دوره و شماره: دوره 3، شماره 12، زمستان 1392 
مقاله پژوهشی

تأثیر آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس بر نشانه‌های مثبت و منفی کودکان با اختلال نارسایی توجه-بیش‌فعالی

صفحه 1-26

محسن امیری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس بر کاهش علائم مثبت و منفی اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی و افزایش عملکرد رفتاری، فرزندان‌شان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی دارای طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. ازاین‌رو تعداد 24 نفر از مادرانی که فرزندان‌شان با استفاده از معرفی معلمان، پرسش‌نامه کانرز و مصاحبه تشخیصی دارای این اختلال تشخیص داده‌شده بودند به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل همتا‌سازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه مرضی کودکانCSI-4، مقیاس درجه‌بندی کانرز والدین و پرسش‌نامه عملکرد رفتاری کودکان بود. آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس در قالب 10 جلسه نوددقیقه‌ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان دو گروه آزمایشی و کنترل پرسش‌نامه‌های یادشده را به‌عنوان پس‌آزمون تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. تحلیل نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آزمایشی برافزایش عملکرد رفتاری (05/0P<) و همچنین نشانگر تأثیر کاربندی در کاهش، علائم اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی ترکیبی و بیش‌فعالی (05/0P<) کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بود اما هیچ تأثیری را بر علائم نارسایی‌توجه این کودکان نشان نداد. به‌طورکلی یافته‌ها نشان می‌دهند که آموزش والدین به شیوه آدلر-درایکورسی، مشکلات رفتاری فرزندان را کاهش داده و سبب کاهش نشانه‌های مرضی کودکان با اختلال نارسایی‌توجه-بیش‌فعالی می‌شود.

مقاله پژوهشی

مقایسه سلامت روان مادران دارای نوجوان با نیازهای ویژه و مادران دارای نوجوان عادی

صفحه 27-50

حسین تقی زاده

چکیده مادران کودک با نیازهای ویژه در مقایسه با مادرانی که فرزندشان هیچ مشکلی ندارند، تحت‌فشار بیشتری هستند و هنگامی‌که این کودکان به سنین نوجوانی می‌رسند، احساس ناتوانی بیشتری در قبال آن‌ها می‌کنند و درنتیجه سلامت روانی آن‌ها به خطر می‌افتد. هدف این پژوهش، مقایسه سلامت روان مادران نوجوان با نیازهای ویژه و سلامت روان مادران نوجوان عادی بود. روش پژوهش حاضر علّی مقایسه‌ای بود. نمونۀ این پژوهش متشکل از 75 نفر از مادران نوجوان با نیازهای ویژه و 25 نفر از مادران نوجوان عادی در شهرستان بابل بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته‌شده، یک مقیاس 90 سؤالی سلامت روان (SCL-90-R) و آزمون هوش ریون (فرم بزرگسال) بود. به‌منظور تجزیه تحلیل داده‌ها، از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته‌ها نشان دادند که به‌طورکلی بین میانگین سلامت روان مادران نوجوان با نیازهای ویژه و میانگین سلامت روان مادران نوجوان عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ به این صورت که ازنظر علائم سلامت روانی یعنی افسردگی (032/0p=)، اضطراب (008/0p=)، پرخاشگری (01/0p=)، اضطراب فوبیک یا ترس مرضی (023/0p=) تفاوت معناداری به دست آمد. امّا ازنظر وسواس- اجبار (10/0p=) تفاوت معناداری بین گروه‌ها به دست نیامد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مادران دارای نوجوان با نیازهای ویژه نسبت به مادران دارای نوجوان عادی از سلامت روانی پایین‌تری برخوردارند و از بین سه گروه مادران دارای نوجوان کم‌توان‌ذهنی، ناشنوا و تیزهوش؛ مادران دارای نوجوان کم‌توان‌ذهنی از سلامت روانی پایین‌تری برخوردار هستند. با توجه به یافته‌ها، توصیه می‌شود کارشناسان خدمات درمانی توجه بیشتری به مادران دارای نوجوان کم‌توان‌ذهنی کرده و جهت پیشگیری از هرگونه مشکلات روانی اقدامی به عمل‌آورند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی داستان‌های اقتباسی- آفرینشی- افزایشی (ACE) بر آموزش مفاهیم مکان‌های عمومی به دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی خفیف

