تعداد مشاهده مقاله

1,181,795

تعداد دریافت فایل اصل مقاله

879,666

نسبت مشاهده بر مقاله

2321.8

نسبت دریافت فایل بر مقاله

1728.22

تعداد مقالات ارسال شده

1,960

تعداد مقالات رد شده

1,256

درصد عدم پذیرش

64

تعداد مقالات پذیرفته شده

337

درصد پذیرش

17

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. نشریه روانشناسی افراد استثنایی در دو نسخه چاپی و آنلاین منتشر می‌شود.

نشریه روان‌شناسی افراد استثنایی یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می‌شود. این نشریه به‌منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین‌المللی با تمرکز بر مباحث روانشناسی افراد استثنایی پایه‌گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه پژوهش بر روی افراد استثنایی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته‌های مرتبط با موضوعات مهم در این حوزه را گزارش می‌دهند می‌باشد.

مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می‌شود و در صورت پذیرفته شدن مقاله، مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت می‌گردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می‌شود. 

«نشریه روان شناسی افراد استثنایی با همکاری انجمن علمی کودکان استثنایی ایران منتشر می‌شود»

 «دسترسی به مقالات این سایت آزاد است» 

«این نشریه سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرم افزارهای مشابه یاب بررسی و با آن مقابله می‌کند»

مقاله پژوهشی

نقش نیرومندی ایگو و روابط موضوعی در پیش‌بینی کیفیت زندگی دانش‌آموختگان کم‌بینا و نابینا: نقش میانجی‌گر حس عاملیت

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.73875.2582

فاطمه اسودزاده، سحر صفرزاده، رضوان همائی

چکیده در میان کم توانایی‌های جسمی، مشکلات بینایی (کم‌بینایی یا نابینایی)، از مهم‌ترین نقایص حسی هستند که باتوجه‌به نقش بینایی در درک اطلاعات محیطی و یادگیری، افراد درگیر را با مشکلات زیادی مواجه می‌کنند. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر نقش نیرومندی ایگو و روابط موضوعی در پیش‌بینی کیفیت زندگی دانش‏آموختگان کم‌بینا و نابینا: نقش میانجی‌گر حس عاملیت بود. پژوهش حاضر نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه افراد نابینا و کم‌بینا بین سنین 22 تا 35 سال عضو انجمن نابینایان استان خوزستان در سال 1401 است که دارای تحصیلات دانشگاهی (کاردانی تا دکتری) بود تعداد نمونه پژوهش حاضر 233 نفر و از روش نمونه‌گیری صورت هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه کیفیت زندگی نابینایان و کم‌بینایان (2000)، پرسش‌نامه کیفیت روابط موضوعی (1985)، پرسشنامه‌ی قدرتمندی ایگو (2003) و پرسش‌نامه حس عاملیت افراد دارای نقایص بینایی (1396) بود. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. مسیر غیرمستقیم بین نیرومندی ایگو و کیفیت زندگی (001/0=P) مثبت و ضریب مسیر غیرمستقیم بین کیفیت روابط موضوعی و کیفیت زندگی (001/0=P) منفی و معنادار است. می‌توان نتیجه گرفت که حس عاملیت رابطه بین کیفیت روابط موضوعی با کیفیت زندگی دانش‌آموختگان کم‌بینا و نابینا را به‌صورت منفی و رابطه بین نیرومندی ایگو و کیفیت زندگی آنان را به‌صورت مثبت و معنادار میانجیگری می‌کند.

مقاله پژوهشی

تأثیر مداخله مبتنی بر مهارت‌های حرکتی باز و بسته بر توجه پایدار و انتخابی کودکان اوتیسم با عملکرد بالا: مطالعه با پیگیری یک‌ماهه

صفحه 31-56

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.75746.2616

فرزاد ملکی، فرناز ترابی، احد موسی پور، مجید محمدی

چکیده کودکان اوتیسم از سطح پائین عملکرد شناختی برخوردارند ازآنجایی‌که فعالیت بدنی بر شناخت و بهزیستی اثرات مثبتی دارد، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر مهارت‌های حرکتی باز و بسته بر توجه پایدار و انتخابی کودکان اوتیسم با عملکرد بالا در یک مطالعه با پیگیری یک‌ماهه بود. به همین منظور تعداد 45 نفر از کودکان با اختلال درخودماندگی اوتیسم با عملکرد بالا با دامنه سنی 8 تا 10 سال از شهر تهران انتخاب و بعد از انجام پیش‌آزمون (آزمون عملکرد پیوسته و رنگ واژه استروپ) به‌صورت تصادفی در سه گروه مداخله مهارت‌های حرکتی باز، بسته و گواه طبقه‌بندی شدند. کودکان در گروه مداخله به مدت 12 جلسه و هر جلسه 60 دقیقه به اجرای برنامه تمرینی موردنظر پرداختند، گروه گواه در این مدت فعالیت‌های روزانه خود را انجام دادند. درنهایت پس از اتمام آخرین جلسه تمرینی، بلافاصله پس‌آزمون اجرا شد و یک ماه پس‌ازآن، ارزیابی پیگیری صورت گرفت و نتایج ثبت گردید. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس مرکب نشان داد اثر مداخله مهارت‌های باز و بسته بر توجه پایدار (001/0=p) و انتخابی (001/0=p) شرکت‌کنندگان معنی‌دار بود. علاوه بر این در مقایسه جفتی نتایج نشان داد که در مرحله پس‌آزمون (001/0=p) و پیگیری (001/0=p) عملکرد گروه مداخله مهارت‌های باز به‌طور معنی‌داری بالاتر از گروه مداخله مهارت‌های بسته و گواه بود. باتوجه‌به یافته‌ها به نظر می‌رسد استفاده از مداخله مبتنی بر آموزش مهارت‌های حرکتی باز و بسته می‌تواند روشی سودمند برای فرایندهای توجه ای کودکان اوتیسم با عملکرد بالا باشد.

