متناسبسازی بازی و فعالیتها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی (TPR) و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر (PECS) بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88445.2861
خلیل کاکاوندی، امیر قمرانی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، متناسبسازی بازی و فعالیتها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم بود. روش پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. نمونه آماری 45 نفر از دانشآموزان 7 تا 12 سال اتیسم شهر قم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج به صورت در دسترس انتخاب و در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) و هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. از آزمون رشد زبان (TOLD:P:3) نیوکامر و هامیل (1997) برای سنجش مهارتهای زبانی استفاده شد. گروه آزمایش اول تحت 12 جلسه روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر و گروه آزمایش دوم، تحت 22 جلسه بازی و فعالیتهای متناسبسازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بازی و فعالیتهای مبتنی بر روش پاسخ کاملا فیزیکی و روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارتهای زبانی (درکی و بیانی) دانشآموزان اتیسم اثرات مثبت دارند (05/0 > P). بدین صورت که این روشها، مهارتهای زبانی دانشآموزان اتیسم را بهبود بخشیدند. بنابرین هر دو روش اثرگذار هستند و میتوانند مورد توجه درمانگران، روانشناسان، معلمان و مادران دارای فرزند اتیسم قرار گیرند.
تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیباییشناسی براضطراب و فراحافظه دانشآموزان با مشکلات رفتاری درونیشده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.89243.2876
الهه عرب فروشانی، امیر قمرانی
چکیده شیوع قابلتوجه مشکلات رفتاری درونیشده در دانشآموزان و پیامدهای زیانبار آنها بر هیجانات و کارکردهای شناختی، نیاز به مداخلات نوآورانه جهت بهبود تنظیم هیجانی و فرآیندهای شناختی را برجسته میسازد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر زیباییشناسی بر اضطراب و فراحافظه دانشآموزان با مشکلات رفتاری درونیشده، بود. مداخله بر اساس تحلیل مضمون متون معتبر حوزه زیباییشناسی طراحی و روایی محتوایی آن با روش Lawshe (1975) و شاخص روایی محتوایی (CVI) تأیید گردید. روش پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، دانشآموزان دختر پایههای چهارم و پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال 1404- 1403 در شهر اصفهان، را در بر میگرفت؛ که 30 نفر از آنها بهروش نمونهگیری هدفمند با استفاده از پرسشنامه رفتاری راتر کودکان -فرم معلم (Rutter, 1967)گزینششده و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه اضطراب اسپنس نسخه کودکان (Spence, 1997) و پرسشنامه چندعاملی حافظه (Troyer & Rich, 2002)، را پیش و پس از مداخله تکمیل نمودند.گروه آزمایش طی دو ماه، 8 جلسه 60 دقیقهای، مداخله مبتنی بر زیباییشناسی را دریافت نمودند. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس، با استفاده از نرمافزار SPSS، تحلیل گردید. یافتهها نشان داد مداخله مبتنی بر زیباییشناسی بهطور معناداری اضطراب گروه آزمایش را نسبت به گروه گواه کاهش داد (05/0 >P )، اما بر فراحافظه تأثیر معناداری نداشت (05/0 < P). این یافته ضمن تأیید کارکرد تنظیم هیجانی زیباییشناسی، ضرورت تلفیق آن با آموزش مستقیم راهبردهای فراشناختی را برای بهبود عملکردهای شناختی سطح بالاتر برجسته میسازد.
تدوین الگوی رنج تعالی بخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم: یک پژوهش داده بنیاد
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 33-81
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86334.2824
سارا نجاتی فر، امیر قمرانی، علی آقازیارتی
چکیده رشد پس از سانحه یک تغییر روانشناختی مثبت است که ممکن است به بهبودی والدین آسیب دیده کمک کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی رنج تعالیبخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم بود. این پژوهش به شیوه کیفی و رویکرد دادهبنیاد در سال 1403 در شهر اصفهان انجام شد. گروه نمونه با انتخاب 27 والد با تجربه رشد پس از سانحه (با اذعان مشارکتکنندگان به تجربه رشد و کسب نمره دو انحراف استاندارد بالاتر از میانگین در آزمون رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996) توسط مشارکتکنندگان) به اشباع نظری رسید. روش نمونهگیری، هدفمند و برای جمع آوری دادهها از روش مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. تحلیل دادهها با روش نظاممند اشتراوس و کوربین (2008) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و یافتهها شامل 140 کد باز، 30 کد محوری و 5 کد انتخابی بود. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، الگوی دادهبنیاد، مشتمل بر عوامل علّی، عوامل زمینهساز، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها تدوین شد. بر اساس نتایج میتوان گفت این الگو میتواند راهگشای روانشناسان و مشاوران در جهت افزایش ظرفیت رشد پس از سانحه والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم باشد.
اثربخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده دختران
دوره 15، شماره 60، زمستان 1404، صفحه 143-176
https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88011.2856
امیر قمرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با دوره پیگیری با لیست انتظار بود. جامعه آماری، فرزندان 7 تا 9 ساله دارای مشکلات درونی شده در شهر اصفهان در سال 1404 و مادران آنها بودند، که با روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از این جامعه به عنوان نمونه انتخاب شده و 20 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش، و 20 نفر نیز به تصادف در لیست انتظار گمارش شدند. مادران گروه آزمایش، در 6 جلسه 60 دقیقه ای برنامه زمانی پارادوکس، شرکت کردند، و لیست انتظار هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، ابزارهای پژوهش شامل: مقیاس اضطراب صفت-حالت، پرسشنامه نگرانی پسیلوانیا و سیاهه اختلالات رفتاری آخنباخ (2001) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، مقادیر هر دو متغیر در لیست انتظار و آزمایش در مرحله پس آزمون دارای تفاوت معنادار بودند (سطح معناداری کمتر از 05/0) .بنابراین این مداخله بر (اضطراب مادران(587/420 =F و P=0001/0) ،(نگرانی مادران(057/231 =F و P=0001/0)و مشکلات درونی شده فرزندان(629/288=F و 0001/0=P))، تاثیر مثبت و معناداری در سطح05/0=α داشت. لذا برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان موثر است.
اثربخشی درمان مبتنی بر تئوری پلی واگال بر مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش آموزان دارای ناتوانی هوشی تحولی
دوره 15، شماره 59، پاییز 1404، صفحه 163-201
https://doi.org/10.22054/jpe.2025.85937.2825
زهرا عباسی کردابادی، امیر قمرانی
چکیده تأخیر در رشد مغزی در دوره تحول، به شدت تواناییهای تحصیلی، اجتماعی، هیجانی و رفتاری افراد دارای ناتوانی هوشی را محدود میکند. در سالهای اخیر تئوری پلی واگال به عنوان یک مبنای قوی برای رویارویی با بسیاری از مشکلات روانشناختی مطرح شده است.لذا هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر تئوری پلی واگال بر مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش آموزان دارای ناتوانی هوشی تحولی بود. این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی شامل پیشآزمون، پسآزمون بود. روش نمونهگیری به-صورت در دسترس بود که 30 نفر از دانش آموزان دارای ناتوانی هوشی تحولی انتخاب شده و در دوگروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در10جلسه 90 دقیقهای (هفتهای دو جلسه) تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجه بندی مهارتهای اجتماعی به منظور ارزیابی مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری گرشام و الیوت1990 بود. تحلیل دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس در نرم-افزار Spss انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بسته درمانی مبتنی بر تئوری پلی واگال بسته درمانی بهطور معناداری باعث افزایش مهارت های اجتماعی( F=19/94وp=0/001) و کاهش مشکلات رفتاری( 99992=P و F=16/43) تأثیر مثبت و معناداری در سطح سطح خطای 05/0 داشت. طبق یافتههای این مطالعه، درمان مبتنی بر تئوری پلی واگال بر مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش آموزان دارای ناتوانی هوشی تحولی تأثیر معناداری داشته است.این یافته ها دستاوردهای مثبتی برای کودکان با نیاز خاص به همراه دارد.
