دوره و شماره: دوره 5، شماره 20، زمستان 1394 
مقاله پژوهشی

دقیق‌آموزی: مداخله‌ای رفتاری برای دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خواندن

صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.2593

حمید علیزاده، حجت پیرزادی، باقر غباری بناب، شهلا پزشک، فرنگیس کاظمی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی مداخله‌های موثر برای اختلال یادگیری خواندن با تاکید بر رویکرد رفتاری و معرفی روش دقیق‌آموزی به‌عنوان نمونه‌ای از روش‌های مبتنی بر این رویکرد بود. روش: بدین منظور با روش مروری متون اصلی شامل کتاب‌ها و مقاله‌های علمی معتبر در این زمینه بین سال‌های 1954 تا 2015 از پایگاه‌های اطلاعاتیِ Google Scholar, ERIC, Science Direct و Pub Med استخراج و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. جستجو در این پایگاه‌ها با کلید واژه‌هایEvidence-based methods/intervention, Best practices, Special education, Learning disability/disorder, Effectiveness, Precision teaching بود. همچنین، از برخی منابع فارسی موجود در این زمینه استفاده شد. یافته‌ها: مرور ادبیات پژوهش نشان داد مداخله‌های موثر در اختلال یادگیری خواندن بر دیدگاه رفتاری مبتنی هستند و در این بین دقیق‌آموزی مداخله‌ای است که با رویکرد پاسخ به مداخله هماهنگی دارد. دقیق‌آموزی دارای ویژگی‌های منحصر به فردی مانند ارزیابی مداوم عملکرد، ثبت و نمایش عملکرد روی نمودار و تصمیم‌گیری بر مبنای چگونگی عملکرد یادگیرنده است که می‌تواند استفاده از آن برای افراد با اختلال یادگیری خواندن را اثربخش ‌سازد. نتیجه‌گیری: بر اساس مرور ادبیات پژوهش می‌توان گفت دقیق‌آموزی مداخله‌ای رفتاری در اختلال یادگیری است که به خاطر ویژگی‌هایی که در خود جای داده، توجه بیشتری را از سوی پژوهشگران و متخصصان بالینی این حوزه می‌طلبد. تعاریف، ویژگی‌ها، اصول و مراحل دقیق‌آموزی در متن مقاله به‌تفصیل بیان شده‌اند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی داستان خوانی بر افزایش انگیزش خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال نارساخوانی

صفحه 39-54

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.6511

آیدا یحیی زاده، عباسعلی حسین خانزاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش روش داستان‌خوانی بر افزایش انگیزش خواندن دانشآموزان نارسا‌خوان انجام شد.: پژوهش حاضر از نظر روش‌شناسی، یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه آزمایش و کنترل، بوده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به نارساخوانی شهر رشت در سال تحصیلی 93-1392 بودند که تعداد 24 نفر از آنها با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش از آزمون هوش (وکسلر، 1969)، آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1388)، پرسشنامه انگیزش خواندن (ویگفیلد و گاتری، 1997) استفاده شد. برنامه آموزش داستان، در طی 8 جلسه با مشارکت دانش‌آموزان به گروه آزمایش آموزش داده شد در حالی که گروه کنترل، آموزشی در این زمینه دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس پس‌آزمون نمرات انگیزش خواندن، نشان داد که با حذف اثر نمره‌های پیش‌آزمون، اثر داستان‌خوانی بر نمره-های پس‌آزمون معنادار است. نتایج آزمون اثر بین آزمودنی‌ها نشان داد که از بین خرده مقیاس‌های انگیزش خواندن اثر بین گروهی در میزان خرده مقیاس های پس از تعدیل پیش‌آزمون، نشان داد که با حذف اثر نمره‌های پیش‌آزمون، اثر داستان‌خوانی بر نمره‌های پس‌آزمون این خرده مقیاس‌ها نیز معنادار است. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می‌توان چنین گفت که آموزش راهبرد داستانخوانی می‌تواند به عنوان یک برنامه آموزشی کارآمد در جهت حل مشکلات دانش‌آموزان نارساخوان، مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

رابطه ی بین باورهای‏ معرفت شناختی و خودکارآمدی تدریس در معلّمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه

صفحه 55-71

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.3605

کاظم برزگر بفرویی

چکیده باورهای معلّم در مورد ماهیت دانش و دانستن نقش مهمی در رفتارهای او و متعاقباً باورها و یادگیری دانش آموزان دارند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی بین باورهای‏ معرفت شناختی و خودکارآمدی تدریس در معلّمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه بود. تعداد 84 نفر از معلّمان شاغل در مدارس استثنایی و ناتوانی های یادگیری مورد آزمون قرار گرفتند. به دلیل حجم اندک جامعه، تمام افراد جامعه ی آماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس باورهای معرفت شناختیِ بایلس و مقیاس خودکارآمدی معلّمِ بندورا استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش ورود و تحلیل واریانس یک طرفه مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که در سطح اطمینان 99 درصد بین نمره ی باور ذاتی دانستن توانایی (35/0-r=)، ساده دانستن دانش(34/0-r=) و مطلق دانستن دانش (29/0-r=) با نمره ی خودکارآمدی تدریس رابطه ی معکوس و معنادار وجود دارد و ابعاد باورهای معرفت شناختی جمعاً می توانند 18 درصد از واریانس نمرات خودکارآمدی تدریس معلّمان را تبیین نمایند. همچنین، یافته ها نشان داد که معلّمان گروه کم توان ذهنی و نابینا-ناشنوا نسبت به معلّمان گروه ناتوانی های یادگیری از باورهای معرفت شناختی ناپخته تری برخوردارند و خودکارآمدی تدریس معلّمان گروه کم توان ذهنی نسبت به معلّمان گروه ناتوانی های یادگیری پایین تر می باشد. یافته های حاصل از این تحقیق بر رشد باورهای معرفت شناختی و همچنین، کاربرد راهبردهای مناسب جهت ارتقاء خودکارآمدی تدریس معلّمان دانش آموزان خاص بویژه معلّمان گروه کم توان ذهنی تأکید دارد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی مداخله‌ی بازی‌درمانی عروسکی بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان پسر با اختلال اتیسم

صفحه 73-93

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1918

اقدس رنگانی، قربان همتی علمدارلو، ستاره شجاعی، سیدمحسن اصغری نکاح

چکیده مهارت­های اجتماعی نقش بسیار مهمی در زندگی و موفقیت افراد دارد، اما کودکان با اختلال اتیسم مشکل قابل توجهی در مهارت‌های اجتماعی دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله‌ی بازی‌درمانی عروسکی بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان پسر با اختلال اتیسم انجام شد. در این پژوهش 24 دانش‌آموز پسر 6 تا10 ساله با اختلال اتیسم به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و پس از اجرای آزمون گارز  به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل(هر گروه 12 نفر) جاگماری شدند. از هر دو گروه پیش‌آزمون مهارت‌های اجتماعی به عمل آمد. سپس گروه آزمایش مداخله بازی‌درمانی عروسکی را در 21 جلسه‌ی 45 تا60 دقیقه‌ای دریافت کردند در حالی‌که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند. پس از پایان جلسات مداخله از هر دو گروه پس‌آزمون مهارت‌های اجتماعی گرفته شد. برای سنجش مهارت‌های اجتماعی از مقیاس مهارت اجتماعی استونی و همکاران (2010) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک‌متغیره و تحلیل کوواریانس چند‌متغیره نشان داد که میانگین مهارت‌های اجتماعی و خرده مقیاس‌های آن (توانایی درک هیجانات و احساسات دیگران، توانایی شروع تعامل با دیگران، توانایی حفظ تعامل با دیگران و توانایی پاسخ‌دهی به دیگران) گروه آزمایش در پس‌آزمون به طور معناداری افزایش یافته است(01/0>p). یافته‌ها بیانگر تأثیر مداخله بازی‌درمانی عروسکی بر بهبود مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان پسر با اختلال اتیسم بود. بنابراین یافته‌های پژوهش نه تنها اثربخشی این روش را تأیید می‌کند بلکه چشم‌انداز وسیع‌تر و عمیق‌تری را نسبت به مداخله بازی‌درمانی می‌گشاید و درمان‌گران را ترغیب می‌کند تا بازی‌درمانی عروسکی را به عنوان روشی مؤثر در درمان دانش‌آموزان با اختلال اتیسم مورد ملاحظه قرار دهند. 