مقاله پژوهشی

فرا تحلیل کیفی مطالعات هوش مصنوعی در آموزش دانش‌آموزان با نیاز ویژه

صفحه 57-83

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86180.2819

سینا برک، خلیل زندی، آزاد الله کرمی

چکیده هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل کیفی مطالعات انجام‌شده پیرامون نقش هوش مصنوعی در آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمی‌پژوهشی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱7 تا ۲۰۲۵ با روش فراتحلیل کیفی بررسی و با استفاده از چک‌لیست CASP، ازنظر کیفیت علمی ارزیابی شدند. تحلیل در دو بُعد شکلی و محتوایی صورت گرفت. در بعد شکلی، ویژگی‌های مقالات ازجمله نوع روش پژوهش، سال انتشار، نوع اختلال موردمطالعه، حجم نمونه، مرتبه علمی و رشته تخصصی نویسندگان بررسی شد. نتایج نشان داد بیشترین پژوهش‌ها در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۳ انجام شده‌اند، بیشتر از روش‌های کمی بهره گرفته‌اند، و تمرکز اصلی آن‌ها بر اختلالاتی چون اوتیسم و اختلال خواندن بوده است. در بعد محتوایی، یافته‌ها نشان داد که کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه اصلی تعریف می‌شوند: ۱) تشخیص، غربالگری و درمان اختلالات یادگیری، ۲) حمایت از نیازهای عاطفی و رفتاری، و ۳) تقویت مهارت‌ها و بهبود عملکرد تحصیلی. همچنین سه پیامد مهم استفاده از هوش مصنوعی در آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه شامل 1) بهبود یادگیری و شخصی‌سازی آموزش، 2) افزایش کارایی معلمان، و 3) ارتقای عدالت آموزشی شناسایی شد. باوجوداین، چالش‌هایی نظیر کمبود داده، هزینه‌های بالا، و ملاحظات اخلاقی در کاربرد هوش مصنوعی همچنان مطرح است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند راهنمایی برای سیاست‌گذاران آموزشی در جهت توسعه راهکارهای فناورانه و فراگیر باشد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی بر نشانه‏های نقص توجه - بیش‏فعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها

صفحه 85-116

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86210.2821

سمانه رفیعی فروشانی، فاطمه ایزدی

چکیده اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی با نقص توجه، بیش‌فعالی، تکانش‌گری و مشکلات تنظیم هیجان همراه است و عملکرد تحصیلی - اجتماعی کودکان را مختل می‌کند. مادران این کودکان اغلب توجه مشروط نشان می‌دهند که مشکلات رفتاری را تشدید می‌نماید؛ لذا مداخلات باید هم‌زمان نشانه‌های کودک و الگوهای فرزندپروری مادر را هدف قرار دهند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی بر نشانه‌های نقص توجه - بیش‌فعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها در شهرستان خمینی‌شهر انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن، شامل کلیة مادران دارای فرزند با اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی 8 تا 12 ساله شهرستان خمینی‌شهر در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آنها، 30 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی و برابر، در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. آزمودنی‌های گروه آزمایش طی 8 جلسة 90 دقیقه‌ای برنامة فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی را دریافت نمودند؛ اما آزمودنی‌های گروه کنترل در این برنامه شرکت نداشتند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسش‌نامه فرم والد اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی کانرز (1999) و توجه مشروط والدین روث و همکاران (2009) بود. داده‌ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس با نسخه 26 نرم‌افزار SPSS تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی بر نشانه‌های نقص توجه - بیش‌فعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها در گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون تأثیرگذار بوده و تغییرات گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل ازنظر آماری معنادار بودند (05/0> P)؛ لذا، می‌توان از برنامة آموزش فرزندپروری هشیار مبتنی بر رویکرد ایماگوتراپی جهت بهبود بخشیدن به نشانه‌های اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی کودکان و توجه مشروط مادران آنها بهره جست.

