نویسنده = غلامعلی افروز

عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون: مطالعه پدیدارشناسی از تجربه زیسته خانواده‌ها و متخصصان

دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.65939.2417

مجید امیدی خانکهدانی، غلامعلی افروز، سوگند قاسم زاده، زهرا نقش

چکیده نشانگان داون از رایج‌ترین اختلال‌های کروموزومی می‌باشد. تولد کودکی با این نشانگان وضعیت ذهنی و روانی والدین و سایر اعضای خانواده را به‌طور چشمگیری تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی خانواده کودکان با نشانگان داون با توجه به تجربه زیسته خانواده‌ها و متخصصان این حیطه بود. پژوهش به شیوه کیفی و به‌صورت پدیدارشناسی انجام گرفت. شرکت‌کنندگان در پژوهش 14 خانواده و 15 متخصص بودند که از طریق مصاحبةنیمه ساختاریافته تجارب زیسته خود را بیان کردند. داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری شد و این سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. کدهای باز شامل 24 مفهوم و کدهای محوری متشکل از: حمایت‌های دریافتی، پذیرش، مهارت‌های مقابله‌ای، عملکرد فرزند با نشانگان داون، نگرانی و امنیت آینده بود. تجارب زیسته خانواده‌ها و متخصصان نشان داد حمایت‌های دریافتی خانواده‌ها، پذیرش کودک با نشانگان داون توسط خانواده و اجتماع، مهارت‌های مقابله‌ای خانواده، عملکرد فرزند با نشانگان داون و اطمینان از آینده فرزند عواملی مهم برای کیفیت زندگی خانواده به شمار می‌روند.

بررسی اثربخشی درمان‌های خانواده محور بر پیامدهای رفتاری کودکان و نوجوانان ایرانی: یک مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل

دوره 12، شماره 46، تابستان 1401، صفحه 233-256

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.63067.2367

سوگند قاسم زاده، غلامعلی افروز، سیمین حسینیان، محمد غلامی فشارکی

چکیده خانواده به‌عنوان هسته اصلی مراقبت از کودک و نوجوان شناخته می‌شود و در درمان مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارد. مطالعه حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان‌های خانواده محور بر پیامدهای رفتاری کودکان و نوجوانان ایرانی انجام پذیرفته است. این مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل بر روی کلیه مقالات فارسی و یا انگلیسی چاپ‌شده (طی سال‌های 1390 تا 1399) در زمینه درمان خانواده محور در جامعه کودک و نوجوان ایرانی با استفاده از پایگاه داده‌های داخلی همچون سایت اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، سامانه دانش گستر برکت (Iran Medex)، اطلاعات نشریات کشور (MagIran)، مرجع دانش (Civilica)، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (Irandoc) و انگلیسی‌زبان Scopus، Web of science، Pubmed،Science direct و Google Scholar و با ترکیب لغات مناسب انجام پذیرفته است. در این مطالعه از شاخص میانگین استاندارد اختلاف (SMD) و جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار STATA استفاده گردید. در بین 103 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه تنها 38 مقاله (10 مقاله (26%) بر روی نوجوانان، 28 مقاله (74%) بر روی کودکان) حائز شرایط ورود به مطالعه گردیدند. میزان شاخص SMD مداخلات خانواده محور نسبت به گروه کنترل به‌صورت کلی برابر با 1.60 با فاصله اطمینان 95% با حد اطمینان (1.31 تا 1.90) و در نمونه کودک برابر با 1.39 با فاصله اطمینان 95% با حد اطمینان (1.31 تا 1.90) و در نمونه نوجوان برابر با 2.18 با فاصله اطمینان 95% با حد اطمینان (1.44 تا 2.91) گزارش گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که درمان‌های خانواده محور در کودکان و علی‌الخصوص نوجوان ایرانی دارای کارایی مناسب درمانی می‌باشد.