صفحه 51-66

فریبا ایمانی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی داستان‌های اقتباسی- آفرینشی- افزایشی (ACE) بر آموزش مفاهیم مکان­های عمومی در دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی خفیف 14- 8 سال بود. روش انجام این پژوهش روش تک آزمودنی از نوع طرح AB بود و نمونه پژوهش 6 دانش‌آموز دختر کم‌توان‌ذهنی خفیف و آموزش‌پذیر با دامنه سنی 14-8 بودند. به‌منظور اجرای پژوهش حاضر از 6 داستان محقق ساخته بر مبنای داستان­های ACE که روایی آن‌ها به تأیید متخصصان رسیده بود برای آموزش 6 مفهوم از 3 مکان عمومی پارک، فروشگاه و رستوران استفاده‌شده است. در مرحله خط پایه اطلاعات از سه منبع معلم، والد و پژوهشگر جمع‌آوری گردید؛ سپس هر داستان به مدت 5 جلسه و هر جلسه به مدت حداکثر 30 دقیقه برای آنان خوانده شد. برای پیگیری اطلاعات به‌دست‌آمده دربارۀ یادگیری مفاهیم توسط دانش‌آموزان مذکور یک هفته پس از اتمام جلسات آموزشی نیز یادگیری مفاهیم مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت. نتایج به‌دست‌آمده بر اساس جداول و نمودارهای ترسیم‌شده حاکی از آن است که داستان‌های ACE بر آموزش مفاهیم مکان­های عمومی به کودکان کم‌توان‌ذهنی اثربخش بوده‌اند به‌طوری‌که 2 نفر از آزمودنی‌ها، 5 مفهوم از 6 مفهوم موردنظر آموزش و 4 نفر دیگر تمامی 6 مفهوم را آموختند. پیشنهاد می­شود از داستان‌های اقتباسی- آفرینشی- افزایشی (ACE) برای آموزش مفاهیم به دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی خفیف آموزش‌پذیر در دیگر زمینه‌ها نیز استفاده گردد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی گروهی بر نارسایی هیجانی در کودکان با اختلال‌های طیف درخودماندگی

صفحه 67-82

پرویز شریفی درآمدی

چکیده کودکان با اختلال­های طیف درخودماندگی دشواری­های جدی در شناسایی، توصیف و تنظیم احساسات خود و دیگران را تجربه می­کنند. پژوهش در زمینۀ شناسایی مؤثرترین راهبردها برای حل این مشکل قابل‌تأمل است. پژوهش حاضر باهدف تعیین تأثیر مداخله مهارت­های اجتماعی گروهی بر نارسایی هیجانی پسران با اختلال­های طیف درخودماندگی 10 تا 12 سال انجام شد. روش آزمایشی. نمونه­گیری به‌صورت نمونه در دسترس بود و حجم نمونه 14 کودک بودند که با مراجعه به پرونده آن‏ها بر مبنای حداقل بهره هوشی متوسط و مهارت­های زبان درکی و جنسیت با استفاده از پرسشنامه نارسایی هیجانی ریف، اوسترلد، میرام (2006) در دو گروه 7 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. مقایسه­ی نتایج با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر نشان داد که پسرانی که تحت آموزش مهارت­های اجتماعی قرار گرفتند به‌طور معناداری در غلبه بر نارسایی هیجانی پیشرفت به دست آورند. پیشنهاد می­شود با توجه به نتایج پژوهش حاضر از آموزش مهارت­های اجتماعی برای مقابله با نارسایی­های هیجانی کودکان با اختلال­های طیف درخودماندگی جهت برنامه­ریزی آموزشی و توان‌بخشی آنان استفاده شود.

مقاله پژوهشی

بررسی نقش میانجی‌گری مذهب در رابطه بین آزاردیدگی هیجانی و اختلال‌های هیجانی نوجوانان

صفحه 83-106

مهدی عبداله زاده رافی

چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی مذهب در رابطه بین آزاردیدگی هیجانی و اختلال‌های هیجانی نوجوانان بود. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی شهر جاجرم در سال تحصیلی 1392-1391 تشکیل می‌دادند که به دلیل محدود بودن جامعه تمامی آن‌ها (604 نفر) موردبررسی قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌های خودگزارش‌دهی آخنباخ، مذهبی‌بودن و آزاردیدگی هیجانی، ابزار استفاده‌شده پژوهش هستند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج بررسی آشکار ساخت که بین آزاردیدگی هیجانی با اختلال‌های عاطفی (05/0p<) و اضطرابی (05/0p<) رابطه مثبت وجود دارد و مذهب در رابطه بین آزاردیدگی هیجانی و اختلال‌های هیجانی نقش میانجی دارد. بر این اساس، مذهب می‌تواند اثرات منفی آزاردیدگی هیجانی را کاهش دهد.