اثربخشی آموزش تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید بر فلسفه فراهیجانی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان
دوره 14، شماره 55، پاییز 1403، صفحه 99-136
https://doi.org/10.22054/jpe.2024.78639.2684
زهرا محمدی، امیر قمرانی
چکیده با توجه به افزایش شیوع اختلالات هیجانی -رفتاری در فرزندان و چالشهایی که این فرزندان و خانوادههای آنان را درگیر میکند، بالا بردن سطح کیفیت تعاملات خانوادگی مخصوصاً تعامل مادران با فرزندان، اهمیت پیدا میکند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تعامل مادر -کودک بر اساس الگوی پرسید، بر فلسفه فراهیجانی مادران و مشکلات هیجانی-رفتاری در فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، مادران فرزندان دارای اختلالات هیجانی رفتاری در شهر اصفهان در سال 1401 بودند که 30 نفر از این جامعه بهعنوان نمونه انتخابشده و 15 نفر بهصورت تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر نیز بهتصادف در گروه کنترل گمارش شدند. مادران گروه آزمایش، در 6 جلسه 60 دقیقهای آموزش تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید، شرکت کردند و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. هر دو گروه، ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه فلسفه فراهیجانی ایولینی کو (۲۰۰۶) و سیاهه اختلالات رفتاری آخنباخ (2001) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از آخرین نسخه نرمافزار SPSS(26.00) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، مقادیر هر دو متغیر در گروه کنترل و آزمایش در مرحله پسآزمون دارای تفاوت معنادار بودند (سطح معناداری کمتر از 05/0)؛ بنابراین این مداخله بر (فلسفه فراهیجانی (568/201 =F و P=0001/0) و مشکلات هیجانی و رفتاری (588/36=F و 0001/0=P))، تأثیر مثبت و معناداری در سطح 05/0=α داشت. لذا تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید، در بهبود فلسفه فراهیجانی مادران و کاهش مشکلات هیجانی-رفتاری در نوجوانان ۱۱-۱۴ سال مؤثر است. با توجه به اهمیت عملکرد مادر در ارتباط با فرزندان، ارائه آموزش به مادران در جهت تقویت ارتباط با فرزند، در کاهش و کنترل مشکلات هیجانی و رفتاری فرزندان، میتواند مؤثر واقع شود.
ارزیابی اثربخشی مداخله سرریزشدگی بر پردازش هیجانی و خود نهانسازی مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری برونی
دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 49-81
https://doi.org/10.22054/jpe.2023.72216.2544
علی ترکاشوند، امیر قمرانی
چکیده مشکلات رفتاری فرزندان تأثیرات قابلتوجهی بر خانوادههای آنان دارد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی مداخله سرریزشدگی بر پردازش هیجانی و خودنهانسازی مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری برونی شهر اصفهان بود. این پژوهش به بهصورت نیمه آزمایشی شامل پیشآزمون، پسآزمون با دوره پیگیری بود. روش نمونهگیری بهصورت دسترس و هدفمند بود که 30 نفر از مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری برونیشده انتخابشده و در دوگروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مادران گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقهای (هفتهای دو جلسه) تحت مداخله سرریزشدگی قرار گرفتند. گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ-فرم والد (2001) (برای غربالگری گروه نمونه)، پرسشنامه خودنهانسازی لارسن و چستاین (1990) و پرسشنامه پردازش اطلاعات هیجانی (باکر، 2010) بودند. تحلیل دادهها با آزمونهای تحلیل کوواریانس (تک متغیره و چند متغیره) در نسخهی 26 نرمافزار Spss انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که مداخله سرریز شدگی بر خود نهانسازی (902/12 F=و 001/0P=) و پردازش هیجانی (017/33 F=) و (001/0P=) تأثیر مثبت و معناداری در سطح (05/0α=) داشت. بهعلاوه، نتایج در مرحلهی پیگیری نیز در سطح (05/0α=) تداوم داشت. طبق یافتههای این مطالعه، مداخله سرریز شدگی بر روی خود نهانسازی و پردازش هیجانی مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری برونی تأثیر معناداری داشته است. نظر به اینکه مادران اصلیترین رکن در تربیت فرزندان خود هستند؛ این یافته تلویحاتی روانشناختی و تربیتی برای مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری برونی به دنبال دارد.
ارزیابی مدل علی شیوههای فرزندپروری و صفات سنگدلی-بیرحمی در نوجوانان با اختلال سلوک: نقش میانجیگری کارکردهای اجرایی
دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 27-59
https://doi.org/10.22054/jpe.2023.70739.2502
فاطمه کارگر، امیر قمرانی، قاسم نوروزی
چکیده هدف این پژوهش، بررسی پیشایندها و پیامدهای کارکردهای اجرایی در نوجوانان با اختلال سلوک، در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، از نوع توصیفی و طرح همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشآموزان پسر متوسطه اول مشغول به تحصیل استان قم در سال 1400 بودند. از این جامعه، 451 نفر که با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی (4SCI-) کودکان با اختلال سلوک تشخیص دادهشده و حاضر به همکاری بودند با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه شیوه فرزندپروری، کارکردهای اجرایی و صفات سنگدلی-بیرحمی استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که بین متغیرهای پژوهش همبستگی معناداری در سطح p <05/0 و p < 01/0 وجود داشت. در ادامه، نتایج تحلیل مسیر حاکی از معناداری نقش واسطهای کارکردهای اجرایی در رابطه میان شیوههای فرزندپروری و صفات سنگدلی-بیرحمی بود. بهطورکلی، کارکردهای اجرایی و شیوههای فرزندپروری دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی صفات سنگدلی-بیرحمی هستند.
مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی برمهارتهای سازماندهی و فرزندپروری ذهنآگاهانه بر روابط والد-کودک و علائم کودکان با اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی
دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 99-132
https://doi.org/10.22054/jpe.2021.54659.2201
عبدالحسین شمسی، امیر قمرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی برمهارتهای سازماندهی و فرزندپروری ذهنآگاهانه بر روابط والد-کودک و علائم کودکان با اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی بود. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری بود. جامعهآماری شامل کلیه کودکان 8-10 سال با اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی هستندکه در سال 1397-1398در مدارس عادی شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند در این پژوهش 45 دانشآموز پسر با اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی که بر اساس نظر روانپزشک کودکان و چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون- نولان و پلهام(SNAP-IV)، مبتلا به اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی تشخیص دادهشدند به صورت نمونهگیریخوشهای چندمرحلهای انتخابشدند. یک گروه آزمایش 11 جلسه آموزش فرزندپروری مبتنی بر مهارت هایسازماندهی وگروه آزمایش دیگر 8 جلسه فرزندپروریذهن آگاهانه دریافتکردند. در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری، چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون- نولان و پلهام(SNAP-IV) ومقیاس رابطه والد- کودک (CPRS) بر روی آنها اجرا گردید. دادهها با استفاده از تحلیلواریانس با اندازهگیریمکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج پژوهش نشانداد که فرزندپروری ذهنآگاهانه در مقایسه با فرزندپروری مبتنی برمهارتهای سازماندهی بر روابط والد-کودک در مرحله پسآزمون تأثیرمعناداری داشتهاست واین تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقیمانده است(05/0P≤). همچنین فرزندپروری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر نارساییتوجه و نیز نارساییتوجه/ بیشفعالی کل در مرحله پسآزمون تأثیر معناداری داشتهاست واین تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است(05/0P≤). اما فرزندپروری مبتنی بر مهارتهای سازماندهی بر روی علائم بیشفعالی/تکانشگری تاثیر معناداری نداشتهاست(05/0P≥). این مطالعه با آموزش فرزندپروری ذهنآگاهانه و فرزندپروریمبتنی بر مهارتهایسازماندهی به عنوان یک مداخله، نتایج امیدوارکنندهای بر بهبود روابط والد-کودک و کاهش علائم کودکان با اختلال نارساییتوجه/ بیشفعالی ارائه میدهد.
تدوین برنامۀ فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) و ارزیابی اثربخشی آن بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان
دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 33-54
https://doi.org/10.22054/jpe.2020.44418.2026
منصوره مقتدایی، سالار فرامرزی، امیر قمرانی، احمد عابدی
چکیده هدف پژوهش حاضر تدوین برنامۀ فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) و ارزیابی اثربخشی آن بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان بود. در مرحلۀ اول «برنامۀ فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD)» تدوین شد. بخش دوم پژوهش، نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون، پسآزمون، پیگیری با گروه گواه بود. نمونه پژوهش در این بخش، شامل 30 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری خاص (SLD) بودند که به روش دردسترس انتخاب و به شیوۀ تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامۀ استرس فرزندپروری (PSI) و پرسشنامه هیجانات تحصیلی بود. برنامۀ فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) در طی هشت جلسه (هر هفته یک جلسه) برگذار شد و مدت هر جلسه، 60 دقیقه بود. دادهها با آزمون واریانس اندازهگیری مکرر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین آزمودنیهای گروه آزمایش و کنترل از نظر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان در مرحله پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0 > P). با توجه به نتایج این پژوهش میتوان اظهار داشت که برنامۀ فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان تأثیرگذار است.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و تحمل ابهام دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی
دوره 9، شماره 36، زمستان 1398، صفحه 33-53
https://doi.org/10.22054/jpe.2019.44480.2027
