دوره و شماره: دوره 6، شماره 21، بهار 1395 
مقاله پژوهشی

تأثیر آموزش مهارت‌های جرات‌ورزی بر بهبود روابط بین همسالان و حرمت‌خود دانش-آموزان دیرآموز

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5279

عباسعلی حسین خانزاده، الیاس رحیمی، الهه استوی

چکیده  جرات­ورزی عنوان عامل مهمی در ارتقاء حرمت­خود و روابط بین فردی، محسوب می­شود. نتایج پژوهشها نشان داده­اند که دانش­آموزان دیرآموز از نظر اعتماد به خود و برقراری روابط بین فردی مشکل دارند. هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش مهارت­های جرات­ورزی بر بهبود روابط بین همسالان و حرمت خود دانش­آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه­آزمایشی و طرح آن پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه گواه بود. 24 دانش­آموز پسر پایه سوم تا ششم ابتدایی شهرستان رودبار که هوش مرزی داشتند بر حسب شرایط ورود به پژوهش انتخاب و به­صورت تصادفی در دو گروه دوازده نفره آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه روابط بین همسالان والتر هادسون و پرسشنامه حرمت­خود کوپراسمیت استفاده شد. به افراد گروه آزمایش طی 8 جلسه­ی یک ساعته مهارت­های جرات­ورزی آموزش داده شد، در حالی که شرکت­کنندگان گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک­راهه نشان داد آموزش مهارت­های جرات­ورزی موجب بهبود روابط بین همسالان در دانش­آموزان دیرآموز شده و نمره کل حرمت­خود را در آنان افزایش داده است. بر اساس این نتایج می­توان گفت که از آموزش مهارت­های جرات­ورزی می­توان به‌عنوان برنامه مداخله­ای جهت ارتقاء روابط با همسالان و حرمت­خود دانش­آموزان دیرآموز استفاده کرد.

مقاله پژوهشی

بررسی توانایی‌های نیمکره راست و چپ مغز دانش‌آموزان تیزهوش با و بدون اختلال یادگیری

صفحه 23-58

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5280

فاطمه ترابی، ژانت هاشمی آذز، علیرضا مقدس، آرش مانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی توانمندی‌های نیمکره راست و چپ مغز دانش‌آموزان تیزهوش با و بدون اختلال یادگیری انجام شد. این پژوهش علی- مقایسه‌ای بر روی 23 دانش‌آموز تیزهوش با اختلال یادگیری (17 دختر و 6 پسر) و 29 دانش‌آموز تیزهوش (16 دختر و 13 پسر) در پایه­های سوم تا پنجم دبستان شهر شیراز انجام شد. به منظور شناسایی شرکت‌کنندگان از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. در این پژوهش نسخه چهارم مقیاس هوشی وکسلر کودکان، آزمون غربالگری تشخیص اختلال در خواندن، آزمون تفکر خلاق کودکان تورنس، آزمون ریاضیات کی‌مت، آزمون خواندن و نارساخوانی و سیاهه‌ی مشاهده‌ای تیزهوشی کینگور به عنوان ابزارهای رسمی استفاده شدند و در کنار این آزمون‌ها وضعیت پیشرفت تحصیلی، کارپوشه و نظرات مربیان نیز مورد توجه قرار گرفت. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که در توانمندی‌های نیمکره راست مغز بین دو گروه در توانمندی‌های خلاقیت، شوخ‌طبعی، سرعت پردازش دیداری، حساسیت‌، هوش سیال و استدلال سیال غیرکلامی تفاوت معناداری وجود دارد و در همه توانمندی‌های مربوط به نیمکره چپ مغز بین دانش‌آموزان تیزهوش و دانش‌آموزان تیزهوش با اختلال یادگیری تفاوت معنادار به دست آمد. با آگاهی از نتایج این پژوهش نظام آموزشی می‌تواند گام مهمی در رسیدن دانش‌آموزان به توانمندی‌های کامل آموزشی بردارد.

مقاله پژوهشی

خود‌جرحی بدون‌خودکشی در نوجوانان بزهکار و نوجوانان با سابقه بدرفتاری دوران کودکی: انگیزه‌ها و احتمال خودکشی

صفحه 59-79

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5281

حمید خانی پور، احمد برجعلی، محمدرضا فلسفی نژاد

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه­ها و انگیزه‌های خودجرحی بدون خودکشی و تعیین ارتباط خودجرحی بدون خودکشی با احتمال خودکشی در نوجوانان بزهکار و نوجوانان با سابقه بدرفتاری دوران کودکی. به این منظور تعداد 238 نوجوان به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت­کنندگان به فهرست رفتارهای خودجرحی بدون خودکشی، سیاهه کارکردهای خودجرحی و مقیاس احتمال خودکشی پاسخ دادند. در 51 درصد از کل دو گروه 31 نفر از گروه بزهکار و 83 نفر از گروه با سابقه بدرفتاری دوران کودکی، سابقه یکی از انواع رفتارهای خودجرحی بدون خودکشی به روش­های بریدن، سوزاندن، کتک زدن خود، کوبیدن سر به دیوار و چنگ کشیدن وجود داشت. احتمال خودکشی در نوجوانان با سابقه خودجرحی بدون خودکشی به­طور معنا­داری بالاتر از گروه بدون سابقه این رفتار بود. تحلیل عاملی سیاهه کارکردهای خودجرحی، انگیزه­های پذیرش گروهی، ابراز آشفتگی، ضد­خودکشی، اثبات خود، تمایز خود از دیگران، ضد تجزیه­ای، تنظیم هیجانی و انتقام گرفتن را به‌عنوان انگیزه­های خودجرحی بدون خودکشی شناسایی کرد. انگیزه­های تنظیم هیجانی، ابراز آشفتگی و پذیرش گروهی پیش‌بینی­کننده احتمال خودکشی است.

