دوره و شماره: دوره 1، شماره 3، پاییز 1390 
مقاله پژوهشی

تبیین خلاقیت دانش آموزان تیزهوش بر مبنای هوش، سن و رضامندی زناشویی والدین آنان

صفحه 1-22

مهدی قدرتی، غلامعلی افروز، پرویز شریفی درآمدی، حیدرعلی هومن

چکیده هدف پژوهش حاضر کسب اطلاعات در زمینۀ پیش‏بینی خلاقیت دانش‏آموزان تیزهوش بر مبنای سن، هوش و رضامندی زناشویی والدین آنان، بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش همبستگی است. به منظور اجرای این پژوهش سیصد و سی دانش‏آموز (164 پسر و 166 دختر) از مدارس شهر تهران با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای از میان دانش‏آموزان با بهرۀ هوشی بالاتر از 120 انتخاب شدند. آزمون ماتریس‏های پیشرونده ریون (هوش ریون، 1941)، آزمون تفکر خلاق تورنس (فرم ب تصویری) (تورنس، 2002) در میان دانش آموزان به اجرا در آمد و مقیاس رضامندی زناشویی افروز (افروز، 1390) در میان والدین دانش‏آموزان فوق اجرا شد. با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیری و آزمون تحلیل واریانس داده‏های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رضامندی زناشویی والدین مهمترین پیش بین خلاقیت کودکان بوده است. همچنین هوش و سن به ترتیب دومین و سومین متغیرهای پیش بینی کنندۀ خلاقیت بودند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روابط زناشویی رضایت بخش و مطلوب والدین در کنار هوشمندی می‏تواند تبیین‏کنندۀ بهتری برای خلاقیت دانش آموزان باشد.

مقاله پژوهشی

بررسی نگرش والدین و معلمان در مورد نحوۀ جاگماری آموزشی دانش‏آموزان تیزهوش دورۀ راهنمایی شهر رشت در سال 90-1389

صفحه 23-54

عباسعلی حسین‌خانزاده، قربان همتی علمدارلو، محسن بابایی، زینب بابایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش‏های والدین و معلمان دانش­آموزان تیزهوش در ارتباط با دو شیوه آموزشی تلفیقی و جداسازی شده صورت گرفت. روش پژوهش از نوع کاربردی و شیوۀ انجام گرفتن آن زمینه‏ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان و والدین دانش‏آموزان تیزهوش دوره راهنمایی شهر رشت در سال تحصیلی 90-1389 تشکیل می‌داد که همه آنها به عنوان نمونه (64 نفر معلم و 96 نفر والدین) انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏ها از پرسشنامه محقق ساخته سنجش نگرش والدین و معلمان دانش‏آموزان تیزهوش در ارتباط با جاگماری آموزشی استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده از روش‏های آماری توصیفی مانند فراوانی و درصد و روش‏های آمار استنباطی مانند آزمون کالموگروف ـ اسمیرنف و آزمون تی مستقل استفاده شد. به طور کلی نتایج نشان داد که نگرش‏های هم والدین و هم معلمان نسبت به رویکرد آموزش تلفیقی منفی و نسبت به رویکرد آموزش جداسازی شده، مثبت می­باشد و رویکرد آموزش جداسازی شده را ترجیح می‏دهند. بر این اساس پیشنهاد می‏شود وزارت آموزش و پرورش با همکاری متخصصان دانشگاهی به طراحی و اجرای گارگاه‏های ویژه آشنایی با آموزش تلفیقی برای والدین و معلمان همه دوره‏های تحصیلی بپردازد و دانش و اطلاعات والدین و معلمان در مورد مزایای آموزش تلفیقی را افزایش دهد تا با تغییر نگرش والدین و معلمان در جهت همسو شدن با نظام آموزش تلفیقی قدم‏های عملی بردارد. 

مقاله پژوهشی

مقایسۀ سطوح مختلف درک خواندن در دانش‏آموزان با آسیب بینایی و عادی پایۀ چهارم ابتدایی

