر این، با وجود بیشتر و
ماندگارتر بودن تغییرات حاصل شده در گروه توانبخشی شناختی رایانهیار نسبت به
گروه داروی روان محرک، این تغییرات به لحاظ آماری معنادار نشد. به طور
کلی هر دو درمان در بهبود کارکرد اجرایی بازداری پاسخ و توجه پایدار موثر میباشند،
در نتیجه توانبخشی شناختی رایانهیار را میتوان به عنوان جایگزین داروی روان
محرک بهکار برد
اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی به شیوه شناختی-رفتاری بر کاهش نشانههای اختلالهای رفتاری بروننمود در دانشآموزان
طیبه یگانه، عباسعلی حسین خانزاده، محمد رضا زربخش
چکیده با توجه به تأکید متخصصان بر انجام مداخلههای بهداشت روان برای کودکان دبستانی به منظور پیشگیری اولیه، درمان و توسعه بهداشت روان؛پژوهش حاضربا هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی با شیوه شناختی- رفتاری بر کاهش نشانههای اختلالهای رفتاری بروننمود در دانشآموزان انجام شد.روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه و همچنین مرحله پیگیری دو ماهه است. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشآموزان دختر پایه پنجم و ششم ابتدایی با اختلالهای رفتاری بروننمود شهر لنگرود در سال تحصیلی 92-1391 تشکیل میدادند که تعداد 30 نفر از دانشآموزان با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای سنجش اختلالهای رفتاری برون نمود در دانشآموزان از سیاهه رفتاری کودک استفاده شد.برنامه آموزش مهارتهای اجتماعی والکردر طی 17 جلسه به مدت دو ماه برای افراد گروه آزمایش ارائه گردید. جهت تحلیل دادههای جمعآوری شده از آزمون تحلیل واریانس مختلط همراه با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.تحلیل دادههای این پژوهش نشان داد که در مرحله پسآزمون و پیگیری، بین دو گروه آزمایش و گواه، در میزان نشانههای اختلالهای رفتاری برون نمود تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان گفت که آموزش مهارتهای اجتماعی با شیوه شناختی- رفتاری روش مؤثری در کاهش نشانههای اختلالهای رفتاری برون نمود است.
مهارتهای اجتماعی، رضایت از زندگی و جایگاه مهار در دانشآموزان دارای نارسایی شنوایی، بینایی و عادی
صفحه 87-106
ایران داودی، رقیه مزارعی کاسکانی، مهناز مهرابی زاده هنرمند
چکیده هدف این پژوهش مقایسه مهارتهای اجتماعی، رضایت از زندگی و جایگاه مهار در دانشآموزان دارای نارسایی شنوایی، نارسایی بینایی و عادی در مقطع راهنمایی و دبیرستان شهر اهواز بود. نمونه پژوهش حاضر 129 نفر، شامل 50 دانشآموز داراینارسایی شنوایی، 28 دانشآموز داراینارسایی بینایی و 51 دانشآموز عادی بود که با پر کردن پرسشنامههای مهارتهای اجتماعی، رضایت از زندگی و جایگاه مهار در این پژوهش شرکت کردند. طرح پژوهش علی-مقایسه ای بود و جهت آزمون فرضیهها از تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافتهها بیان گر این بود که بین سه گروه تفاوت معنیداری وجود دارد (001/0<P). بین سه گروه در متغیرهای مهارتهای اجتماعی و جایگاه مهار تفاوت معنی داری وجود داشت و در نتیجه افراد عادی نسبت به افراد داراینارسایی شنوایی و نارسایی بینایی مهارتهای اجتماعی بالاتری داشته و از جایگاه مهار درونیتری برخوردار بودند، در پیگیری نتایج، این یافته به دست آمد که تفاوت مهارتهای اجتماعی در مقایسه دانشآموزان داراینارسایی شنوایی و بینایی معنیدار و به نفع گروه داراینارسایی بینایی بود. در مورد جایگاه مهار نیز پیگیری نشان دهنده تفاوت معنی دار جایگاه مهار بیرونی در مقایسه گروه عادی و گروه داراینارسایی شنوایی و به نفع گروه داراینارسایی شنوایی بود، اما در متغیر رضایت از زندگی تفاوت معنیداری بین سه گروه مشاهده نشد. کاربرد یافته ها در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
مقایسه سبکهای تفّکر و خلاقیّت هیجانی در بین دانشآموزان تیزهوش و عادی
صفحه 107-126
علی عیسی زادگان، فرزانه میکائیلی منیع، حسین جناآبادی، فریده قلی نژاد
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوتها در سبکهای تفّکر و
خلاقیّت هیجانی در بین دانشآموزان تیزهوش و عادی سال اوّل متوسطه شهر ارومیه بود.
روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. بدین منظور 400 دانش آموز (200
تیزهوش و 200 عادی) سال اوّل متوسطه به عنوان نمونه به شیوه روش نمونه گیری خوشه
ایچند مرحله ای انتخاب شدند و با پرسش نامه های سبکهای تفکر(استرنبرگ،1994) و
خلاقیت هیجانی (آوریل،1994) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس
چندگانه، مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل
واریانس چندگانهنشان دادند که تفاوت معناداری بین خلاقیّت هیجانی و سبکهای
تفّکر دانشآموزان تیزهوش و عادی وجود دارد. میانگین سبکهای تفّکر قانونی و قضایی
دانشآموزان تیزهوش بالاتر از دانشآموزان عادی بود و میانگین سبکهای تفّکر
اجرایی، کلی، جزیی و محافظه کار، دانشآموزان عادی بالاتر از دانشآموزان تیزهوش
بود. یافته ها پیشنهاد میکند که تعامل بین سبکهای تفکر و هیجان یک عامل مهم برای
تفاوتهای فردی دانشآموزان در پیامد های یادگیری است. نتایج پژوهش این مطالعه
اگرچه در ماهیت اکتشافی است اما کاربردهای ضمنی در سطح عملی را نیز دارا است.
