دوره و شماره: دوره 3، شماره 10، تابستان 1392 
شناسنامه علمی شماره

آموزش هوش هیجانی و اثربخشی آن بر دانش‌آموزان با آسیب بینایی

صفحه 1-20

احمد به‌پژوه، رضا کرمی‌نژاد، باقر غباری بناب، محسن شکوهی‌یکتا

چکیده امروزه، هیجان‌ها تأثیر مهمی بر رفتارهای ما دارد. از این رو، در بسیاری از پژوهش‌های انجام شده در حوزۀ هوش هیجانی، پژوهشگران تلاش کرده‌اند رابطۀ هوش هیجانی با متغیرهای گوناگون را مورد بررسی قرار دهند، اما مطالعات اندکی با هدف بررسی اثر بخشی آموزش هوش هیجانی بر افزایش هوش هیجانی انجام شده است. این مطالعه با هدف آموزش هوش هیجانی و بررسی اثربخشی آن بر افزایش هوش هیجانی بر دانش‌آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی و با استفاده از نمونۀ در دسترس شامل 19 نفر دانش‌آموز دوره راهنمایی با آسیب بینایی (9 نفر گروه آزمایشی و 10 نفر گروه گواه) بود. در این پژوهش برای سنجش هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن و پار کر (2000) و برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی نمرات افزوده شده و تحلیل کو واریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که پس از 15 جلسه آموزش، مؤلفه‌های هوش هیجانی بین گروه آزمایشی و گروه گواه، پس از تعدیل اثر متغیر همپراش (پیش‌آزمون)، در پس‌آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که با طراحی برنامه‌های آموزش هوش هیجانی مناسب می‌توان به افزایش آن در دانش‌آموزان با آسیب بینایی کمک کرد.

شناسایی و اولویت‌یابی مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی در محیط کار

صفحه 21-44

عباسعلی حسین‌خانزاده، علیرضا محمدی آریا

چکیده رفتارهای اجتماعی مناسب و دیگر مهارت‌های سازشی پایه‌های سازش‌یافتگی شخصی و اجتماعی را در زندگی تشکیل  می‌دهند.پژوهش حاضر با هدف شناسایی مهارت های اجتماعی مورد نیاز دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی در محیط کار صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع زمینه‌یابی است. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی دوره راهنمایی استان تهران در سال تحصیلی 88-1387 بود که 142 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه مهارت‌های اجتماعی محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های توصیفی درصد و فراوانی، میانگین و روش تحلیل عاملی انجام شد. نتایج تحلیل داده‌ها مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی را در محیط کار در 25 مهارت مشخص ساخت. با توجه به این کهمهارت‌های اجتماعی از سطوح مختلفی برخوردار هستند که از سوی معلمان برای موفقیت دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی در محیط کار اولویت بندی شدند، بنابراین پیشنهاد می شود از مهارت‌های اجتماعی شناسایی شده در پژوهش حاضر در برنامه‌ریزی شغلی دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی استفاده گردد.

شناسنامه علمی شماره

مقایسۀ سبک اسناد و تاب‌آوری در بین دانش‌آموزان آسیب‌دیده و عادی

صفحه 41-64

محمد نریمانی، مسعود طالبی جویباری، عباس ابولقاسمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه سبک اسنادی و تاب‌آوری در بین دانش‌آموزان آسیب‌دیده و دانش‌آموزان عادی بود. روش پژوهش حاضر علی ـ مقایسه‌ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش‌آموزان آسیب‌دیده و عادی در دامنه سنی 15 تا 19 ساله شهر ساری و قائم‌شهر بود. 120 دانش‌آموز (60 دانش‌آموز آسیب‌دیده و 60 دانش‌آموز عادی) از مدارس ساری و قائم شهر به عنوان نمونه انتخاب شدند. از شرکت‌کنندگان خواسته شد که پرسشنامه سبک اسناد (ASQ) و مقیاس تاب‌آوری کانرو و دیوید سون ((CD-RTS9 را تکمیل کنند. داده‌ها به وسیله آمار توصیفی میانگین، انحراف معیار و استنباطی شامل تحلیل واریانس چند متغیره، ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغییری تحلیل شدند. خلاصه نتایج تحلیل واریانس نشان داد که دانش‌آموزان معلول (نابینا و حرکتی) در مؤلفه های اسناد درونی- بیرونی ناخوشایند، اسناد موقت- پایدار ناخوشایند، اسنادکلی- اختصاصی ناخوشایند، و تاب‌آوری با دانش‌آموزان عادی تفاوت معنی‌دار داشتند، که نشان دهنده سبک اسناد بدبینانه‌تر این گروه می‌باشد. همبستگی مثبتی بین سبک اسناد با تاب‌آوری وجود دارد و نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‌دهد که مؤلفه‌های سبک اسناد توان پیش بینی تاب‌آوری را دارد (01/0>p). بر مبنای نتایج این پژوهش می‌توان به متخصصان تعلیم و تربیت پیشنهاد کرد که اقدام به تدوین و اجرای برنامه‌های درمانی ترکیبی برای دانش‌آموزان معلول نابینا/حرکتی همراه با اختلال‌های هیجانی کنند.