مقاله پژوهشی

تدوین و اعتباریابی برنامه فرزندپروری توانمندمحور به‌منظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کم‏شنوای آن‌ها

صفحه 117-142

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86537.2827

زهره اقبال نیا، محمد عاشوری، قاسم نوروزی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی برنامه فرزندپروری توانمندمحور به‌منظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کم‌شنوای آن‌ها انجام شد. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه‌پژوهش شامل متخصصان، معلمان و مادران نوجوانان کم‌شنوای شهر مشهد در سال 1403 بودند. نمونه پژوهش برای تدوین برنامه به روش نمونه‌گیری هدفمند مشخص شد و بعد از 12 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق به اشباع نظری رسید. نمونه پژوهش برای اعتباریابی برنامه شامل 10 نفر از متخصصان می‌شد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. روند تدوین برنامه شامل بررسی منابع، مصاحبه با شرکت‌کنندگان، تدوین برنامه و اعتباریابی آن بود. برای تعیین روایی محتوایی از ضریب نسبی روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی و برای تعیین پایایی از روش درصد توافق استفاده شد. به‌این‌ترتیب، برنامه فرزندپروری توانمندمحور در ده جلسه تدوین شد و ضریب نسبی روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی آن به ترتیب برابر با 94/0 و 96/0 بود. پایایی برنامه نیز با روش درصد توافق متخصصان برابر با 95 درصد به دست آمد. بر اساس یافته‌ها، برنامه فرزندپروری توانمندمحور به‌منظور بهبود روابط مادران و نوجوانان کم‌شنوای آن‌ها از روایی و پایایی بالایی برخوردار است.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده دختران

صفحه 143-176

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88011.2856

امیر قمرانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با دوره پیگیری با لیست انتظار بود. جامعه آماری، فرزندان 7 تا 9 ساله دارای مشکلات درونی شده در شهر اصفهان در سال 1404 و مادران آنها بودند، که با روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از این جامعه به عنوان نمونه انتخاب شده و 20 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش، و 20 نفر نیز به تصادف در لیست انتظار گمارش شدند. مادران گروه آزمایش، در 6 جلسه 60 دقیقه ای برنامه زمانی پارادوکس، شرکت کردند، و لیست انتظار هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، ابزارهای پژوهش شامل: مقیاس اضطراب صفت-حالت، پرسشنامه نگرانی پسیلوانیا و سیاهه اختلالات رفتاری آخنباخ (2001) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، مقادیر هر دو متغیر در لیست انتظار و آزمایش در مرحله پس آزمون دارای تفاوت معنادار بودند (سطح معناداری کمتر از 05/0) .بنابراین این مداخله بر (اضطراب مادران(587/420 =F و P=0001/0) ،(نگرانی مادران(057/231 =F و P=0001/0)و مشکلات درونی شده فرزندان(629/288=F و 0001/0=P))، تاثیر مثبت و معناداری در سطح05/0=α داشت. لذا برنامه زمانی پارادوکس بر اضطراب و نگرانی مادران، و مشکلات درونی شده فرزندان موثر است.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه آموزش مدیریت رفتار والدین بر تعامل والد -فرزند، پایستگی تحصیلی و نشانگان کودکان با اختلال سلوک

صفحه 177-207

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.89757.2890

زهره نیک پی، احمد کربلایی محمد میگونی، محمدرضا صیرفی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت رفتار والدین بر تعامل والد -فرزند، پایستگی تحصیلی و نشانگان کودکان دارای علائم اختلال سلوک انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی مادران با فرزندان دارای نشانگان اختلال سلوک شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. با روش نمونه‏گیری هدفمند، 30 نفر از مادران دارای فرزند با نشانگان سلوک انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارش شدند. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه‏های تعامل والد – فرزند پیانتا (1994)، مقیاس پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) و فرم والدین پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ (2001) بود. تحلیل داده‏ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS.v26 و آزمون‏های تحلیل کوواریانس یک‏متغیره و چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد. سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه  مدیریت رفتار والدین بر بهبود تعامل والد-فرزند، پایستگی تحصیلی و کاهش نشانگان اختلال سلوک تأثیر معنادار دارد. بر اساس این یافته‏ها، برنامه مدیریت رفتار والدین می‌تواند به‌عنوان یک مداخله عملی و مؤثر در مراکز مشاوره خانواده و مدارس جهت بهبود تعامل والد-فرزند، افزایش پایستگی تحصیلی و کاهش نشانگان اختلال سلوک در کودکان به کار گرفته شود.

مقاله پژوهشی

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مدرسه استثنایی موفق در مقطع ابتدایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 اردیبهشت 1404

https://doi.org/10.22054/jpe.2024.77200.2652

فاطمه نیک بین، رضا سلطانی شال، عباسعلی حسین خانزاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مدرسه‌ی استثنایی موفق در مقطع ابتدایی در شهرستان رشت انجام شد. روش پژوهش، کیفی و از نوع مطالعه دلفی بود. جامعه پژوهش حاضر متشکل از همۀ متخصصان حیطه آموزش‌وپرورش دانش‌آموزان استثنایی شهرستان رشت بود و شرکت‌کنندگان در این پژوهش به‌عنوان گروه پانل 20 نفر از اساتید دانشگاه، مشاوران و معلمان آموزش‌وپرورش بودند. از تحلیل داده‌های کیفی حاصل از پاسخ‌های شرکت‌کنندگان به این سؤال 53 کد، 19 زیرشاخه و 7 شاخص اصلی (نیازهای آموزشی، نیازهای سازمانی، نیازهای فردی دانش آموزان، نیاز به خدمات روان‌شناسی و مشاوره، نیاز به شاداب سازی محیط مدرسه، ویژگی‌های کادر مدیریت و معلمان، در نظر گرفتن شرایط خاص خانواده دانش آموزان) استخراج شد. در گام دوم با استفاده از کدهای استخراج شده، یک پرسشنامه 51 سؤالی برای تصمیم‌گیری گروه پانل طراحی شد و ملاک برای پذیرش هر گویه کسب ضریب توافق80 درصدی تعیین شد. بر اساس یافته‌ها، مدرسه‌ای موفق است که بتواند نوجوانان را برای زندگی آینده از طریق پرداختن و برنامه‌ریزی در هفت بعد نیازهای آموزشی، نیازهای سازمانی، نیازهای فردی دانش آموزان، نیاز به خدمات روان‌شناسی و مشاوره، نیاز به شاداب سازی محیط مدرسه، ویژگی‌های کادر مدیریت و معلمان، در نظر گرفتن شرایط خاص خانواده دانش آموزان و به‌طورکلی در جهت آماده ساختن آنان برای زندگی و حضور در جامعه آماده کند.