صفحه 55-70

علی اصغر کاکو جویباری، هاجر شعاعی، طیبه محتشمی

چکیده هدف: هدف از اجرای این پژوهش بررسی سطوح درک خواندن در دانش‏آموزان آسیب دیدۀ بینایی پایه چهارم ابتدایی و مقایسه آن با دانش‏آموزان هم پایه عادی بود. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع زمینه‏ای و با استفاده از آزمون دفترچه‏های استاندارد شده بین‏المللی پرلز (2006) انجام گرفت. 27 نفر از دانش‏آموزان نابینا پایه چهارم ابتدایی مدارس استثنایی در شهرهای تهران، ری و قم به روش جامعه آماری در دسترس انتخاب شدند و با همان تعداد دانش‏آموز عادی از مدارس مجاور که به شکل تصادفی ساده با گروه دانش‏آموزان نابینا همتا شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از روش آماری t مستقل استفاده شد. یافته‏ها: در سطوح درک خواندن بین دانش‏آموزان آسیب دیده بینایی با دانش‏آموزان عادی فقط در سطح تفسیر و تلفیق ایده‏ها و اطلاعات تفاوت معنی‏دار وجود دارد و در بقیه سطوح درک خواندن تفاوت معنی‏دار دیده نشد (05/0 p<). نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، توجه ویژه و بازنگری در برنامه آموزش خواندن هم در مدارس عادی و همچنین در مدارس ویژه دانش‏آموزان آسیب دیده بینایی ضرورت دارد. پیشنهاد می‏شود، معلمان و مسئولان منابع بیشتری به خط بریل برای کودکان نابینا فراهم کنند و علاوه بر مداخله زودهنگام در آموزش این کودکان و ایجاد تسهیلات آموزشی، ایشان را به سمت لایه‏های عمیق‏‏تر درک خواندن سوق دهند. 
 

مقاله پژوهشی

مقایسۀ سبک اِسناد در دانش‏آموزان پسر نابینا و بینا

صفحه 71-84

عیسی جعفری، اسماعیل سلیمانی، علی اسماعیلی

چکیده مقدمه: هدف اصلی این پژوهش مقایسه سبک‏های اسنادی دانش‏آموزان (پسر) نابینا و بینای شهرستان اردبیل بوده است. روش این تحقیق از نوع کاربردی و روش انجام آن زمینه‏ای است. جامعه آماری برای وصول به هدف پژوهش، از کلیه دانش­­آموزانی که در سال تحصیلی90-1389 در مدارس استثنایی، عادی و همچنین تلفیقی شهرستان اردبیل مشغول به تحصیل بودند، 36 نفر دانش­آموز پسر(18 نفر بینا و 18 نفر نابینا) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه سبک­های اسناد (ASQ) استفاده شده است. و داده­های پژوهشی با تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته­ها:نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین سبک اسنادی گروه اصلی و گروه گواه تفاوت معنادار است. بحث و نتیجه گیری: بین سبک اسناد دانش­آموزان بینا و نابینا در مؤلفه­های درونی- بیرونی، ناپایدار- پایدار و کلی- جزئی تفاوت معنی­داری وجود دارد، بدین معنی که سبک اسنادی در دانش­­آموزان نابینا بیشتر به صورت بیرونی، پایدار و کلی و در دانش­آموزان بینا بیشتر درونی، ناپایدار و جزئی است. با توجه به یافته‏های این‏تحقیق، به کارگرفتن راهبردهای مؤثر برای تغییر دادن اسنادهای بیرونی به اسنادهای درونی در افراد نابینا جهت سازگاری بهتر از پیشنهادهای این تحقیق می­باشد.

مقاله پژوهشی

تأثیر روش «تحلیل رفتار کاربردی» بر بهبود عملکرد کودکان اتیستیک 5 تا 10 ساله مرکز درمانی فرشچیان شهر همدان در سال 1389

صفحه 85-108

چکیده هدف کلی پژوهش حاضرتأثیر روش «تحلیل رفتار کاربردی» بر بهبود عملکرد «کودکان اتیستیک شهر همدان»بود که به لحاظ هدف از نوع پژوهش‏های کاربردی و شیوه انجام گرفتن آن نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کودکان اتیستیک همدان بودکه در مرکز درمانی فرشچیان تحت درمان قرار داشتند. 30 نفر از کودکان مراجعه کننده به این مرکز به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند سپس برای گروه آزمایش درمان به صورت «تحلیل رفتار کاربردی» به مدت 7 ماه و دو روز در هفته و روزانه 5 ساعت به صورت انفرادی انجام گرفت. برای گردآوری داده‏ها، پرسشنامه محقق ساخته‏ای که حاوی مشخصات عمومی پاسخگویان و مشخصات روان‏شناختی (دانش عمومی، توجه، تقلید و خودیاری) بوده است، با اجرای پیش و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده‏ها از روش‏های تحلیل کوواریانس چند متغیره و اندازه‏گیری مکرر استفاده شد. تحلیل متغیرهای وابسته با استفاده از آلفای میزان شدۀ بن فرونی (0125/0) حاکی از تفاوت معنی دار بین دو گروه از لحاظ متغیرهای مختلف (دانش عمومی،توجه، تقلید و خودیاری) بوده است. به منظور بررسی این موضوع که آیا تأثیر اجرای متغیر مستقل در طول زمان دارای ثبات است یا خیر، از آزمون اندازه‏گیری مکرر با آلفای میزان شده بن فرونی (017/0) استفاده شد. نتایج آزمون اندازه‏گیری مکرر برای گروه‏های آزمایش و گواه از لحاظ نمرات پیش آزمون،پس آزمون و پیگیری در متغیرهای مختلف معنی‏داری بود.