شناسنامه علمی شماره

افزایش سازگاری دانش‌آموزان نابینا از راه مشاوره گروهی با رویکرد عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری

صفحه 61-74

فرزانه ناهیدپور، منصور علی حمیدی، خدیجه زمانلو، مجید قلخانی

چکیده یکی از مهمترین مشکلات افراد نابیناعدم سازگاری آن‌ها با ناتوانی‌شان است. اگر فرد نابینا نتواند با شرایط خود و محیطش سازگار شود، احساس عدم امنیت و ناکامی خواهد کرد که همین امر می‌تواند باعث بروز رفتارهای ناسازگارانه در او شود. از این‌رو، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد عقلانی- عاطفی- رفتاری بر افزایش سازگاری دانش آموزان نابینا بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با یک گروه بود. به همین‌منظور، با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 7 نفر از دانش‌آموز نابینا که با استفاده از پرسشنامه سازگاری نابینایان، ناسازگار تشخیص داده شده بودند، انتخاب گردیدند و در 10 جلسه مشاوره گروهی با رویکرد عقلانی- عاطفی- رفتاری شرکت کردند. پس از پایان جلسه‌های مشاوره گروهی، شرکت‌کنندگان دوباره به پرسش نامه سازگاری پاسخ دادند. تحلیل یافته‌ها با استفاده از آزمون تی برای گروه‌های وابسته نشان داد که مشاوره گروهی با رویکرد عقلانی- عاطفی- رفتاری در افزایش سازگاری عمومی، عاطفی، اجتماعی، و آموزشی دانش‌آموزان نابینا سودمند بوده است(01/0 P<). با توجه به یافته‌های پژوهش می توان گفت رویکرد عقلانی-عاطفی-رفتاری روشی کارآمد در افزایش سازگاری دانش‌آموزان نابینا است.

شناسنامه علمی شماره

اثربخشی آموزش کسب معنا بر تاب‌آوری و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند با نیازهای ویژه

صفحه 75-92

منصور سودانی، مهناز مهرابی‌زاده هنرمند، ضرغام ضرغامیان

چکیده هدف این پژوهش بررسی
اثر بخشی آموزش کسب معنا بر تاب‌آوری و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند با نیازهای
ویژه شهر برازجان در سال تحصیلی 90-1389 بود. روش پژوهش شبه آزمایشی بود که با طرح
پیش‌آزمون
پس‌آزمون
و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. نمونه اولیه این پژوهش شامل 222 نفر بودند که پس
از اعلام آمادگی جهت شرکت در پژوهش، پرسشنامه
کیفیت
زندگی سازمان بهداشت جهانی
و
مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون را تکمیل نمودند. سپس 40 نفر از کسانی که نمره آن‌ها
در هر دو پرسشنامه یک انحراف معیار پایین‌تر از میانگین بود، به روش تصادفی انتخاب
و به دو گروه آزمایش و کنترل
(در هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند. سپس آموزش
کسب معنا طی 10 جلسه، 90 دقیقه‌ای به صورت 1 جلسه در هر هفته بر روی گروه آزمایش
اجرا شد. در پایان همزمان از هر دو گروه پس‌آزمون گرفته شد و پس از گذشت یک ماه
آزمون پیگیری انجام شد. داده‌های حاصل از پژوهش، به روش کوواریانس یک متغیری و چند
متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش کسب
معنا موجب افزایش میزان تاب‌آوری و بهبود کیفیت زندگی گروه آزمایش در مقایسه با
گروه کنترل شده است
)05/0p). پیگیری با فاصله یک ماه، سودمندی آموزش
کسب معنا را بر تاب‌آوری و کیفیت زندگی نشان داد. با توجه به یافته های این پژوهش
پیشنهاد می‌شود مدارس دانش‌آموزان یا نیازهای ویژه کشور در قالب کلاس‌های آموزش
خانواده از آموزش معنا جهت حل مشکلات اولیاء دانش‌آموزان و ارتقاء سطح تاب‌آوری و
کیفیت زندگی آنان استفاده نمایند.