مقاله پژوهشی

طراحی بسته آموزشی مبتنی بر حافظه فعال عاطفی و بررسی اثربخشی آن بر بهبود حل مسأله، بازداری شناختی، نگرش به ریاضی و اضطراب ریاضی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 دی 1404

https://doi.org/10.22054/jpe.2023.75950.2620

زکیه نجاریان، شهرام واحدی، تورج هاشمی، رحیم بدری گرگری

چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی بسته اموزشی مبتنی بر حافظه فعال عاطفی و بررسی اثربخشی این بسته بر بهبود ابعاد شناختی- عاطفی یادگیری دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی بود. پژوهش حاضر یک طرح نیمه آزمایشی با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل با پیش‌آزمون و پس-آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر دارای اختلال یادگیری ریاضی دوره ابتدایی مراکز اختلالات یادگیری شهر اصفهان بود که در سال تحصیلی 1400-1401 به این مراکز مراجعه نموده‌اند. در این راستا 30 نفر از دانش‌آموزان به روش هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 14 جلسه به مدت 60 دقیقه مداخله‌ی توانبخشی عاطفی مبتنی بر حافظه کاری را دریافت کردند. آزمودنی‌های قبل و بعد از آموزش، به پرسشنامه‌های حل‌مسأله محقق ساخته، آزمون استروپ عددی جان رایدلی (1935)، نگرش به ریاضی آیکن (1971) و اضطراب ریاضی چیو و هنری (1990) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش مبتنی بر حافظه فعال عاطفی بر افزایش مهارت حل‌مسأله، کاهش بازداری شناختی، افزایش نگرش به ریاضی و کاهش اضطراب ریاضی (در سطح 01/0) اثربخش و معنادار بود. بر اساس اثربخش بودن آموزش مبتنی بر حافظه فعال عاطفی بر متغیرهای شناختی- عاطفی دانش‌آموزان دارای اختلال ریاضی، این مداخله می‌تواند به بهبود مهارت‌های شناختی و عاطفی دانش‌آموزان با اختلال یادگیری کمک نموده و زمینه‌ساز شرایط بهتری در یادگیری درس ریاضی باشد.

مقاله پژوهشی

تجربه زیسته معلمان مدارس استثنایی از عوامل موثر بر پذیرش معلولیت کودک توسط والدین: یک مطالعه کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.81614.2736

مرجان حیدری، معصومه یزدانی پور، سالار فرامرزی

چکیده پذیرش معلولیت فرزند از سوی والدین می‌تواند در تسریع و تسهیل فرآیند مداخله بهنگام و دریافت برنامه‌های درمانی و آموزشی مناسب موثر باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته‌ی معلمان مدارس استثنایی از عوامل موثر بر پذیرش معلولیت فرزندان دارای معلولیت بود. این پژوهش به روش پدیدارشناسی انجام شد و جامعه‌ی مورد مطالعه‌، شامل تمامی معلمان دانش‌آموزان با معلولیت بود که در سال تحصیلی 1402-1403 در شهر اصفهان مشغول تدریس بودند. نمونه‌گیری این پژوهش به روش هدفمند انجام شد که با در نظر گرفتن حد اشباع داده‌ها، 11 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور تحلیل مصاحبه‌ها، از روش کلایزی استفاده شد. یافته‌های این پژوهش، پس از استخراج موضوعی داده‌ها، در 5 مقوله اصلی و 28 مقوله فرعی طبقه‌بندی شدند. مقوله‌ها‌ی اصلی عبارت بودند از: ماهیت معلولیت فرزند، ویژگی‌های فرزند، ویژگی‌های دموگرافیک والدین، وضعیت روانشناختی والدین، شرایط محیطی. با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که پذیرش معلولیت توسط والدین فرآیندی چندوجهی است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. این عوامل زمینه‌ساز چالش‌هایی هستند که می‌توانند اقدامات مؤثر در مسیر توانبخشی دانش‌آموزان را به تأخیر انداخته یا محدود سازند. در نتیجه، برنامه‌ریزی و تدوین راهبردهای توانبخشی آتی باید به شکلی جامع به این عوامل زمینه‌ای توجه مبذول دارد تا اثربخشی مداخلات به حداکثر برسد.