مسلم اصلی آزاد، غلامرضا منشئی، امیر قمرانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و تحمل ابهام دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانشآموز دوره متوسطه اول مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی با روش نمونهگیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل گمارده شدند (15 دانشآموز در گروه آزمایش و 15 دانشآموز در گروه کنترل). گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی سه ماه در 10 جلسه 75 دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه وسواس هاجسون و راچمن (1980)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گروس و جان (2003) و پرسشنامه تحمل ابهام مکلین (1993) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و تحمل ابهام دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی تأثیر معناداری داشته است (P<0/05). بدین صورت که این درمان توانسته منجر به بهبود تنظیم شناختی هیجان و تحمل ابهام دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی شود. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهرهگیری از فنونی همانند کاربرد تکنیکهای ذهنی، مشاهده خود به عنوان زمینه، تکنیکهای گسلش شناختی، تصریح ارزشها و عمل متعهدانه میتواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود تنظیم شناختی هیجان و تحمل ابهام دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مورد استفاده گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر مدل دوگانهای بی سی ایکس و فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کمتوانیهای ذهنی و تحولی
دوره 9، شماره 33، بهار 1398، صفحه 203-225
https://doi.org/10.22054/jpe.2019.39498.1933
محمد مدحی، امیر قمرانی، احمد یارمحمدیان
چکیده کمتوانی ذهنی و تحولی، اختلالی است که بر کارکرد انطباقی و هوشی فرد در حوزههای عملی، اجتماعی و مفهومی تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانهای بی سی ایکس و فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کمتوانی ذهنی و تحولی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون و پیگیری بود. نخست، آزمودنیها بر اساس ملاکهای ورود غربال شدند، سپس 45 مادر کودکان با کمتوانی ذهنی و تحولی انتخاب شده و بهطور تصادفی در گروههای آزمایشی و گواه جای گرفتند (15 نفر در هر گروه). مادران در گروه مبتنی بر برنامه مدل دوگانهای بی سی ایکس، 10 جلسه و در گروه مبتنی بر مهرورزی 8 جلسه تحت مداخله قرار گرفتند و گروه گواه، مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نقاط قوت و ضعف و پرسشنامه رابطه مادر-کودک در هر سه مرحله برای آزمودنیها اجرا شدند.تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با تکرار سنجش نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانهای بی سی ایکس در مقایسه با فرزندپروری مبتنی بر مهرورزی و گروه گواه بر رابطه مادر –کودک و مشکلات رفتاری کودکان با کمتوانی ذهنی و تحولی تأثیرگذاری معناداری داشته است. بر اساس یافتهها، فرزندپروری مبتنی بر برنامه مدل دوگانهای بی سی ایکس برنامهای مؤثر برای فرزندپروری مادران کودکان با کمتوانی ذهنی و تحولی میباشد.
سهم هویت ، نیازهای بنیادی روانشناختی و متغیر های جمعیت شناختی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانش آموزان معلول جسمی – حرکتی
دوره 7، شماره 26، تابستان 1396، صفحه 109-125
https://doi.org/10.22054/jpe.2017.3102.1114
احمد یارمحمدیان، مجید اکبری، امیر قمرانی، سنایت مرادی
چکیده چکیده :
آسیبدیدگیهای جسمی- حرکتی بهعنوان یک آسیب که یک یا بیش از یکی از فعالیتهای عمدهی زندگی فرد را محدود میکند، تعریفشده است، این نوع آسیبدیدگیها مانع بروز کارآمد تواناییهای بدنی یا روانی در فرد میشوند. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش هویت، نیازهای بنیادی روانشناختی و متغیرهای جمعیت شناختی در پیشبینی بهزیستی روانشناختی دانشآموزان آسیبدیده جسمی- حرکتی بود. روش بررسی به این صورت بود که نمونهای آماری مشتمل بر 200 نفر از دانشآموزان با اختلال جسمی– حرکتی که به شیوهی نمونه در دسترس انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از مقیاس پرسشنامههای ابعاد هویت (AIQ-IV)(چیک، اسمیت و تروپ، 2003)، بهزیستی روانشناختی (کارول ریف،1980) و مقیاس نیازهای بنیادی روانشناختی (گاردیا، دسی و ریان، 2000) استفاده شد. دادهها با آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیهوتحلیل شدند. تحلیل دادهها نشان داد که هویت، نیازهای بنیادی روانشناختی و متغیرهای جمعیت شناختی می تواند بهزیستی روانشناختی دانشآموزان با آسیبدیدگی جسمی – حرکتی را پیشبینی کند (001/0P<)، (005/0P<). در آخر میتوان نتیجه گرفت که مؤلفههای هویت، نیازهای بنیادی روانشناختی و متغیرهای جمعیت شناختی عامل اثرگذاری در ایجاد بهزیستی روانشناختی دانشآموزان با آسیبدیدگی جسمی– حرکتی است.