شناسنامه علمی شماره

مقایسۀ ابعاد همدلی در دانش‌آموزان با و بدون کم‌توانی‌ذهنی

صفحه 93-112

زینب عابدی داریونی، لعیا بشاش

چکیده هدف از پژوهش حاضر، مقایسه ابعاد همدلی در دانش‌آموزان با و بدون کم‌توانی‌ذهنی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان با و بدون کم‌توان‌ذهنی دوره ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 90-89 بود. نمونه پژوهش شامل 733 نفر از دانش‌آموزان 11- 7 ساله (383 پسر و 350 دختر) دوره‌ی ابتدایی شیراز بود که 339 نفر از آنها دارای کم‌توانی‌ذهنی و به صورت نمونه‌ در دسترس و 393 نفر بدون کم‌توانی‌ذهنی و به صورت تصادفی از مدارس ابتدایی شیراز انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ همدلی گریفیت[1] (مارک دادز[2] و همکاران، 2008) بود که دارای سه بعد عاطفی، شناختی و کلی می‌باشد و توسط مادران دانش‌آموزان تکمیل شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد همدلی (عاطفی، شناختی و کلی)، رابطه مثبت و معناداری به شرح زیر وجود داشت: 1) در بعد همدلی عاطفی، بین دانش‌آموزان (با و بدون کم‌توانی‌ذهنی) تفاوت معناداری وجود نداشت، اما در همدلی شناختی و همدلی کلی تفاوت بین این دو گروه در سطح 01/0معنادار بود. بدین صورت که دانش‌آموزان بدون کم‌توانی‌ذهنی در متغیرهای یاد شده بهتر از دانش‌آموزان با کم‌توانی‌ذهنی بودند.2) جنسیت در همدلی عاطفی در سطح 01/0 معنادار بود، یعنی دختران همدل‌تر از پسران بودند. در بعد همدلی شناختی چه در اثر اصلی و چه در تعامل بین دو گروه تفاوت معنی‌داری بین دختران و پسران وجود نداشت. سرانجام در همدلی کلی، در اثر اصلی، تفاوت بین دختران و پسران معنادار نبود اما در اثر تعاملی تفاوت در سطح 05/0 معنی‌دار بود. یعنی، دختران بدون کم‌توانی‌ذهنی همدل‌تر از پسران دارای کم‌توانی‌ذهنی بودند



[1]. Griffith Empathy Measure


[2]. Mark, Dadds

شناسنامه علمی شماره

مقایسۀ نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی و عادی

صفحه 113-128

نسترن سیداسماعیلی قمی، علی شیخ الاسلامی

چکیده در بین فعالیت‌های کودکان،
نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و به همین دلیل
به مقیاس وسیع در تشخیص روانی و روان‌درمانگری به کار گرفته می‌شود. هدف پژوهش
حاضر مقایسه نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی
و عادی بود. نوع پژوهش، توصیفی از نوع علّی-مقایسه‌ای بود. جامعه‌ آماری این پژوهش
عبارت بود از کلیه‌ دانش‌آموزان 11 ساله‌ کم‌توان ذهنی و عادی شهر شهریار در سال
تحصیلی 91-1390 که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 33 دانش‌آموز
کم‌توان ذهنی و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای 33 دانش‌آموز عادی به
عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از آزمون ترسیم آدمک استفاده شد. داده‌ها
از طریق آزمون آماری
u مان‌ویتنی
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که بین میزان اضطراب و افسردگی
در نقاشی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05
p<)؛ به این معنا که دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی نشانه‌های اضطراب و
افسردگی بیشتری را نسبت به دانش‌آموزان عادی در آزمون ترسیم آدمک نشان داده بودند.
در نتیجه، می‌توان با بررسی نقاشی‌های کودکان به حالات عاطفی آنها از قبیل اضطراب
و افسردگی پی برد و از آزمون ترسیم آدمک به عنوان یک ابزار تشخیصی یا کمک تشخیصی
هم در کودکان کم‌توان ذهنی و هم کودکان عادی استفاده نمود