مقاله پژوهشی

مقایسه نظریه ذهن و کارکرد اجرایی در دانش‌آموزان دارای ناتوانی‌یادگیری و عادی

صفحه 81-100

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5282

نیلوفر میکاییلی، معصومه اسمعیلی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه نظریه ذهن و کارکرد اجرایی در دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری و عادی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر علی- مقایسه ای است. جامعه ی آماری در این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری و دانش آموزان عادی دبستانی شهر اردبیل می باشد که در سال تحصیلی 91-92 در مدارس شهرستان اردبیل مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز (30 نفر دانش آموز عادی و 30 نفر دانش آموز مبتلا به ناتوانی یادگیری) بود. دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری به صورت تصادفی ساده از مرکز توانبخشی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری شهر اردبیل انتخاب شدند. همچنین 30 دانش آموزان عادی به شیوه همتاسازی بر اساس سن، جنسیت و پایه تحصیلی به صورت تصادفی خوشه‌ای از مدارس عادی استان اردبیل انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده های پژوهش از آزمون باور نادرست دسته اول و دوم، آزمون ایجاد نقش و خرده آزمون حافظه ارقام استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها آزمون تجزیه و تحلیل واریانس چندمتغیری(MANOVA) به کار رفت. نتایج نشان داد که بین دانش‌آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری در سطوح اول و دوم نظریه ذهن تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0P<). همچنین بر اساس نتایج، دانش‌آموزان دارای ناتوانی یادگیری و دانش‌آموزان عادی در کارکردهای اجرایی تفاوت معنی داری داشتند. (05/0P<). در مجموع می‌توان گفت کودکان دارای ناتوانی یادگیری دارای نقص در مهارت‌های نظریه ذهن هستند و اینکه کودکان با ناتوانی‌های یادگیری در مقایسه با کودکان عادی دارای ضعف درکنش‌های اجرایی هستند که باید با ابزارهای استاندارد ارزیابی و مداخلات متناسب برای آنها طراحی شود.

مقاله پژوهشی

اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر پرخاشگری و اختلال املاء در کودکان دبستانی

صفحه 101-117

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5283

محمود نجفی، بیتا سرپولکی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر پرخاشگری و اختلال املاء کودکان دبستانی انجام شد. روش پژوهش نیمه­آزمایشی و طرح آن پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل 24 دختر و پسر دبستانی بین سنین 7 تا 12 سال بودند که به روش در دسترس انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. مداخله بازی درمانی شناختی رفتاری به مدت 12 جلسه­ی یک ساعته به­صورت هفتگی به افراد گروه آزمایش آموزش داده شد. به منظور جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه پرخاشگری شهیم و آزمون محقق ساخته املاء استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد بازی درمانی شناختی رفتاری موجب کاهش پرخاشگری کودکان گروه آزمایش در هر سه مؤلفه جسمانی، رابطه­ای و واکنشی شده بود. همچنین مداخله آموزشی موجب کاهش اختلال املاء در گروه آزمایش شده است. می­توان نتیجه گرفت که بازی درمانی شناختی رفتاری در کاهش پرخاشگری و بهبود اختلال املاء کودکان دبستانی روشی موثر است و در طرح­ریزی رویکردهای درمانی برای این گروه از کودکان می­تواند امیدبخش باشد.

مقاله پژوهشی

تاثیر الگوی آموزش خوش‌بینی به روش ایفای نقش بر کاهش افسردگی نوجوانان دختر کم‌بینا

صفحه 119-135

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5284

اکرم هدیپور، آرزو شاهمیوه اصفهانی، سالار فرامرزی

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر الگوی آموزش خوش­بینی به روش ایفای نقش بر کاهش افسردگی نوجوانان دختر کم­بینای شهر تهران بود. پژوهش با روش نیمه­ آزمایشی و طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه انجام شد. تعداد 20 دختر نوجوان کم­بینای افسرده که در مقطع راهنمایی مدرسه نابینایان نرجس تهران در سال تحصیلی 92- 1391 مشغول به تحصیل بودند، با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. شرکت­کنندگان گروه آزمایش طی ده جلسه یک ساعته به­صورت گروهی آموزش ایفای نقش را دریافت کردند، اما به گروه گواه آموزشی در این زمینه داده نشد. داده­های پژوهش به‌وسیله آزمون افسردگی کودکان و نوجوانان جمع­آوری و با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش خوش­بینی به روش ایفای نقش در کاهش افسردگی نوجوانان کم­بینا تاثیر معنادار داشته است. بنابراین، می­توان نتیجه گرفت که آموزش خوش­بینی به روش ایفای نقش می­تواند بر کاهش افسردگی نوجوانان کم­بینا تاثیر نسبتاً پایداری داشته باشد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی روش واقعیت‌درمانی بر کاهش نشانه‌های دانش‌آموزان پسر با اختلال نافرمانی مقابله‌ای