اثربخشی آموزش برنامهی سالهای باورنکردنی بر مهارتهای اجتماعی دانشآموزان کم توان ذهنی
دوره 7، شماره 25، بهار 1396، صفحه 97-119
https://doi.org/10.22054/jpe.2017.22413.1576
عادل محمدزاده، امیر قمرانی
چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی برنامهی سالهای باورنکردنی بر مهارتهای اجتماعی کودکان با کمتوانیذهنی خفیف انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیهی دانش آموزان 11-6 سال با کمتوانیذهنی را شامل میشد که در سال تحصیلی 96-95 در مدارس استثنایی شهرستان خمینیشهرمشغول به تحصیل بودند. از جامعهی مذکور، با روش تصادفی ساده 30 کودک همراه با والدین آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس والدین گروه آزمایش به مدت 12 جلسه و هر هفته 1 جلسه تحت آموزش برنامهی سالهای باورنکردنی (وبستراستراتون، 2011) قرار گرفت. در این زمان، گروه گواه هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس مهارتهای اجتماعی (گرشام و الیوت، 1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده از پژوهش، از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده گردید. نتایج نشان داد که تأثیر برنامهی سالهای باورنکردنی بر مهارتهای اجتماعی و مؤلفههای آن در زمینههای قاطعیت، خویشتنداری و همکاری در سطح 0.05= α معنیدار است. بنابر نتایج پژوهش حاضر، میتوان گفت با فراهم آوردن فرصتی برای آموزش والدین از برنامهی سالهای باورنکردنی به منظور افزایش مهارتهای اجتماعی کودکان کمتوانذهنی خفیف استفاده نمود.
بررسی اثربخشی برنامه سه تایی غنی سازی رنزولی برخلاقیت کودکان تیزهوش دبستانی
دوره 6، شماره 22، تابستان 1395، صفحه 81-95
https://doi.org/10.22054/jpe.2016.7113
مژگان شوشتری، مختار ملک پور، احمد عابدی، امیر قمرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامهی سهتایی غنیسازی رنزولی بر خلاقیت کودکان تیزهوش دبستانی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون– پسآزمون با گروه گواه بود. جامعهی آماری شامل تمامی دانش آموزان تیزهوش شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-1394 بودند. به این منظور 76 نفر از دانشآموزان تیزهوش با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (38 نفر گروه آزمایش و 38 نفر گروه گواه) و مادران آنها به سؤالات پرسشنامهی خلاقیت عابدی پاسخ دادند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته بهصورت گروهی آموزش برنامهی سهتایی غنیسازی رنزولی را دریافت کردند؛ اما گروه گواه هیچگونه آموزشی در این زمینه دریافت نکردند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تکمتغیری و چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد میانگین نمرات خلاقیت و خردهمقیاسهای آن (ابتکار، سیالی، انعطافپذیری و بسط) در گروه آزمایش بهطور معناداری افزایش داشته است. بر اساس نتایج بهدست آمده از این پژوهش می توان گفت که برنامهی سهتایی غنیسازی رنزولی موجب افزایش خلاقیت در کودکان تیزهوش دبستانی شده است.
اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی زوجین بر عملکرد خانوادههای دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی
دوره 5، شماره 17، بهار 1394، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1457
ارغوان شریعت، مختار ملک پور، امیر قمرانی
چکیده تحقیق حاضر، بررسی اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی زوجین بر عملکرد خانوادههای دارای فرزندان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی بود. 60 نفر از والدین که فرزندان آنها دارای علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی بودند، به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای خوشهای انتخاب شدند، سپس نمونهها بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 7 جلسه مداخلات آموزش الگوی ارتباطی زوجین را دریافت کردند. در هر دو گروه آزمایش و کنترل از دو پرسشنامهی عملکرد خانواده و علایم مرضی کودک در مرحلهی پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافتهها نشان داد که برنامهی آموزش الگوی ارتباطی زوجین منجر به افزایش عملکرد خانواده و زیر مقیاسهای آن شامل ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، حل مشکل، همراهی عاطفی،کنترل رفتار و عملکرد کلی خانواده میگردد(05/0p<). در نتیجه علایم اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی در کودکان این خانوادهها کاهش یافت(05/0p<). پژوهش حاضر نشان میدهد آموزش الگوی ارتباطی زوجین به والدین میتواند عملکرد خانواده و زیر مقیاسهای عملکرد خانواده شامل ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش، حل مشکل، همراهی عاطفی،کنترل رفتار وعملکرد کلی آن را به صورت معنیداری افزایش دهد.