مقاله پژوهشی

متناسب‌سازی بازی و فعالیت‌ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی (TPR) و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر (PECS) بر مهارت‌های زبانی (درکی و بیانی) دانش‌آموزان اتیسم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88445.2861

خلیل کاکاوندی، امیر قمرانی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، متناسب‌سازی بازی و فعالیت‌ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی و مقایسه اثربخشی آن با روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارت‌های زبانی (درکی و بیانی) دانش‌آموزان اتیسم بود. روش پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. نمونه آماری 45 نفر از دانش‌آموزان 7 تا 12 سال اتیسم شهر قم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که بر اساس ملاک های ورود و خروج به صورت در دسترس انتخاب و در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) و هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. از آزمون رشد زبان (TOLD:P:3) نیوکامر و هامیل (1997) برای سنجش مهارت‌های زبانی استفاده شد. گروه آزمایش اول تحت 12 جلسه روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر و گروه آزمایش دوم، تحت 22 جلسه بازی و فعالیت‌های متناسب‌سازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بازی و فعالیت‌های مبتنی بر روش پاسخ کاملا فیزیکی و روش سیستم ارتباطی مبادله تصویر بر مهارت‌های زبانی (درکی و بیانی) دانش‌آموزان اتیسم اثرات مثبت دارند (05/0 > P). بدین صورت که این روش‌ها، مهارت‌های زبانی دانش‌آموزان اتیسم را بهبود بخشیدند. بنابرین هر دو روش اثرگذار هستند و می‌توانند مورد توجه درمانگران، روانشناسان، معلمان و مادران دارای فرزند اتیسم قرار گیرند.

مقاله پژوهشی

تدوین الگوی رنج تعالی بخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم: یک پژوهش داده بنیاد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.86334.2824

سارا نجاتی فر، امیر قمرانی، علی آقازیارتی

چکیده رشد پس از سانحه یک تغییر روان‌شناختی مثبت است که ممکن است به بهبودی والدین آسیب دیده کمک کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی رنج تعالی‌بخش در والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم بود. این پژوهش به شیوه کیفی و رویکرد داده‌بنیاد در سال 1403 در شهر اصفهان انجام شد. گروه نمونه با انتخاب 27 والد با تجربه رشد پس از سانحه (با اذعان مشارکت‌کنندگان به تجربه رشد و کسب نمره دو انحراف استاندارد بالاتر از میانگین در آزمون رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996) توسط مشارکت‌کنندگان) به اشباع نظری رسید. روش نمونه‌گیری، هدفمند و برای جمع آوری داده‌ها از روش مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته استفاده شد. تحلیل داده‌ها با روش نظام‌مند اشتراوس و کوربین (2008) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و یافته‌ها شامل 140 کد باز، 30 کد محوری و 5 کد انتخابی بود. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، الگوی داده‌بنیاد، مشتمل بر عوامل علّی، عوامل زمینه‌ساز، عوامل مداخله‌گر، راهبرد‌ها و پیامد‌ها تدوین شد. بر اساس نتایج می‌توان گفت این الگو می‌تواند راهگشای روان‌شناسان و مشاوران در جهت افزایش ظرفیت رشد پس از سانحه والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم باشد.

مقاله پژوهشی

اثربخشی برنامه آموزشی آگاهی واج‌شناختی بر مؤلفه‌های خواندن و رفتارهای کمک-طلبی تحصیلی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.88957.2873

شهروز نعمتی، رحیم بدری، سروه کرمی، پریسا حسن زاده دلگشا

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی آگاهی‌های واج‌شناختی بر مؤلفه‌های خواندن و رفتارهای کمک‌طلبی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن انجام شد . طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن پایه‌های سوم و چهارم دبستان که در سال تحصیلی 1403 – 1402 از طرف مدارس دولتی به مرکز اختلال یادگیری شهرستان بانه ارجاع داده شده بودند.30 دانش‌آموز به روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب شدند افراد در دو گروه 15 نفره گمارده شدند و برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از آزمون تشخیص خواندن شیرازی و نیلی‌پور (1383) و پرسشنامه کمک‌طلبی تحصیلی ریان و پینتریچ (1997) استفاده شد. مداخله بدینصورت بود که 10 جلسه‌ی 60‌ دقیقه‌ای طبق تکالیف آگاهی واج‌شناختی دستجردی و سلیمانی (1382) به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. سپس از هر دو گروه پس‌آزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که برنامه آموزشی مهارت‌های آگاهی واج‌شناختی بر مؤلفه‌های خواندن (دقت، سرعت و درک مطلب) و رفتارهای کمک‌طلبی تحصیلی این دانش‌آموزان تأثیر معناداری داشته است (05/0P<)، که بیانگر اهمیت و اثربخشی آموزش آگاهی‌های واج‌شناختی بر مؤلفه‌های خواندن و رفتارهای کمک‌طلبی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن بود. باتوجه به نتایج پژوهش آموزش مهارت آگاهی‌های واج‌شناختی برای دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب خواندن حائز اهمیت است.