مقاله پژوهشی

مشخصه های واژگانی در گفتار بزرگسالان کم توان ذهنی

صفحه 95-108

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1915

الهه اکبری، علی قربانی

چکیده هدف از مطالعه حاضر بررسی مشخصه های واژگان شامل غنای واژگانی ، تعداد کل واژگان و درصد انواع کلمات قاموسی در گفتار افراد کم توان ذهنی و نیز مشخص نمودن درصد و مقایسه آنها با گفتار افراد طبیعی است.در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، جامعه مورد بررسی 10 بزرگسال کم توان ذهنی با بهره هوشی 40-52 و در گروه تربیت پذیر بالا قرارداشتند که از طریق آزمون گودیناف سن عقلی آنها تعیین و با 10 کودک طبیعی از لحاظ سن عقلی همسان شدند. مشخصه های واژگانی از گفتار آزاد و توصیفی بدست آمد. در بین دو گروه تعداد کل واژه ها، تعداد واژه های قاموسی و دستوری و درصد واژگان دستوری و قاموسی در هر دو نوع گفتار توصیفی و آزاد معنی دار است و غنای واژگانی در گفتار آزاد به طور معنی داری در گروه هنجار بالاتر از افراد کم توان ذهنی است (02/0 =P). افراد کم توان ذهنی علاوه براینکه از تعداد واژگان کمتری استفاده می کنند ، تنوع واژه ها بسیار کم و بیشتر از فعل و سپس از اسم برای انتقال اطلاعات خود استفاده می کنند و کلمات دستوری کمتری را بکار می برند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش والدین شناختی رفتاری بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان

صفحه 109-123

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1916

مهدی قدرتی میرکوهی، پرویز شریفی درآمدی، قاسم عبداللهی بقرآبادی

چکیده رویکردهای مختلفی در درمان اختلال های رفتاری در کودکان وجود دارد که عمدتا آموزش مبتنی بر تغییر و اصلاح رفتار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش والدین مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. در این مطالعه والدین و کودکان 8 تا 10 ساله مراجعه کننده به کلینیک روانشناسی که با استفاده از مصاحبه بالینی، پرسشنامه سنجش مبتنی بر تجربه آخن باخ فرم والدین (ASEBA) (جهت تشخیص اختلال های رفتاری) و ملاک های مبتنی بر DSM-5، تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای داده شده بودند، به عنوان جامعه آماری در پژوهش شرکت کردند و ازمیان آنان 20 نفر با استفاده ازنمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل جایگزین شدند. پروتکل درمانی در 9 جلسه از طریق آموزش والدین و در منزل به اجرا در آمد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس بررسی شد. تحلیل نتایج بیانگر تاثیر آموزش والدین مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که درمانگری هایی که در آن خانواده نقشی محوری داشته و حضوری فعال در برنامه های مداخله ای دارند اثربخشی بالاتری دارند.

مقاله پژوهشی

رابطه‏‏ ی تاب‏آوری و حمایت اجتماعی ادراک‌شده با سازگاری مادران دارای فرزند کم‌توان ‌ذهنی

صفحه 125-139

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5285

علی شیخ الاسلامی، زلیخا صادقی‏ولنی، نسیم محمّدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه‏ تاب‏آوری و حمایت اجتماعی ادراک‌شده با سازگاری مادران دارای فرزند کم‌توان‌ ذهنی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تمامی مادران دارای فرزند کم‌توان ‌ذهنی شهر رشت در سال 94-1393 جامعه‏ی آماری این پژوهش را تشکیل ‏دادند که از میان آنان با استفاده از روش نمونه‏گیری در دسترس 150 مادر انتخاب شدند و به پرسش‏نامه‏ی تاب‌آوری کونور و دیویدسون، پرسش‏نامه‏ی حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمن و همکاران و پرسش‏نامه‏ی سازگاری بل پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از آزمون‏های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش همزمان استفاده شد. یافته‏ها نشان داد که بین تاب‏آوری و حمایت اجتماعی ادراک‌شده با سازگاری مادران دارای فرزند کم‏توان ‏ذهنی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 24 درصد از کل واریانس سازگاری مادران دارای فرزند کم‏توان‏ ذهنی به وسیله متغیرهای تاب‏آوری و حمایت اجتماعی ادراک‌شده پیش‏بینی می‏شود و حمایت اجتماعی ادراک‌شده نسبت به تاب‏آوری، سهم بیشتری در پیش‏بینی سازگاری مادران دارای فرزند کم‏توان ‏ذهنی داشت. بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت که نداشتن تاب‏آوری و عدم حمایت‏های اجتماعی ادراک‌شده از عوامل مهم در بروز ناسازگاری مادران دارای فرزند کم‏توان ‏ذهنی ‏است.