اثربخشی روش مداخلهای تحریک حسی بر بهبود میزان مهارتهای حرکتی در دانشآموزان کمتوانذهنی با اختلال هماهنگی رشدی
دوره 4، شماره 14، تابستان 1393، صفحه 63-82
مختار ملک پور، علی اصغر دادمهر، امیر قمرانی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر تحریک حسی بر بهبود مهارتهای حرکتی (ظریف و درشت) دانشآموزان کمتوانذهنی آموزشپذیر با اختلال هماهنگی رشدی انجام گرفت. روش پژوهش از نوع آزمایشی و طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان کمتوانذهنی آموزشپذیر شهر اصفهان در دوره ابتدایی بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای تعداد 30 دانشآموز با اختلال هماهنگی حرکتی با استفاده از نسخه فارسی سیاهه اختلال هماهنگی رشد حرکتی از میان دانشآموزانکمتوانذهنی مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی غربال شدند و سپس به روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جاگماری شدند. ابزار این پژوهش مقیاس رشد حرکتی لینکنن- اوزرتسکی و سیاهه اختلال هماهنگی رشد حرکتی (صالحی و همکاران، 1390) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (Mancova) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که روش مداخلهای تحریک حسی بر بهبود مهارتهای حرکتی این کودکان مؤثر بود (001/0p<). نتایج این پژوهش نشان داد که روش مداخلهای تحریک حسی در بهبود مهارتهای حرکتی دانشآموزان کمتوانذهنی آموزشپذیر با اختلال هماهنگی رشدی مؤثر بوده، بنابراین استفاده از این روش به عنوان روشی در بهبود و توانبخشی این اختلال پیشنهاد میشود.
تأثیر وضعیت اشتغال،وضعیت تأهل،سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیت بر وضعیت روانشناختی آسیبدیدگان جسمی-حرکتی در شهر اصفهان سال 1388
دوره 3، شماره 11، پاییز 1392، صفحه 107-126
اعظم مرادی، قربان همتی علمدارلو، امیر قمرانی
چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر هر یک از متغیرهای وضعیت
اشتغال،وضعیت تأهل،سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیتبر میزان کلی سلامت روانی ونیز
نشانههای جسمی،اضطراب، نارسا کنشوری اجتماعی وافسردگی آسیب دیدگان جسمی- حرکتیدر
شهر اصفهان بود. اینپژوهش از نوع علی-مقایسه ای و جامعه آماری آن شامل کلیه
اعضای جامعه معلولینشهر اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر
از جامعه آماریبودند که بهطور تصادفی انتخاب شده ودراین پژوهش شرکت داده شدند.برای
سنجش وضعیت روانشناختی آزمودنیها ازفرم28سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی استفاده
شد.نتایج تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) نشان داد متغیر وضعیت اشتغال بر نمره
کل سلامت عمومی (01/0P<)، نشانههای جسمی(05/0P<)و اضطراب (05/0P<)
تأثیر دارد. همچنین متغیر وضعیت تأهل بر نمره کل سلامت عمومی(05/0P<)و افسردگی (01/0P<)آسیب دیدگان جسمی-
حرکتیتأثیر دارد؛ اما سطح تحصیلات،شدت آسیب وجنسیت بر هیچکدام از متغیرهای نمره
کل سلامت عمومی، نشانههای
جسمی،اضطراب، نارسا کنشوری اجتماعی وافسردگی آسیب دیدگان جسمی- حرکتی تأثیر معنیدار
ندارد. بر اساس یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که با روشهای
مقتضی زمینه برای اشتغال و تأهل آسیب دیدگان جسمی- حرکتی فراهم شود تا از این طریق
وضعیت روانشناختی آنها بهبود یابد.