مقاله پژوهشی

شیوع اختلال «نارسایی‌توجه/بیش‌فعالی» در دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی استان مرکزی در سال 90-1389

صفحه 109-138

چکیده هدف:هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع اختلال «نارسایی­توجه/ بیش­فعالی» و زیر نوع‏های آن در دانشجویان دانشگاه­های آزاد استان مرکزی بود. روش:پژوهش حاضر از نوع توصیفی و آزمودنی­ها عبارت بودند از 1773 دانشجو (1191 مرد، 582 زن) که با روش نمونه­گیری طبقه‏ای تصادفی از میان کلیه دانشجویان دانشگاه­های آزاد استان مرکزی انتخاب شدند. مقیاس درجه­بندی وندریوتا (1993) و مقیاس تشخیصی تجدیدنظر شده میری اسکندری (1386) به صورت خود گزارش­دهی توسط آزمودنی­ها تکمیل شدند. داده­ها با روش­های آمار توصیفی و آزمونZ  نسبت­ تحلیل شدند. یافته­ها:نتایج نشان­داد که میزان شیوع کلی نارسایی­توجه/ بیش‏فعالی دانشجویان در کودکی در مقیاس وندریوتا (1993) 6/6 درصد و در بزرگسالی در مقیاس تشخیصی تجدیدنظر شده میری اسکندری (1386) 3/7 درصد بود. همچنین میزان شیوع نارسایی توجه3/5 درصد، بیش فعالی– تکانشگری 2/7 درصد و مرکب3/7 درصد بود. میزان شیوع اختلال نارسایی­توجه/ بیش­فعالی دوران کودکی در دانشجویان دختر 1/4 و در دانشجویان پسر8/7 درصد بود، اما میزان شیوع این اختلال در بزرگسالی بین دانشجویان دختر و پسر تفاوتی نداشت. همچنین سابقۀ مشروطی، مردودی، اختلال­های روان پزشکی و مصرف داروهای روان­پزشکی در دانشجویان با اختلال نارسایی­توجه/ بیش­فعالی بیشتر بود. نتیجه­گیری: در مجموع یافته­ها نشان داد که شیوع اختلال­نارسایی­توجه/ بیش­فعالی در دانشجویان قابل توجه است. این نتیجه در موقعیت­های آموزشی دارای محتوای کاربردی بوده و نشانگر آن است که پیشگیری، مدیریت و درمان این اختلال نیازمند خدمات روان­شناختی و مشاوره است. این نتیجه در برنامه­ریزی و تنظیم بودجه و راهبردهای آموزشی و درمان می­تواند سودمند باشد. ارائه خدمات روان­شناختی و مشاوره در دانشگاه­ها و مؤسسه­های آموزش عالی می­تواند از پیامدهای منفی این اختلال در زندگی تحصیلی و شغلی پیشگیری کند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش دقت بر توانایی خواندن دانش‏آموزان نارساخوان دختر پایۀ سوم ابتدایی شهر اصفهان

صفحه 139-152

چکیده هدف:پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی و آموزش دقت بر توانایی خواندن دانش آموزان نارساخوان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی با نارسایی خواندن در شهر اصفهان در سال تحصیلی 90-89 بودند. نمونه پژوهش، 30 دانش آموز نارساخوان بودند که به شیوۀ نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تصادفی در گروه‏های آزمایشی و کنترل گمارده شدند (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل). آموزش دقت بر روی گروه آزمایش اجرا شد. ابزار پژوهش، آزمون خواندن کلاس سوم بود. داده‏های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته‏های پژوهش نشان داد که آموزش دقت بر توانایی خواندن کودکان نارساخوان مؤثر می‏باشد. پیشنهاد و نتیجه‏گیری: توجه به آموزش دقت به مثابه مهارت‏های زیربنایی توانایی خواندن، می‏تواند رویکردی مؤثر در اصلاح نارساخوانی باشد.