مقاله پژوهشی

اثربخشی مداخله بازتوانی شناختی رایانه محور بر کارکرد‌های اجرایی و عملکرد حافظه فعال دانش‌آموزان با اختلال یادگیری ریاضی

صفحه 141-159

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.3607

کامبیز پوشنه، علی شریفی، نگین معتمدیگانه

چکیده چکیده
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مداخلات بازتوانی شناختی رایانه محور بر کارکرد‌های اجرایی و عملکرد حافظه فعال دانش‌آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام‌شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش‌آموزان با اختلال ریاضی شهر تهران بودند و گروه نمونه را 22 دانش‌آموز با اختلال ریاضی که با روش نمونه‌گیری در دسترس از مدارس ابتدایی مناطق 1 و 3 شهر تهران انتخاب‌شده‌اند تشکیل می‌دهند. دانش‌آموزان گروه نمونه به‌صورت تصادفی به دو گروه گواه (12) و آزمایش (10) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 25 جلسه 60-45 دقیقه‌ای به مدت 6 هفته به‌وسیله نرم‌افزار Brain ware safari آموزش دیدند. به‌منظور تشخیص اختلال ریاضی و ارزیابی هوش این دانش‌آموزان از آزمون ریاضی ایران کی مت و آزمون هوش ریون استفاده شد و به‌منظور سنجش کارکردهای اجرایی و عملکرد حافظه فعال از نرم‌افزار آزمون علائم حیاتی سیستم اعصاب مرکزی (CNSVS) در پیش‌آزمون و پس‌آزمون استفاده شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه گواه بود و به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخلات شناختی رایانه محور بر کارکردهای اجرایی (01/0 >p) و عملکرد حافظه فعال (01/0 >p) این گروه از دانش‌آموزان تأثیر مثبت معناداری بر‌جا گذاشته است. ازاین‌رو به نظر می‌رسد که برنامه‌های مداخله شناختی رایانه‌ محور می‌تواند بهبود عملکرد حافظه فعال و کارکردهای اجرایی را در پی داشته باشد.

مقاله پژوهشی

تحول اختلال شخصیت اجتنابی از کودکی تا بزرگسالی: آسیب‌شناسی تعاملات زناشویی

صفحه 161-189

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.7373

علیرضا روحی، رضوان السادات جزایری، مریم سادات فاتحی زاده، عذرا اعتمادی

چکیده ویژگی­ های شخصیتی نقشی اساسی در کیفیت روابط بین فردی و زندگی خانوادگی دارند. این پژوهش به بررسی تحول اختلال شخصیت اجتنابی از کودکی تا بزرگسالی و آسیب‌شناسی تعاملات زناشویی افراد دارای اختلال شخصیت اجتنابی از نگاه همسران آنها پرداخت. بدین منظور با مطالعه منابع مرتبط با موضوع نحوه شکل­ گیری این اختلال بررسی شد و سپس با انجام مصاحبه ­های نیمه­ ساختاریافته با 9 نفر از همسران افراد اجتنابی که به روش نمونه­ گیری هدفمند انتخاب شده بودند، ویژگی­ های شخصیتی این افراد در تعاملات زناشویی بررسی شد. در تحلیل داده­ های به دست آمده از مصاحبه­ ها، 14 ویژگی مردان اجتنابی به دست آمد که عبارت بودند از کناره­گیری، بینش بدون تعمق، خودحقیرپنداری، جمع ­هراسی، کم­تحرکی بیانی، خانه­ های سرد احساسی، انفعال رفتاری، انفعال جنسی، تغییرگریزی، خودمحوری، فرسودگی زناشویی، کمال­گرایی جبری، منفعل ­ـ­پرخاشگر و ظاهر اجتماع­ پسند. ویژگی­ های شخصیتی افراد اجتنابی از یک سو منجر به آسیب رسیدن به خود آنها و از سوی دیگر موجب شکل­ گیری تعاملاتی سرد در روابط بین فردی و خانوادگی ­شان می ­شود. می­توان نتیجه ­گیری کرد که شناسایی مراحل تحول این اختلال و پیشگیری از شکل­ گیری آن در کودکان موجب ارتقاء کیفیت روابط بین فردی و خانوادگی افراد خواهد شد.
 

مقاله پژوهشی

مقاله شناسی بیست شماره فصلنامه روانشناسی افراد استثنایی

صفحه 191-201

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1669

معصومه بابامحمدی، امیر اردی

چکیده کلیه مقالات چاپ شده در فصلنامه روانشناسی افراد استثنایی به همراه نام نویسندگان محترم در این قسمت موجود می باشد.