تأثیر مداخله مبتنی بر ذهنآگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش-آموزان کمتوان ذهنی

دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22054/jpe.2022.58755.2282

طیبه تازیکی، خدامراد مؤمنی، جهانگیر کرمی، غلامعلی افروز

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر ذهن­آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش­آموزان کم­توان ذهنی انجام گرفت. جامعه پژوهشی شامل کلیه مادران دانش­آموزان با کم­توانی ذهنی استان گلستان بود، که 30 نفر از آنان به شیوه نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شده و در طرح نیمه­آزمایشی با گروه کنترل و از نوع طرح دو گروهی ناهمسان با پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری شرکت کردند. از بین نمونه فوق 15نفر در گروه آزمایش و 15نفر در گروه کنترل گمارش تصادفی شدند. سپس برنامه مداخله مبتنی بر ذهن­آگاهی به­مدت 8 جلسه گروهی اجرا گردید. جهت ارزیابی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1994) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف،1980) در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری استفاده شد. داده­های حاصل از دو گروه کنترل و آزمایش با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری و تحلیل واریانس اندازه­گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­های فوق حاکی از معناداری کیفیت زندگی و بهزیستی رواشناختی (در سطح 05/0p<) بود. نتایج فوق پس از دو ماه پیگیری حفظ شد. درمجموع می­توان نتیجه­گیری گرفت مداخله مبتنی بر ذهن­آگاهی می­تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش­آموزان کم­توان ذهنی گردد.

فراتحلیل ویژگی‌های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند

دوره 11، شماره 42، تابستان 1400، صفحه 244-300

https://doi.org/10.22054/jpe.2021.52860.2175

محمد عاشوری، غلامعلی افروز، سوگند قاسم زاده

چکیده هدف این فراتحلیل، تعیین ویژگی‌های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی در ایران بود. روش پژوهش، فراتحلیل بود. این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف، اندازه اثر ویژگی‌های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی را مشخص نمود. در مجموع نه پژوهش قابل قبول از لحاظ روش‌شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. منابع جستجوی داد‌ه‌ها، اسناد علمی دانشگاه‌ها، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه اطلاعات علمی و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران بودند. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود. یافته‌های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر ویژگی‌های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی بالا بود. بنابراین، به نظر می‌رسد که برنامه‌های آموزشی قبل از ازدواج ‌بتواند به عنوان روشی مناسب برای پیشگیری از ازدواج‌های خویشاوندی مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر، برنامه‌ریزی برای پیشگیری از آسیب‌های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی در والدین خویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی اهمیت ویژه‌ای دارد.

رابطه علائم نارسایی توجه/ بیش‌فعالی و مهارت‌های اجتماعی کودکان: مطالعه نقش تعدیل‌گر راهبردهای مقابله‌ای مادران با هیجانات منفی کودکان

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 23-47

https://doi.org/10.22054/jpe.2021.55835.2250

عباس شیخ محمدی، غلامعلی افروز، علی اکبر ارجمند نیا، رزیتا داوری آشتیانی، باقر غباری بناب

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش تعدیل‌گر راهبردهای مقابله‌ای والدین با هیجانات منفی کودکان در رابطه علائم نارسایی توجه ، علائم بیش فعالی و مهارت‌های اجتماعی کودکان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بوده که در آن تعداد 191کودک 7 تا 13 سال (دختر: 43 درصد، پسر: 56 درصد) و مادران آنان مشارکت داشتند. داده‌ها با استفاده از مقیاس درجه‌بندی کانرز والدین (CPRS-R:S) ، مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS)، و مقیاس راهبردهای مقابله با هیجانات منفی کودکان (CCNES) جمع‌آوری شد و با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که علائم نارسایی توجه، علائم بیش فعالی و راهبردهای حمایت گرانه مادران در مقابله با هیجانات منفی کودکان می توانند به طور معناداری، مهارت‌های اجتماعی را در آنان پیش‌بینی کنند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد راهبردهای حمایت گرانه مادران در مقابله با هیجانات منفی کودکان رابطه بین علائم نارسایی توجه، علائم بیش فعالی و مهارت‌های اجتماعی را تعدیل می‌کند. نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج استفاده بیشتر مادران از راهبردهای حمایت‌گرانه، ارتباط علائم نارسایی توجه، علائم بیش‌فعالی و مهارت‌های اجتماعی کودکان را تحت تآثیر قرار می‌دهد. ملاحظات بالینی و کاربردی نتایج مذکور مورد بحث قرار گرفته است.