مقاله پژوهشی

ساخت و بررسی پایایی و روایی آزمون تشخیصی املا برای دانش‌آموزان پایه سوم دبستان

صفحه 107-126

بهروز کریمی

چکیده هدف پژوهش حاضر ساخت و بررسی پایایی و روایی آزمون تشخیصی املا برای دانش­آموزان پایه سوم دبستان است. از بین تمام دانش­­آموزان پایه سوم دبستان دو شهرستان کرمانشاه و کنگاور که در سال تحصیلی 92-1391 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 30 نفر از دانش­آموزان عادی و 30 نفر از دانش‌آموزان پایه سوم که دارای اختلال املا بودند (این دانش‌آموزان به علت اختلال املا به مرکز توان‌بخشی اختلال یادگیری دو شهرستان کرمانشاه و کنگاور ارجاع داده‌شده بودند) به شیوه طبقه‌ای تصادفی ساده با نسبت مساوی انتخاب شدند. برای ساخت آزمون بر اساس کتاب بخوانیم آزمون اولیه املا که شامل 115 واژه بود، طراحی شد. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که، میزان پایایی کل آزمون با محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 98/0 است که پایایی بسیار مطلوبی است. به‌منظور تعیین روایی آزمون از روش تمایز گروهی و تعیین نقطه برش و قدرت تمایزگذاری بین افراد عادی و با اختلال یادگیری با بهره‌گیری از منحنی راک استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین گروه عادی در آزمون تهیه‌شده 18/18 و میانگین گروه با اختلال یادگیری، 96/4 از 20 نمره می‌باشد که تفاوت در سطح 05/0 p< معنی‌دار بود. با توجه به نتایج حاصله روایی آزمون به روش تمایز گروهی مورد تأیید قرار گرفت. نمره برش حاصله بر اساس منحنی راک نمره 40/13 به دست آمد؛ بنابراین می‌توان بیان کرد که آزمون موردنظر دارای پایایی و روایی قابل قبولی است و برای تشخیص مشکلات املای دانش­آموزان دبستانی پایه سوم مناسب است.

مقاله پژوهشی

تحلیل محتوای کتاب‌های درسی دوره‌ی پیش‌حرفه‌ای دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی از لحاظ میزان توجه به آموزش مهارت‌های زندگی مستقل

صفحه 127-142

سالار فرامرزی

چکیده هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب­های درسی دوره پیش‌حرفه­ای دانش­آموزان کم‌توان‌ذهنی به لحاظ میزان توجه به مهارت­های زندگی مستقل بود.روش پژوهش تحلیل محتوا بوده، جامعه و نمونه آماری پژوهش را کلیه­ی کتاب­های درسی دوره پیش‌حرفه­ای دانش­آموزان کم‌توان‌ذهنی (30 جلد، تألیف سال 1388، در 10 ماده درسی) تشکیل داده، که به‌صورت نمونه­ی تمام شمار انجام گرفت. ابزار جمع­آوری داده­ها فهرست وارسی بود و داده­ها با روش­های آمار توصیفی و استنباطی و به‌وسیلۀ نرم‌افزار آماری spss تجزیه‌وتحلیل شدند.یافته­ها نشان داد که میزان توجه کتاب­های درسی در ماده­های درسی به آموزش مهارت­های زندگی متفاوت است، 54/8 درصد کتاب­ها به آموزش این مهارت پرداخته­اند که به‌صورت جداگانه بیشترین سهم، مربوط به مهارت­های اجتماعی (6/26 درصد) و مهارت‌های شغل­یابی (4/23 درصد) و کمترین میزان مربوط به مهارت­های پرورش و مراقبت از کودک (9/0 درصد) و مهارت­های حقوقی (8/0 درصد) است. تحلیل یافته­ها نشان می­دهد که کتاب‌های درسی دوره پیش‌حرفه­ای دانش­آموزان کم­توان­ذهنی به‌گونه‌ای متفاوت به آموزش مهارت‌های زندگی توجه دارند، به بعضی از مهارت­ها توجه بیشتر و به بعضی کمترین توجه صورت گرفته است. بنابراین با توجه به این­که هدف آموزش دوره پیش‌حرفه­ای دانش­آموزان کم­توان­ذهنی آماده ساختن دانش‌آموزان برای زندگی مستقل در جامعه است، ضرورت دارد که کتاب‌های درسی موردبازنگری قرار گیرند.