تأثیر وضعیت اشتغال،وضعیت تأهل،سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیت بر وضعیت روانشناختی آسیبدیدگان جسمی-حرکتی در شهر اصفهان سال 1388
صفحه 107-126
اعظم مرادی، قربان همتی علمدارلو، امیر قمرانی
چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر هر یک از متغیرهای وضعیت
اشتغال،وضعیت تأهل،سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیتبر میزان کلی سلامت روانی ونیز
نشانههای جسمی،اضطراب، نارسا کنشوری اجتماعی وافسردگی آسیب دیدگان جسمی- حرکتیدر
شهر اصفهان بود. اینپژوهش از نوع علی-مقایسه ای و جامعه آماری آن شامل کلیه
اعضای جامعه معلولینشهر اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر
از جامعه آماریبودند که بهطور تصادفی انتخاب شده ودراین پژوهش شرکت داده شدند.برای
سنجش وضعیت روانشناختی آزمودنیها ازفرم28سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی استفاده
شد.نتایج تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) نشان داد متغیر وضعیت اشتغال بر نمره
کل سلامت عمومی (01/0P<)، نشانههای جسمی(05/0P<)و اضطراب (05/0P<)
تأثیر دارد. همچنین متغیر وضعیت تأهل بر نمره کل سلامت عمومی(05/0P<)و افسردگی (01/0P<)آسیب دیدگان جسمی-
حرکتیتأثیر دارد؛ اما سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیت بر هیچکدام از متغیرهای نمره
کل سلامت عمومی، نشانههای
جسمی،اضطراب، نارسا کنشوری اجتماعی وافسردگی آسیب دیدگان جسمی- حرکتی تأثیر معنیدار
ندارد. بر اساس یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که با روشهای
مقتضی زمینه برای اشتغال و تأهل آسیب دیدگان جسمی- حرکتی فراهم شود تا از این طریق
وضعیت روانشناختی آنها بهبود یابد.
تأثیر آموزش نظریه ذهن بر ارتقاء همکاری، خویشتن داری و قاطعیت کودکان پسر اوتیستیک 12-7 سال از دیدگاه مادران
صفحه 127-146
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش نظریه ذهن بر
ارتقاء همکاری، خویشتنداری و قاطعیت کودکان اوتیستیک 12-7 سال شهر تهران بود. روش
پژوهش از نوع پژوهشهای شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود.
جامعه آماری شامل همه کودکان اوتیستیک 12-7 شهر تهران بود. نمونه شامل 12 کودک اوتیستیک
بود که با نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و
کنترل قرار گرفتند.ابزار پژوهشی پرسشنامه 38 سؤالی نظریه ذهن و پرسشنامه مهارتهای
اجتماعی گرشام و الیوت (1990)بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روشهای آمار
توصیفی و آمار استنباطی (آزمون t مستقل و همبسته) استفاده شد.
یافتههای پژوهش نشان داد آموزش نظریه ذهن موجب ارتقاء همکاری، خویشتن داری و
قاطعیت کودکان اوتیستیک نمیشود یا به عبارتی تفاوت معنیداری بین گروه کنترل و
آزمایش پس از آموزش وجود ندارد(p>0/05). با استناد به دادههای بدست
آمده از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که آموزش نظریه ذهن موجب ارتقاء همکاری،
خویشتن داری و قاطعیت کودکان پسر اوتیستیک 7-12 سال نمیشود.
اعتباریابی و تجدید نظر مقیاس نگرش والدین نسبت به کودک با نیازهای ویژهشان
صفحه 147-163
چکیده نگرشهای مثبت یا منفی والدین نسبت به کودکان دارای نیازهای ویژهشان، نه تنها منجر به ایجاد حالات هیجانی مطابق با آن نگرش در کودک، والدین و در دیگر اعضای خانواده میشود، بلکه به صورتِ مستقیم و به صورتِ واسطهای، پیگیری و دریافت خدمات آموزشی، مشاورهای و توانبخشی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو ارزیابی نگرش والدین نسبت به کودک با نیازهای ویژهشان و ارایه برنامه بهبود نگرش حائز اهمیت است. بنابراین هدف از این مطالعه اعتباریابی و تجدید نظر در مقیاس نگرش والدین کودکان با نیازهای ویژه به فرزندشان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع زمینهیابی بود. جامعه پژوهش دربرگیرنده تمامی والدینی بود که کودکان با نیازهای ویژهشان در مدارس ابتدایی دانشآموزان با نیازهای ویژه و مراکز توانبخشی در سال تحصیلی 91-1390 ثبت نام شده بودند. نمونهای 400 نفری به شیوهی تصادفی خوشهای از این مدارس انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در سطح توصیفی از آمارههای میانگین، انحراف استاندارد، درصد فراوانی و در سطح استنباطی از آزمونهای همبستگی پیرسون، و تحلیل عاملی تأییدی از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافتهها نشان دادند که مقیاس نگرش والدین به فرزند با نیازهای ویژهشان، مقیاسی روا و پایا میباشد. از این رو استفاده از این مقیاس میتواند در بررسی و سنجش نگرش والدین نسبت به کودکان دارای نیازهای ویژهشان به درمانگران و پژوهشگران حوزه آموزش و توانبخشی کمک کند.