صفحه 137-152

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1917

عسگر چوبداری، فرنگیس کاظمی، شهلا پزشک

چکیده پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی روش واقعیت‌درمانی بر کاهش نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در دانش‌آموزان پسر پایه پنجم و ششم دبستان در شهر تهران انجام شد. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش‌آموزان پسر پایه پنجم و ششم دبستآن‌های پسرانه شهر تهران در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل می‌دادند. نمونه‌گیری به روش تصادفی خوشه‌ای چند‌مرحله‌ای انجام شد. پس از تکمیل پرسش‌نامه نشانه‌های مرضی کودکان توسط معلمان، 30 دانش‌آموز که در شاخص نافرمانی مقابله‌ای پرسش‌نامه نشانه‌های مرضی کودکان نمره بالاتر از نمره برش کسب کردند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانش‌آموزان گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه‌ای روش واقعیت‌درمانی را دریافت کردند. بعد از پایان جلسات، پس‌آزمون از آن‌ها به عمل آمد. برای تحلیل آماری داده‌ها نیز از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، در گروه آزمایش، نسبت به گروه کنترل، در مرحله پس‌آزمون کاهش معناداری در شدت نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای مشاهده شد (001/0p>). با توجه به یافته‌های این پژوهش، روش واقعیت‌درمانی، منجر به کاهش نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در دانش‌آموزان می‌شود و می‌توان از آن به عنوان یک روش مداخله‌ای مؤثر استفاده کرد.

مقاله پژوهشی

عامل‌های بنیادی در اختلال‌های کودکان بر پایه سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و رسکولار

صفحه 153-167

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5286

حسین قمری کیوی، بهنام خشنودنیای چماچائی

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین عامل­های بنیادی در اختلال‌های کودکان بر پایه سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و رسکولار بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان و نوجوانان مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره شهرستان اردبیل در شش ماهه دوم سال 1391 بودند. گروه نمونه شامل 200 نفر از کودکان و نوجوانان (88 پسر و 112 دختر) مراجعه کننده به کلینیک­های درمانی بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و رسکولار بود. تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که سه عامل برون­ریزی، درون­ریزی (اضطرابی) و جسمانی­شده قابل استخراج است. همچنین، نتایج نشان داد که دو اختلال مشکلات تفکر و توجه به علت حضور در دو عامل 1 و 3، بیشتر به‌عنوان یک عامل مشترک در آسیب­شناسی روانی کودک و نوجوان عمل می­کنند. بر این اساس می­توان گفت که سه عامل اختلال‌های برون­ریزی، درون­ریزی و جسمانی­شده به‌عنوان اختلال‌های محوری هستند که به‌وسیله سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و رسکولار قابل شناسایی هستند. مشکلات تفکر، اجتماعی و توجه به‌عنوان عوامل مشترکِ قابل طبقه­بندی محسوب می­شوند. با توجه به نتایج پژوهش می­توان گفت سیاهه رفتاری کودک ابزار مناسبی برای استفاده در موقعیت­های بالینی و پژوهشی است.
 

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر کم‌توان ذهنی

صفحه 169-188

https://doi.org/10.22054/jpe.2016.5287

کاظم برزگر بفروئی، مهدی زارعی حسین آبادی، مرتضی امیدیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت­های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر کم­توان ذهنی شهر یزد انجام شد. روش پژوهش نیمه­آزمایشی و طرح آن پیش­آزمون پس­آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش­آموزان پسر کم­توان ذهنی 11 تا 20 ساله را شامل می­شدند که در سال تحصیلی 94-1393 در مدارس کم­توان ذهنی شهر یزد مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 40 دانش­آموز بود که به­طور تصادفی انتخاب و در دو گروه 20 نفره­ آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب اجتماعی لاجرسا برای نوجوانان بود. برنامه آموزش مهارت­های ارتباطی طی 12 جلسه 50 دقیقه­ای به شرکت­کنندگان گروه آزمایش آموزش داده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی مانند آزمون t مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ اضطراب اجتماعی و تمامی ابعاد آن تفاوت معنا­داری وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل داده­ها نشانگر آن بود که آموزش مهارت­های ارتباطی باعث کاهش اضطراب اجتماعی و مؤلفه­های آن، یعنی ترس از ارزیابی منفی، اجتناب و اندوه اجتماعی در موقعیت جدید و اجتناب و اندوه عمومی در دانش­آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است. از این­رو پیشنهاد می­شود که بر آموزش مهارت­های ارتباطی به دانش­آموزان کم­توان ذهنی تأکید شود.