مقاله پژوهشی

اثر فراگیرسازی دانش‌آموزان کم شنوا در مدارس عادی بر سازگاری اجتماعی آنان

صفحه 143-164

قدرت اله جهانی

چکیده پژوهش حاضر باهدف مقایسۀ سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان مدارس تلفیقی و استثنایی ازنظر معلمان و والدین این دانش‌آموزان در شهرستان شهرکرد صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع علی– مقایسه‌ای بود. در این پژوهش از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده گردید. بدین منظور از تعداد 150 نفر دانش‌آموز ناشنوا در استان چهارمحال و بختیاری 49 نفر در شهرستان شهرکرد فراگیرسازی گردیدند که از بین آنان 18 نفر جهت کنترل متغیرهای مزاحم به روش همتاسازی همگن شدند، که شامل 18 نفر از مدرسه استثنایی و 18 نفر از مدارس فراگیر شهرستان شهرکرد به‌عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ راتر فرم معلم و والدین استفاده گردید که معلمان و والدین دانش‌آموزان آن‌ها را تکمیل کردند. نتایج استخراج‌شده به‌وسیلۀ بررسی میانگین‌ها و تحلیل واریانس یک‌طرفه (Anova) در سطح معنی‌داری 001/0 p< مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل داده‌های پژوهش نشان داد که:1-ازنظر معلمان بین سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان یکپارچه‌سازی شده و غیر یکپارچه تفاوت معناداری وجود ندارد. 2-ازنظر والدین بین سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان یکپارچه‌سازی شده و غیر یکپارچه تفاوت معناداری وجود دارد و والدین، کلاس‌های یکپارچه را مؤثر توصیف کردند.

مقاله پژوهشی

تأثیر مداخله‌های روان‌شناختی و آموزشی مبتنی بر خانواده بر بهبود رفتارهای سازشی دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی

صفحه 165-182

احمد یارمحمدیان

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر مداخله‌های روان‌شناختی و آموزشی مبتنی بر خانواده بر بهبود رفتارهای سازشی دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی انجام گرفت. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. ‌‌بدین منظور والدین 36 دانش‌آموز کم‌توان‌ذهنی به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از مقیاس رفتار سازشی وایلند استفاده شد. داده‌ها با روش آماری کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی در دو گروه آزمایش و کنترل در رفتارهای سازشی نشان داد (001/0p<). بنابراین می‌توان نتیجه گرفت کهمداخله‌های روان‌شناختی و آموزشی مبتنی بر خانواده بر بهبود رفتارهای سازشی دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی تأثیر دارد.

مقاله پژوهشی

مقایسه میزان کنترل توجه و حواس‌پرتی در دانش‌آموزان با و بدون ناتوانی‌های یادگیری

صفحه 183-202

سجاد بشرپور

چکیده یکی از هسته­های اصلی ناتوانی­های یادگیری، نارسایی در توجه می­باشد. جهت بررسی این امر، هدف پژوهش حاضر مقایسه کنترل توجه و حواس­پرتی در دانش­آموزان با و بدون ناتوانی­های یادگیری بود. بدین منظورتعداد 3 گروه دانش­آموز با ناتوانی یادگیری (15 نفر با نارساخوانی/ نارسانویسی، 15 نفر با نارسایی در حساب و 15 نفر با نارسایی مختلط از هر سه ناتوانی) که از بین دانش­آموزان مراکز ناتوانی­های یادگیری اداره آموزش‌وپرورش شهر ارومیه به روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب‌شده بودند و یک گروه تصادفی 15 نفری از دانش­آموزان عادی در این مطالعه علّی- مقایسه­ای شرکت کردند. بعد از انجام مصاحبه بالینی ساختار­یافته برای ناتوانی­های یادگیری جهت تأیید یا رد نوع تشخیص، از این دانش­آموزان خواسته شد با کمک پژوهش­گر به مقیاس کنترل توجه و حواس­پرتی پاسخ دهند. داده­های به‌دست‌آمده نیز با استفاده از آزمون­های تحلیل واریانس یک‌راهه، تحلیل واریانس چند­متغیره و آزمون تعقیبی حداقل تفاوت معنی­دار (LSD) تحلیل شد.نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی­داری بین میانگین نمرات گروه­ها در میزان تمرکز توجه، نمره کلی کنترل توجه و میزان حواس­پرتی وجود دارد. نتیجه آزمون تعقیبی نیز آشکار کرد که این تفاوت بین گروه عادی با گروه­های با ناتوانی یادگیری می­باشد؛ یعنی تفاوت معنی‌داری بین سه گروه با ناتوانی یادگیری ازنظر این متغیرها به دست نیامد. این نتایج آشکار می­کنند که کودکان با ناتوانی یادگیری کنترل توجهی پایین و حواس­پرتی بالایی نسبت به گروه عادی دارند. همچنین سه گروه با ناتوانی یادگیری ازنظر کنترل توجه و حواس­پرتی همگن می­باشند.