مقاله پژوهشی

اثربخشی بازی‌درمانی گروهی بر بازشناسی هیجانات و مهارت‌های ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 مرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jpe.2026.91742.2923

شهناز هاشمی ملکشاه، سمیه محمدی کشکا، مهسا رزمی، غلام رضا شیخ زاده

چکیده آسیب شنوایی یکی از شایع‌ترین ناتوانی‌های حسی در کودکان است که پیامدهای گسترده‌ای بر رشد شناختی، هیجانی، اجتماعی و زبانی آنان بر جای می‌گذارد. با توجه به شیوع بالا و اثرات بلندمدت این اختلال بر کیفیت زندگی، شناسایی و اجرای مداخله‌های مؤثر در این حوزه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی‌درمانی بر بازشناسی هیجانات و مهارت‌های ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دارای آسیب شنوایی شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها 18 کودک 10 تا 13 ساله به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جای‌دهی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بازشناسی هیجان چهره اکمن و فرایزن (1976) و مقیاس مهارت‌های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) بود. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه بازی‌درمانی گروهی، هفته‌ای یک جلسه ۶۰ دقیقه‌ای شرکت کرد و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بازی‌درمانی گروهی موجب بهبود معنادار بازشناسی هیجانات و مهارت‌های ارتباطی کودکان دارای آسیب شنوایی شد (01/0 > P). بر این اساس، می‌توان از بازی‌درمانی گروهی به‌عنوان روشی مؤثر برای ارتقای سلامت روان و بهبود مهارت‌های هیجانی و ارتباطی این کودکان استفاده کرد.

تأثیر آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی بر میزان فشار روانی مادران کودکانِ کم‏توان‏ذهنی

دوره 5، شماره 17، بهار 1394، صفحه 133-148

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1465

نسترن سیداسماعیلی قمی، فرنگیس کاظمی، شهلا پزشک

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی بر میزان فشار روانی مادران کودکانِ کم‏توان‏ذهنی بود. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‏ی‏ آماری این پژوهش را کلیه‏ی مادران کودکانِ کم‏توان‏ذهنی دوره‏ی آمادگی شهر مارلیک در سال تحصیلی 92-1391 تشکیل می‏دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، 24 نفر از مادرانی که نمره‏های فشار روانی‏شان یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه بود، انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی آموزش داده شد. برای جمع‏آوری داده‏ها از فرم 52 سوالی پرسشنامه‏ی منابع فشار روانی فردریک استفاده شد. داده‏ها از طریق آزمون آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‏ها نشان داد که فرضیه‏ی پژوهش مبنی بر تأثیر آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی بر میزان فشار روانی مادران کودکانِ کم‏توان‏ذهنی مورد تأیید قرار گرفته است و مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه کنترل در پس‏آزمون، به طور معناداری فشار روانی کمتری داشتند (01/0>p). بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت که آموزش برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی در کاهش فشار روانی مادران کودکانِ کم‏توان‏ذهنی تأثیر معناداری دارد.

تأثیر ‌بازی‌های ‌آموزشی ‌رایانه‌ای بر‌انگیزش تحصیلی مفاهیم ریاضی دانش‌آموزان پسر با ناتوانی یادگیری ریاضی

دوره 5، شماره 18، تابستان 1394، صفحه 27-44

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1543

رحیم مرادی، حسن ملکی

چکیده  هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی‌های ‌آموزشی رایانه‌ای بر انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان پسر پایه سوم ابتدایی با  ناتوانی یادگیری ریاضی بود. به همین منظور با اجرای یک پژوهش آزمایشی از بین تمامی دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی مدارس شهر خرم آباد، 40 نفر از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تصادفی به دوگروه آزمایش وکنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه انگیزشی ولرند بود. پیش‌آزمون انگیزش تحصیلی در هر دو گروه آزمایش و کنترل توسط پژوهش‌گر اجرا شد. در گروه آزمایش، نخست معلم درس خود را ( چهار عمل اصلی) به طور کامل به دانش‌آموزان ارایه داد و از بازی رایانه‌ای به عنوان مکملی برای مفهوم آموزش داده شده استفاده کرد. اما معلم در گروه کنترل برای آموزش مفاهیم ریاضی، به روش مرسوم خود ادامه داد. سپس پس‌آزمون انگیزش تحصیلی توسط پژوهش‌گر اجراء شد.  تحلیل داده ها با استفاده از اندازه‌گیری مکرر نشان داد که پس از آموزش تفاوت معناداری در انگیزش تحصیلی گروه آزمایشی درمقایسه با گروه کنترل ایجاد شد(001/0   p). نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که استفاده از بازی‌های رایانه‌ای آموزشی ریاضی در مفهوم جمع، تفریق، ضرب و تقسیم باعث افزایش انگیزش تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ‌ریاضی می‌شود. براساس یافته‌های پژوهش پیشنهاد می شود که در‌ آموزش مفاهیم ریاضی از فناوری‌های نوین آموزشی به ویژه بازی های رایانه‌ای استفاده شود.