اثربخشی برنامه عصب روان‌شناختی خانواده محور بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی

دوره 9، شماره 36، زمستان 1398، صفحه 71-100

https://doi.org/10.22054/jpe.2020.39248.1925

نگین معتمدیگانه، غلامعلی افروز، محسن شکوهی یکتا، ریچل وبر

چکیده اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی از شایع‌ترین اختلال های عصبی تحولی دوران کودکی است. این کودکان در معرض مشکلات زیادی در حوزه ی کارکردهای اجرایی هستند. موضوع انعطاف‌پذیری عصبی اهمیت مداخلات عصب روان‌شناختی را ازآن‌جهت که اختلال در کارکردهای اجرایی در اوایل کودکی ممکن است به اختلالات عملکردی بعدی منجر شود، آشکار می‌سازد. لذا این پژوهش به‌منظور بررسی اثربخشی برنامه مداخله‌ای طراحی‌شده بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی صورت گرفت. پژوهش‌ حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی دانش آموزان دختر و پسر 7 تا 10 ساله شهر تهران تشکیل می‌دهند. از بین دانش آموزان واجد شرایط با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر تصادفی هدفمند 40 دانش‌آموز به همراه مادرانشان انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. گروه آزمایش (20 نفر) تحت آموزش 12 جلسه برنامه مداخله کارکردهای اجرایی فراشناختی قرار گرفتند و گروه گواه (20 نفر) در لیست انتظار باقی ماندند. برای گردآوری داده ها از چک‌لیست مصاحبه بالینی، هوش آزمای نوین تهران استنفورد بینه و مقیاس درجه‌بندی رفتاری کارکردهای اجرایی استفاده شد. نتایج حاکی از تأثیر معنادار آموزش مداخلات عصب روان‌شناختی خانواده محور بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی (05/0>p) است. این روش درمانی می‌تواند مداخله ی بالقوه امیدوارکننده‌ای برای کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی باشد.

بررسی مقایسه رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی

دوره 9، شماره 33، بهار 1398، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22054/jpe.2019.30860.1745

مریم اصغری، غلامعلی افروز، پریسا تجلی، افسانه قنبری پناه

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسۀ رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی بود. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع علّی-‌مقایسه‌ای بود و جامعۀ مورد مطالعه در این پژوهش شامل مادران کودکان عادی و مادران دارای دانش‌آموزان با آسیب‌بینایی شهر تهران و کرج در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 537 نفر بودند. در پژوهش حاضر از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 224 نفر به دست آمد. از این تعداد در مجموع 120 نفر دارای یک فرزند با آسیب بینایی و 104 نفر نیز دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و 120 نفر نیز مادران کودکان عادی بودند. ابزار این تحقیق پرسشنامه‌ رضامندی زوجیت افروز (1395) بود. روش آماری مورد استفاده در پژوهش، تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) بود. نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در رضامندی زوجیت (نمره‌کل) در سطح معناداری (01/0>p) اختلاف معنی‌داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در خرده‌مقیاس‌های رضامندی زوجیت در سطح معناداری (01/0> p) اختلاف معنی‌داری وجود دارد. بر این اساس می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بین رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی تفاوت معنادار وجود دارد و محققان می‌توانند با بررسی ویژگی‌های فوق، زمینۀ مداخلات روانشناختی را فراهم آورند.

طراحی نرم آفزار آموزش خواندن کاربردی خانواده محور و ارزیابی اثربخشی آن بر مهارت های زبان بیانی، درکی وگفتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون

دوره 6، شماره 24، زمستان 1395، صفحه 31-55

https://doi.org/10.22054/jpe.2017.20817.1530

کوثر بریهی، شهلا پاکدامن، غلامعلی افروز

چکیده چکیده :
هدف : هدف از پژوهش حاضر ، طراحی نرم افزارآموزش خواندن کاربردی خانواده محور و ارزیابی اثر بخشی آن بر مهارت های زبان بیانی،درکی و زبان گفتاری در دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون، پیگیری با گروه آزمایش و کنترل است.20 دانش آموز آهسته گام با نشانگان داون به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.اجرای تست هوشی وکسلر و آزمون TOLD و آزمون درک واژگان تصویری پی بادی بر دانش آموزان در پیش آزمون و اجرای آزمون TOLD در پس آزمون و یک ماه ونیم بعد در مرحله پیگیری صورت گرفت. یافته ها با روش تحلیل کوواریانس یک راهه و تحلیل اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها:یافته‌ها درباره مهارت های زبان بیانی، درکی و زبان گفتاری تفاوت معنی داری را بین میانگین گروه‌های آزمایش وکنترل، با برتری نمرات گروه آزمایش نشان داد و این تفاوت در مرحله پیگیری پایدار ماند.‌نتیجه گیری: نرم آفزار آموزش خواندن کاربردی خانواده محور برافزایش مهارت های زبان بیانی،درکی و زبان گفتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون مؤثر بود و این اثر پایدار ماند.توجه به آموزش توسط فناوری های نوین در قالب نرم آفزارهابرای کودک با نشانگان داون به ویژه با تکیه مشارکت خانواده ضروری به نظر می رسد . نرم آفزارآموزش خواندن کاربردی خانواده محور می تواندبرای کودک ،خانواده‌ها و مربیان در جهت آموزش مورد استفاده قرار گیرد.

طراحی برنامۀ مداخلهای مبتنی بر آموزش بازداری پاسخ و بررسی اثر‌بخشی آن بر نشانه‌های اختلال نارسایی توجه‌-‌بیش-فعالی

دوره 4، شماره 16، زمستان 1393، صفحه 77-96

الهام حکیمی راد، غلامعلی افروز، احمد به پژوه

چکیده پژوهش
حاضر با هدفطراحی برنامۀ آموزش بازداری پاسخ و بررسی تأثیر آن بر نشانههای اختلال
نارسایی توجه­—بیش­فعالی کودکان انجام شد. روش
پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود. جامعۀ آماری شامل همه
کودکان دارای اختلال نارسایی توجه­-­بیش­فعالی سنین هفت تا 11 سال شهر تهران بود
که به بیمارستانتوانبخشی رفیده مراجعه و تشخیص روان‌پزشکی دریافت کرده‌ بودند.
تعداد 16 آزمودنی به شیوۀ هدفمند انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و
گواه جای گرفتند. به منظور بررسینشانههای اختلال نارسایی توجه­-­بیش­فعالی کودکان
از مقیاس درجه‌بندی معلم کانرز و برای ارزیابی هوش کودکان از آزمون ریون استفاده
شد. برنامۀ آموزش بازداری پاسخ توسط پژوهشگران طراحی شد و کودکان گروه آزمایشی دراین
برنامۀ 12جلسه‌ای
(هر جلسه 45 دقیقه)شرکت کردندو کودکان گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. نتایج
داده‌های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که بین میانگین
نمره­های گروه آزمایشی و گواه در نشانه‌های اختلال نارسایی توجه­-­بیش­فعالی تفاوت
معنی­داری وجود دارد(01/0>P).بنابراینمی‌توان نتیجه‌گیری کرد که برنامۀ آموزش بازداری پاسخباعث
کاهش معنی دار نشانههای اختلال نارسایی توجه­-­بیش­فعالی در کودکان گروه آزمایشی
شده است

رابطة سبک‏های مقابله‏ای و حمایت اجتماعی ادراک شده با مقیاس‏های بهزیستی روانی در بین والدین با کودکان استثنایی و عادی شهر کرمانشاه در سال 1389*

دوره 2، شماره 7، پاییز 1391، صفحه 1-26

کیوان کاکابرایی، علی اکبر ارجمندنیا، غلامعلی افروز

چکیده هدف این مطالعه بررسی رابطة سبک‏های مقابله و حمایت اجتماعی با مقیاس‌هایِ بهزیستی روانی در بین والدین است. روشِ پژوهش از نوع کاربردی و شیوۀ انجام گرفتن آن همبستگی است. جامعه کلیۀ والدین بافرزند استثنایی و عادی شهر کرمانشاه بود و نمونه متشکل از 800 نفر والدین بافرزند استثنایی و عادی که به روش نمونه‏گیری تصادفی ساده و چندمرحله‏ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‌ها از ابزارهای سبک مقابله (کوهن،2006)، حمایتِ اجتماعی (زیمت،1988)، رضایت از زندگی (دینر،1985)و برنامة عاطفة مثبت و منفی (واتسون،1988) استفاده گردید و با روش آماری ماتریس همبستگی یافته‌ها نشان داد که در دو گروهِ والدین، رابطة بین نمرة ابعاد حمایت اجتماعی بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت وبا عاطفة منفی، منفی و معنادار و رابطة بین سبکِ مقابلة مسالۀ‏مدار بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت وبا عاطفة منفی، منفی و معنادار بودند. همچنین رابطة بین سبک مقابلة هیجان‏مدار بارضایت از زندگی مثبت و غیرمعنادار وبا عاطفة مثبت و عاطفة منفی، مثبت و معنادار بود ورابطة بین سبک مقابلة اجتنابی بارضایت از زندگی و عاطفة مثبت، مثبت و معنادار وبا عاطفة منفی، منفی و غیرمعنادار بود. نتیجه گیری: بین حمایت اجتماعی و سبک مقابلة با بهزیستی روانی والدین رابطه وجود داشت، پیشنهاد می‌گردد سازمانهای مسئول خدمات روان‏شناختی به هنگام و رایگان را برای این والدین فراهم آورند.