تأثیر بازی‌های گروهی بر رشد مهارت‌های روانی حرکتی پسران پیش‌دبستانی کم‌توان‌ذهنی

صفحه 129-144

آرزو شاه میوه اصفهانی، طاهره حیدری، احمد عابدی، مرضیه توکل نیا

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر بازی‌های
گروهی در یادگیری مهارت‌های روانی- حرکتی کودکان پیش دبستانی کم‌توان‌ذهنی (سنین 5 تا 7 سال) بود. این
پژوهش از نوع کاربردی و شیوه انجام گرفتن آن شبه‌آزمایشی بود. برای این هدف، 20پسر
پیش‌دبستانی کم‌توان‌ذهنی مدارس ویژه دانش‌آموزان با کم‌توانی ذهنی شهر اصفهان به
شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب، و به روش تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل
گمارده شدند(10 کودک در گروه آزمایش و 10 کودک در گروه کنترل). ابزار مورد استفاده
برای بررسی رشد حرکتی کودکان  در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، آزمون لینکن- اوزرتسکی بودکه به صورت انفرادی اجرا
گردید. گروه آزمایشطی
15جلسه یک ساعته تحت مداخله بازی های
گروهی قرار گرفتند و بر روی گروه کنترل هیچ مداخله‌ای انجام نشد. پس از پایان
مداخله کودکان هر دو گروه از لحاظ مهارت‌های
روانی-حرکتی با آزمون لینکن-اوزرتسکی
مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون آماری کواریانس
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج
نشان داد بین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون مهارت‌های روانی-حرکتی در گروه‌های
آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری وجود دارد(001/0>P).
میزان اندازه اثر69 /0بدست آمد. نتایج این پژوهش نشان داد که بازی‌های گروهی مهارت‌های
روانی-حرکتی کودکان کم‌توان‌ذهنی را افزایش می‌دهد. نتایج تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) نشان داد که تفاوت در خرده مقیاس‌های
تعادل( 006/0=P)، مهارت انگشتان( 001/0=P)، هماهنگی چشم و دست(
001/0=P) مهارت تنه (005/0=P) معنی‌دار بود، اما در خرده مقیاس‌های مهارت عضلات بزرگ دست‌ها
(7/0=P) و مهارت بازوها( 17/0=P) و هماهنگی دست و پا(10/0=P) این تفاوت معنی‌دار نبود. بنابرین می‌توان از بازی‌های گروهی در کنار سایر روش‌ها
برای تقویت مهارت‌های روانی – حرکتی کودکان پیش‌دبستانی استفاده نمود

عوامل مرتبط با اضطراب مادران دارای کودک با نیازهای ویژه

صفحه 145-163

مریم علیخانی، علیرضا منظری توکلی، حمدالله منظری

چکیده این پژوهش با هدف کلی مطالعۀ
عوامل مرتبط با اضطراب مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه در شهر جیرفت در سال
1390 انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه‌ی مادران
دارای کودک با آسیب‌های بینایی، شنوایی و ذهنی بود که کودک آن‌ها در مدارس ویژه‌ی
آموزش کودکان با نیازهای ویژه در شهر جیرفت در سال تحصیلی 90-1389 به تحصیل اشتغال
داشتند. از طریق روش نمونه‌گیری در دسترس 60 نفر از مادران دانش‌آموزان با نیازهای
ویژه در سه گروه (نابینا، ناشنوا و کم‌توان‌ذهنی) انتخاب شدند. پس از پاسخ به پرسشنامه‌ها
به صورت انفرادی، پرسشنامه اضطراب بک و محقق ساخته داده‌ها با بهره‌گیری از ضریب
همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری داده‌ها تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که
بین عواملی چون میزان اطلاعات مادران از نحوۀ تربیت و برخورد با کودک با نیازهای
ویژه، محدودیتهای اجتماعی مادران، ریشۀ معلولیت کودک با نیازهای ویژه، تأثیر آسیب‌دیدگی
فرزند بر روابط خانوادگی، احساس مسئولیت مادران، میزان حضور پدر با میزان اضطراب
مادران دارای کودک با نیازهای ویژه رابطه معنی‌داری وجود دارد. در مجموع یافته‌های
این پژوهش حاکی از آن است که عواملی مربوط به کودکان با نیازهای ویژه وجود دارد که
اضطراب مادران این کودکان را افزایش می‌دهد. با شناخت این عوامل می‌توان با
بالابردن سطح اطلاعات مادران از آسیب‌های مختلف، چگونگی برخورد با این کودکان و
روابط عاطفی مناسب در خانواده همراه با حضور پدر، به این‌گونه مادران کمک کرد