مقایسۀ نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان‌ذهنی و عادی

دوره 3، شماره 10، تابستان 1392، صفحه 113-128

نسترن سیداسماعیلی قمی، علی شیخ الاسلامی

چکیده در بین فعالیت‌های کودکان،
نقاشی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و به همین دلیل
به مقیاس وسیع در تشخیص روانی و روان‌درمانگری به کار گرفته می‌شود. هدف پژوهش
حاضر مقایسه نشانه‌های اضطراب و افسردگی در نقاشی آدمکِ دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی
و عادی بود. نوع پژوهش، توصیفی از نوع علّی-مقایسه‌ای بود. جامعه‌ آماری این پژوهش
عبارت بود از کلیه‌ دانش‌آموزان 11 ساله‌ کم‌توان ذهنی و عادی شهر شهریار در سال
تحصیلی 91-1390 که از میان آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 33 دانش‌آموز
کم‌توان ذهنی و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای 33 دانش‌آموز عادی به
عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از آزمون ترسیم آدمک استفاده شد. داده‌ها
از طریق آزمون آماری
u مان‌ویتنی
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که بین میزان اضطراب و افسردگی
در نقاشی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05
p<)؛ به این معنا که دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی نشانه‌های اضطراب و
افسردگی بیشتری را نسبت به دانش‌آموزان عادی در آزمون ترسیم آدمک نشان داده بودند.
در نتیجه، می‌توان با بررسی نقاشی‌های کودکان به حالات عاطفی آنها از قبیل اضطراب
و افسردگی پی برد و از آزمون ترسیم آدمک به عنوان یک ابزار تشخیصی یا کمک تشخیصی
هم در کودکان کم‌توان ذهنی و هم کودکان عادی استفاده نمود

تدوین برنامۀ آموزش والدین برای خانواده‌های دارای فرزندان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و تأثیر آن برکاهش نشانه‌ها و کارکرد خانواده*

دوره 2، شماره 7، پاییز 1391، صفحه 43-70

حمید علیزاده

چکیده هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، تدوین برنامه‌ای برای آموزش والدین دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و بررسی میزان اثربخشی این برنامه بر کاهش نشانه‏های این اختلال و کارکرد خانواده (شیوه‏های فرزند¬پروری و استرس والدینی) است. روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی، تعداد 24 نفر از والدین دارای کودکان با اختلال نارسایی توجه با روش نمونه‏گیری خوشه¬ای چند مرحله¬ای به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) شرکت داشتند. برای جمع‏آوری داده¬های مربوط به تشخیص اختلال از مقیاس درجه‏بندی نشانه‏های اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی که بر مبنای کتاب راهنمای تشخیصی و آماری بیماری‏های روانی (2000) ساخته شده است و نیز به منظور بررسی کارکرد خانواده از مقیاس استرس والدینی (PSI/SF) و پرسشنامۀ سبک‌های فرزند پروری رابینسون و همکاران (2000) استفاده شده است. با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس (با اندازه گیری مکرر)، به کمک نرم افزار SPSS تأثیر آموزش والدین بر کاهش نشانه‏های اختلال و کارکرد خانواده مورد بررسی قرار گرفت. یافته¬ها: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان داد که آموزش والدین توانسته است بر کاهش میزان استرس والدین، افزایش شیوۀ فرزندپروری مقتدرانه (پدر و مادر) و کاهش شیوۀ فرزندپروری سهل‏گیر پدر در سطح (05/0 > P) تأثیر معنادار داشته باشد. همچنین لازم به ذکر است که آموزش والدین بر کاهش نشانه‏ها، شیوۀ فرزندپروری خودکامه (پدر و مادر) و سهل‏گیر (مادر) در سطح )05/0 <P) تأثیر معنادار نداشت. نتایج مربوط به آزمون پیگیری نیز نشان داد که شیوۀ فرزندپروری خودکامه مادر در سطح (01/0>P) افزایش یافته است. به طور کلی می¬توان نتیجه¬گیری کرد که برنامه مذکور می¬تواند برای بهبود کارکرد خانواده تأثیر داشته باشد.

بررسی تأثیر درمان ویبروآکوستیک موزیک بر کاهش رفتار چالش‌انگیز افراد با اختلال اتیسم