تبیین خلاقیت دانش آموزان تیزهوش بر مبنای هوش، سن و رضامندی زناشویی والدین آنان

دوره 1، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 1-22

مهدی قدرتی، غلامعلی افروز، پرویز شریفی درآمدی، حیدرعلی هومن

چکیده هدف پژوهش حاضر کسب اطلاعات در زمینۀ پیش‏بینی خلاقیت دانش‏آموزان تیزهوش بر مبنای سن، هوش و رضامندی زناشویی والدین آنان، بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش همبستگی است. به منظور اجرای این پژوهش سیصد و سی دانش‏آموز (164 پسر و 166 دختر) از مدارس شهر تهران با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای از میان دانش‏آموزان با بهرۀ هوشی بالاتر از 120 انتخاب شدند. آزمون ماتریس‏های پیشرونده ریون (هوش ریون، 1941)، آزمون تفکر خلاق تورنس (فرم ب تصویری) (تورنس، 2002) در میان دانش آموزان به اجرا در آمد و مقیاس رضامندی زناشویی افروز (افروز، 1390) در میان والدین دانش‏آموزان فوق اجرا شد. با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیری و آزمون تحلیل واریانس داده‏های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رضامندی زناشویی والدین مهمترین پیش بین خلاقیت کودکان بوده است. همچنین هوش و سن به ترتیب دومین و سومین متغیرهای پیش بینی کنندۀ خلاقیت بودند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روابط زناشویی رضایت بخش و مطلوب والدین در کنار هوشمندی می‏تواند تبیین‏کنندۀ بهتری برای خلاقیت دانش آموزان باشد.

مقایسه تأثیر آموزش به شیوۀ الگوی راهبردی تفکر استقرایی و روش سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی در درس علوم‌تجربی پایۀ پنجم ابتدایی شهر همدان

دوره 1، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 1-18

داریوش امینی، غلامعلی افروز، حسن احدی، پرویز شریفی درآمدی، حیدرعلی هومن

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ تأثیر آموزش به شیوۀ الگوی راهبردی تفکر استقرایی و شیوۀ روش‌های تدریسی سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم‏توان ذهنی صورت پذیرفته است. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش‌آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. بدین منظور 60 نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر کم‏توان ذهنی پایۀ پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت تصادفی انتخاب شدند. افراد گروه نمونه به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل (15 نفری از دانش‌آموزان دختر و پسر) جایگزین شدند. قبل از اجرای طرح از گروه‌ها پیش آزمون به عمل آمده و گروه آزمایشی به مدت 4ماه درس علوم تجربی را به شیوۀ تدریس الگوی راهبردهای تفکر استقرایی در 24 جلسۀ 30 دقیقه‌ای توسط آموزگاران متبحر و آموزش دیده در مرکز اختلالات یادگیری فرا گرفت.
در پایان دورۀ عملکرد، گروه‌ها با یک پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه‌های کنترل (دختر و پسر) در این مدت تحت آموزش‌های معلم- شاگردی سنتی قرار داشتند.
یافته‌ها نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کم توان ذهنی که درس علوم تجربی را با روش تدریس مبتنی بر مهارت‌های تفکر استقرایی آموزش دیده‌اند بیش از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی است که همین درس را با روش سنتی آموزش دیده بودند.
با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می‏شود برای یادگیری بهتر مفاهیم و آموزش مؤثر درس علوم تجربی به دانش آموزان کم‏توان ذهنی، معلمان از روش راهبردی تفکر استقرایی استفاده نمایند.