دوره 4، شماره 15، پاییز 1393، صفحه 187-204

الهام شفیعی فر، فرنگیس کاظمی، شیوا دولت ابادی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر درمان ویبرواکوستیک موزیک
بر کاهش رفتارهای کلیشه‌ای، خود جرحی و پرخاشگرانه افراد با اختلال اتیسم  و بررسی تأثیر این درمان بر فعالیت سیستم اعصاب خودمختار
این افراد بود. روش این پژوهش از نوع تک
موردی بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، اعضای نمونه که 3 نفر از نوجوانان
افراد با اختلال اتیسم  با رفتار چالش‌انگیز
بودند، انتخاب شدند. به این صورت که نخست به‌وسیله نتایج حاصل از پرسشنامه مشکلات
رفتاری و با استفاده از ثبت نمونه‌گیری زمانی و ثبت فاصله زمانی که توسط والدین
تکمیل شد، خط پایه رسم گردید و سپس روش درمانی ویبروآکوستیک موزیک به مدت 10 جلسه
و هر جلسه 20 دقیقه بر روی هر یک از اعضای نمونه اجراء گردید. در حین ارائه متغیر
مستقل نیز میزان رفتار چالش‌انگیز به‌وسیله برگه ثبت داده‌ها ثبت گردید. قبل از
شروع درمان، 10 دقیقه پس از شروع درمان و بلافاصله پس از درمان، فشارخون و ضربان
قلب افراد با اختلال اتیسم  مورد اندازه‌گیری
قرار گرفت. بعد از پایان جلسات درمانی، رفتار چالش‌انگیز (کلیشه‌ای و قالبی، خود
جرحی و پرخاشگرانه) افراد با اختلال اتیسم  دوباره به‌وسیله پرسشنامه مشکلات رفتاری مورد ارزیابی
قرار گرفت. جهت پیگیری نیز بعد از 2 هفته از پایان مداخله پرسشنامه مشکلات رفتاری
اجرا گردید. یافته‌ها حاکی از این بود که رفتارهای چالش‌انگیز هر سه آزمودنی در ارزیابی‌های
جلسات درمانی، والدین و اجرای مجدد پرسشنامه مشکلات رفتاری که به منظور بررسی تغییرات
احتمالی انجام شد، کاهش یافت و کاهش فشارخون و ضربان قلب در حین جلسات درمانی نشان
از اثرگذاری این درمان بر سیستم عصبی سمپاتیک به عنوان شاخه‌ای از سیستم اعصاب
خودمختار دارد با توجه به یافته‌ها می‌توان بیان کرد که درمان ویبروآکوستیک موزیک با
اثرگذاری بر سیستم عصبی سمپاتیک، رفتار چالش‌انگیز افراد با اختلال اتیسم  را کاهش می‌دهد.

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه نقائص کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان بارکلی

دوره 8، شماره 30، تابستان 1397، صفحه 19-45

https://doi.org/10.22054/jpe.2018.9209

سکینه سلطانی کوهبنانی، سمیه زارع نژاد، محمدحسین سلطانی کوهبنانی، کبری باذری

چکیده lمقدمه: این پژوهش با هدف تعیین اعتبار، پایایی پرسشنامه کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان بارکلی (2012) در شهر مشهد است. روش: بررسی این مطالعه روش شناسی و از نوع روان سنجی است و با استفاده از قرارداد استاندارد IQOLA، به فارسی سازی آزمون و بررسی روایی آن می پردازد. این پژوهش شامل مراحل ترجمه، سنجش کیفیت ترجمه، ترجمه روبه عقب، مقایسه نسخه انگلیسی با نسخه فارسی است. سنجش روایی ظاهری برعهده 60 نمونه بود و نمره اثر عبارات سنجیده شد.
بدین منظور به روش خوشه ای چند مرحله ای تعداد 1000 دانش آموز مقطع ابتدایی تامتوسطه(6 تا 17 سال) شهر مشهد در سال تحصیلی 96-97 انتخاب و (979) دانش آموز پرسشنامه را تکمیل کردند. ، از 63 نفر از آن ها خواسته شد به فاصله دو هفته در بازآزمون شرکت کنند. پایائی آزمون با استفاده از روش های آلفای کرونباخ90/0 مشخص شد.، ضریب تنصیف، با زآزمون، محاسبه ضریب همبستگی این آزمون با آزمون کولیج (2002؛ زاهدی و علیزiده، 1383) در نمونه 200 نفری مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: پرسشنامه در جامعه ایرانی نیز از پایایی و اعتبار خوبی برخوردار و قابل کاربرد در حیطه های مختلف پژوهش در ایران است. نتیجه گیری: برای کل مقیاس کارکردهای اجرایی و خرده مؤلفه‌های خود مدیریتی زمان ، خودسازمان دهی/ حل مسأله ، خودکنترلی/ بازداری ، خود انگیزشی و خود نظم‌جویی هیجانی ضرایب آلفا به ترتیب برابر 90/0، 85/0، 82/0، 78/0، 76/0 و 72/0 میباشند که بیانگر پایا بودن مقیاس کارکردهای اجرایی می‌باشند. نتایج روایی آزمون در تمام خرده مقیاسها 79/0 می باشد

اثربخشی آموزش والدین شناختی رفتاری بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان

دوره 5، شماره 20، زمستان 1394، صفحه 109-123

https://doi.org/10.22054/jpe.2015.1916

مهدی قدرتی میرکوهی، پرویز شریفی درآمدی، قاسم عبداللهی بقرآبادی

چکیده رویکردهای مختلفی در درمان اختلال های رفتاری در کودکان وجود دارد که عمدتا آموزش مبتنی بر تغییر و اصلاح رفتار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش والدین مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. در این مطالعه والدین و کودکان 8 تا 10 ساله مراجعه کننده به کلینیک روانشناسی که با استفاده از مصاحبه بالینی، پرسشنامه سنجش مبتنی بر تجربه آخن باخ فرم والدین (ASEBA) (جهت تشخیص اختلال های رفتاری) و ملاک های مبتنی بر DSM-5، تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای داده شده بودند، به عنوان جامعه آماری در پژوهش شرکت کردند و ازمیان آنان 20 نفر با استفاده ازنمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل جایگزین شدند. پروتکل درمانی در 9 جلسه از طریق آموزش والدین و در منزل به اجرا در آمد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس بررسی شد. تحلیل نتایج بیانگر تاثیر آموزش والدین مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که درمانگری هایی که در آن خانواده نقشی محوری داشته و حضوری فعال در برنامه های مداخله ای دارند اثربخشی بالاتری دارند.

ابر واژگان